اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه توحیدى اهل ذكر

0
عنوان بصری
ورد و ذکر
نسخه عربی

دیدگاه توحیدى اهل ذكر

10
  • دیدگاه توحیدی اهل ذكر، علت عدم امكان مشغولیت آنان به دنیا

  • چنین اشخاصی چون همه‌چیز را یكی می‌بینند، لذا دیگر تجارت و بیع آنها را مشغول نمی‌كند.

  • ناتوانی اهل ذكر از نگاه استقلالی به ماسوی‌اللَه‌

  • بنابراین، آنچه ما از این عبارت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و از آیه‌ (رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَه)1 می‌فهمیم این است كه آنها رجالی هستند كه لهو اصلًا درموردِ آنها تصور ندارد و دیگر اگر هم بخواهند، چنین قدرتی ندارند.

  • یكی از دوستان ما كه سابقاً خلبان هواپیماهای هفتصدوچهل‌وهفتِ پانصدنفره بود، می‌گفت:

  • روزی به اتفاق عده‌ای از خلبان‌های پاكستانی به كراچی رفتیم؛ خلبان، پاكستانی و هواپیمای ما هم هفتصدوچهل‌وهفتِ پانصدنفره بود. خلبان در هنگام فرود به‌نحوی هواپیما را نشاند كه انگار هواپیما را از فاصله دویست‌متری به زمین پرت كردند و تمام لاستیك‌ها تركید.

  • یكی از خلبان‌هایی كه آنجا بود به من گفت: «فلانی، من اگر هم بخواهم، نمی‌توانم هواپیما را این‌طور فرود بیاورم؛ و اصلًا قدرت چنین كاری را ندارم!»

  • این فرد به‌نحوی برطبقِ نظام و اصول خلبانی پیش آمده و كار كرده كه برای او ملكه شده است و دیگر اصلًا نمی‌تواند غیر از این اسلوب هواپیما را بنشاند. اهل ذكر هم كه در این موقعیت قرار گرفته‌اند، بخواهند یا نخواهند اصلًا نمی‌توانند غیرخدا را ببینند.

  • شخصی كه همه اموال را مال خدا می‌بیند، مصونیت قانونی پیدا می‌كند و اصلًا ممكن نیست در مغز و مخیله‌اش ضرر و زیان راه پیدا كند؛ لذا در این آیه می‌فرماید: (رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَه)؛ «فكر آنها به این صورت درآمده است كه حتی اگر هم بخواهند، دیگر تجارت و بیع آنها را به لهو نمی‌كشاند.»

  • بنده سال‌ها با مرحوم آقا رضوان اللَه علیه راجع‌به مسئله‌ای توحیدی بحث‌داشتم. جالب اینكه گاه‌گاهی خود ایشان بدون مقدمه راجع‌به این قضیه كه چهار ماه پیش با هم صحبت كردیم و هیچ‌وقت به توافق نرسیدیم، شروع به صحبت می‌كردند.2 سه ماه قبل از فوتشان در تعطیلات ایام بهار كه به مشهد مشرّف شده بودم، ایشان را داخل اتاقشان زیارت كردم. زیر كرسی نشسته بودیم و شاید می‌دانستند كه دیگر ما ایشان را تا آن روز آخر نمی‌بینیم؛ لذا یك‌دفعه فرمودند:

    1. سوره نور (٢٤) آيه ٣٧.
    2. ايشان بسيار عجيب بود! رضوان الله عليه! و در مرتبه‌اى قرار داشت كه واقعاً عقول ما نسبت به آن قد نمى‌دهد.