دیدگاه توحیدى اهل ذكر
14عمر آدمی، بالاترین نعمت الهی
حال آیا تابهحال توجه داشتهایم كه این عمر بالاترین نعمتی است كه خدا در این دنیا به ما داده است و هیچچیز دیگری جایگزینش نیست؟! تصور نكنید كه اگر در شصتسالگی از دنیا رفتید و میتوانستید با این مقدار وقت كاری انجام دهید و ندادید، بقیهاش را در برزخ سپری میكنید؛ این فرصت دیگر برنمیگردد و لذا امام مجتبی علیهالسّلام میفرماید: «واعمَل لآخِرَتِكَ كَأنَّكَ تَموتُ غَدًا؛ برای آخرت خود آنطور باش كه گویی همین الآن فرصت از بین میرود.»
كلام مرحوم علّامه طهرانی مبنی بر ظنین بودن بر عمر خود
مرحوم والد بارها میفرمودند:
من بر عمر خودم ظنین بودم.
معنای این كلام این است كه من نسبت به عمر خود بدگمان بودم و دائماً خیال میكردم كه ممكن است ده دقیقه دیگر از دنیا بروم. اگر شخصی چنین موقعیتی داشته باشد و بهطوركلی تسویف را از ذهن خود كنار بگذارد و همیشه خود را در آخر وقت احساس كند، دیگر نمیگذارد هیچ عملی از او فوت شود.
در فقره سوم میفرماید: «واعمَل لِلّهِ بِقَدرِ حاجَتِكَ إليه؛ بهاندازهای برای خدا كار انجام بده كه به او احساس نیاز و احتیاج میكنی.»
ما چقدر به خدا احساس نیاز داریم؟ در قبال جمله «آن ذره كه در حساب ناید ماییم» باید گفت: «آنكس كه در حساب ناید خداست!» اگر از اول صبح كه آفتاب میزند تا وقتیكه میخوابیم تمام كارهای خود را در یك ورق بنویسیم و محاسبه كنیم آنوقت متوجه میشویم كه چقدر به خدا و چقدر به خلق خدا احتیاج داریم!
و اما در فقره چهارم میفرماید: «واعمَل لِلنّارِ بِقَدرِ صَبرِكَ علَيها؛ برای آتش بههمان اندازهای كه تحمل ورود در آن را داری، عمل كن و مایه بگذار.»
بیان روایت نبوی
«النّاسُ نيامٌ، إذا ماتوا انتَبَهوا» مردم گیج و خواباند؛ لذا فرمود: «النّاسُ نِيامٌ إذا ماتوا انتَبَهُوا.»1
گویی مواد بیهوشی به ما تزریق شده است كه دیگر چیزی را ادراك نمیكنیم و هر كاری را انجام میدهیم. اگر بههوش بودیم، سوزندگی عمل را كه سوزندگی دوری از حق و ظلمت و كدورت است، احساس میكردیم.
- مرآة العقول، ج ٨، ص ٢٩٣.
ترجمه:« مردم در خواب غفلت هستند؛ هنگامى كه بميرند، بيدار مىشوند.» (محقق)
- مرآة العقول، ج ٨، ص ٢٩٣.

