اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
ورد و ذکر

اهميت ذكر و جايگاه آن در سير و سلوك الی اللَه شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 تهذيب نفس و عمل به اوراد و اذكار و دستورات سير و سلوك ،اختصاص به افراد بيكار و به دور از مسائل و اشتغالات عالم دنيا ندارد 2 جامعيّت و اكمليّت شريعت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم فراتر از رهبانيّت بوده و دستورات آن بر اساس رعايت دو جنبة ظاهر و باطن بنا نهاده شده است 3 ديدگاه ناصحيح افراد مبني بر اينكه جريان حقّ همواره بايد در تعامل و رقابت ظاهري با باطل بر آن پيروز و فايق آيد 4 انبياء و اولياء الهي همۀ كمالات و ارزش‌هاي وجودي خود را از پروردگار و در جنبۀ ربطي خويش مشاهده مي‌كنند نه بر جنبۀ ظهور و مظهريِ آن 5 بزرگ‌ترين اشتباه بلعم باعورا استفاده از نيرو و كمالات الهي بر عليه مظهر حق پروردگار بوده است 6 انبياء و اولياء الهي با وجود بهره‌مندي از كمالات لايتناهي در مقام غيرت و عزّت پروردگار متعال به اندازة سر سوزني نمي‌توانند از دستورات او تخطّي كنند 7 پاسخ پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم به جبرئيل در جنگ احد پس از آن كه او در خطاب به پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از جانب پروردگار متعال مي‌فرمايد: ما كليد قواي مدبّره عالم را در اختيار تو مي‌گذاريم تا بر عليه اين مردم هر دعائي كه مي‌خواهي بكن 8 ترک کردن خليفۀ اول و ثاني جنگ احد را و بازگشت به مدينه پس از گذشت سه روز 9 آشكار شدن شرافت و برتري مقام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه و آله و سلم بر ساير انبياء الهي و مقام تسليم و رضاي او نسبت به اراده و مشيت پروردگار در جنگ احد 10 تهمت و توهم نادرست برخي از افراد مبني بر اينكه عرفاء الهي افراد گوشه‌گير و منزوي بوده كه خود را از توجه به مصالح و مفاسد مسلمين در حاشيه قرار مي‌دهند 11 عارف الهي شخصي است كه از هر قَیّمي و سياستمداري نسبت به خلق خدا احساس مسئوليت بيشتري دارد و اراده و مشيت پروردگار را به نحو أتم و اكمل در عالم دنيا محقّق مي‌كند 12 عارف الهي فردي است كه علي‌رغم اطّلاع از مآل و سرنوشت جنگ صفين بر اساس عمل به وظيفه و تكليف خود به 18 ماه جنگ و مبارزه بر عليه معاويه مي‌پردازد 13 سيّدالشهداء عليه السلام با علم به شهادت خويش بر اساس انجام وظيفه و تكليف الهي به سمت كربلا روانه مي شود 14 اهميت جايگاه تهذيب نفس و عمل به اور

ضرورت ذكر در عین اشتغال به امور دنیوى‏

4
  • مسئله مهم این است كه خداوند استجابت دعا و تأثیر كلام قدّوسی رسولش را وسایط و وسایلی از ناحیه خود می‌داند.

  • چه شخصی به حضرت موسی ید بیضاء و آن عصا و اژدها را داده است كه سِحر سحره را باطل می‌كند و همه را از بین می‌برد؟! آیا این معجزات از خودش بود یا خداوند به او عطا فرمود؟! وقتی‌كه عصا به اژدها تبدیل شد، خود حضرت موسی هم باور نمی‌كرد؛ لذا ترسید و فرار كرد و خطاب آمد: (يا مُوسى‌ لا تَخَفْ)!1 اگر حضرت موسی این عمل را از خود می‌دید چه‌بسا اژدها خود او را هم می‌گرفت! اما حضرت موسی می‌دانست كه او فقط یك مَظهر است و هرچه هست، تجلّی توحید است.

  • جنبه ربطی پیامبر، دلیل قدرت بر خرق عادات‌

  • استجابت دعای پیغمبر كه باعث می‌شود تمام عالم كُن‌فَیكون شود و نیرویی كه او را مساعدت می‌كند، از جنبه ربطی پیغمبر است نه جنبه مَظهری؛ و این مسئله را پیغمبر اكرم بهتر از ما می‌داند.

  • انتساب قوای الهی به خود، بزرگ‌ترین خطر سلوك‌

  • بزرگترین خطری كه سالك را تهدید می‌كند این است كه قوایی را كه خداوند به او عنایت كرده از خودش ببیند و خود را واجد این قدرت مشاهده نماید. قرآن راجع‌به بلعم باعورا می‌فرماید: (وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا)؛2 «ای پیغمبر، بخوان سرگذشت كسی‌را كه ما از آیه‌های خود به او عنایت كردیم!»

  • استفاده بلعم باعورا از نیروی الهی، علیه مظهر حقّ خدا حضرت موسی‌

  • بنابراین بلعم باعورا نیز این نیرو و قدرت را داشت، ولی اشتباه او این بود كه قرار شد از این نیرو علیه مظهری از مظاهر حقّه پروردگار استفاده كند؛ وقتی به او گفتند كه تو مستجاب‌الدّعوه هستی، علیه موسی دعا كن، او بااینكه می‌دانست موسی بر حق و رسول خداست و كار او مُمضای ازطرف پروردگار است، درعین‌حال بر الاغش سوار شد تا در بالای كوه علیه حضرت موسی دعا كند.

    1. سوره نمل (٢٧) آيه ١٠. معادشناسى، ج ٩، ص ٥٩:
      « ... اى موسى، مترس!»
    2. سوره اعراف (٧) آيه ١٧٥ و ١٧٦:
      (وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ* وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ)
      معادشناسى، ج ٨، ص ١٦٠:
      « و اگر ما مى‌خواستيم هرآينه به‌واسطه آياتى كه به او داده بوديم او را بالا مى‌برديم، وليكن او به زمين گراييد و توجه كرد و از هواى نفس خود پيروى كرد؛ پس مثال او مثال سگ است كه اگر او را تعقيب كنى لَه‌لَه مى‌كند، و اگر هم او را رها كنى لَه‌لَه مى‌كند. اين است مثال گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند؛ پس اى پيامبر! اين حكايات و داستان‌ها را براى مردم بازگو كن كه اميد است آنها تفكر كنند.»