اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

0
عنوان بصری
ورد و ذکر

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

10
  • لَعِبَت هاشِمُ بِالمُلكِ فَلا***خَبَرٌ جاءَ و لا وَحی نَزَل‌
  • لَستُ مِن خِندِفَ إن لَم أنتَقِم‌***مِن بنی أحمدَ ما كانَ فَعَل‌1
  • «محمد از فرزندان هاشم چند روزی با سلطنت بازی كرد (و مردم را دور خود جمع كرد و رفت)؛ ولیكن بدانید نه خبری از عالم غیب آمده و نه وحی‌ای نازل شده است!

  • من از قبیله خِندِف نیستم اگر انتقام حوادث گذشته را از فرزندان احمد نستانم!»

  • یزید كافر بود و كفرش به‌نحوی بود كه اگر دستمان به او می‌رسید به از بین بردن و اعدام او تكلیف پیدا می‌كردیم؛ اما در همان موقع این مسئله نباید تمام فكر ما باشد و بنابراین با از بین نرفتن او نباید ناراحت شویم. اقدام انسان به‌بهای ترتّب یك اثر نیست، بلكه به‌بهای انجام وظیفه و تكلیف است.

  • رضایت عملی از مشیت الهی، سبب رشد سالك‌

  • این مسئله مهم، سبب رشد انسان و برنامه سیروسلوك است؛ و الّا ممكن است‌انسان شهید راه حمار شود، نه شهید راه رسول‌اللَه و امام علیه‌السّلام و رضای پروردگار.2

  • بنابراین، امام علیه‌السّلام می‌خواهند در عبارت: «معَ ذلكَ لى أورادٌ فى كُلِّ ساعَةٍ مِن آناءِ اللَيلِ و النَّهار»

  • به عنوان بصری بفرمایند: بااینكه من اشتغالاتی دارم و با مردم مرتبطم و به رتق‌وفتق امور منزل و خارج منزل می‌پردازم، درعین‌حال وقتی را برای اوراد و اذكار خود قرار داده‌ام كه اگر نباشد، نمی‌توانم به این دو جنبه برسم و حظّ خود را از این حیات بگیرم.

  • صوفی خواندنِ آیةاللَه غروی اصفهانی از سوی علمای نجف‌

  • مرحوم شیخ محمدحسین كمپانی اصفهانی كه ساعت‌ها در حرم امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در حال سجده ذكر می‌گفت، فردی معمولی و بیكار نبود؛ این مرد بزرگ كه امروزه كتبش به‌عنوان كتب درسی مطالعه می‌شود از اعلم فضلاء و مراجع نجف بود، نه فردی مُخَبَّل كه عقلش را از دست داده باشد و ساعت‌ها در حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بنشیند و ذكر بگوید.

  • همین علماء و آخوندها ایشان را مسخره می‌كردند و طعن می‌زدند و می‌گفتند: «این آدم بیكار را ببینید كه مثل صوفی‌ها و دراویش در حرم سر به سجده گذاشته و ذكر می‌گوید.»

    1. روضة الواعظين، ج ١، ص ١٩١؛ مناقب آل ابى‌طالب، ج ٤، ص ١١٤.
    2. شخصى در يكى از جنگ‌ها در ركاب پيامبر اكرم به‌منظور كسب غنيمت و به‌دست آوردن حمار يكى از كفار مى‌جنگيد و اتفاقاً در راه حمار هم كشته شد.*
      (*) المهجة البيضاء، ج ٨، ص ١٠٤؛ جامع السّعادات، ج ٣، ص ١١٣:
      « إنَّ رجُلًا قُتِلَ فى سبيلِ اللّهِ و كانَ يدعى" قَتيلَ الحِمارِ" لِأنَّهُ قاتَلَ رَجُلًا لِيَأخُذَ سَلَبَهُ و حِمارَهُ فَقُتِلَ على ذلك فأُضيفَ إلى نيّتِهِ. و هاجَرَ آخَرُ ليَتَزَوَّجَ امرَأَةً فكانَ يسَمّى" مُهاجِرَ أمِّ قَيسٍ!"»
      ترجمه:« مردى در راه خدا كشته شد و در ميان اصحاب به" كشته الاغ" خوانده مى‌شد؛ زيرا او با مردى پيكار كرد تا لباس و الاغ او را غارت كند اما در اين راه كشته شد؛ لذا كار او را به نيّتش نسبت دادند. همچنين فرد ديگرى براى اينكه زنى را به زوجيت خود درآورد مهاجرت كرد؛ روى‌اين‌جهت او را" مهاجر امّ‌قيس" ناميدند!» (محقق)