
تأثیر تكوینى اذكار الهى
اهميت ذكر و جايگاه آن در سير و سلوك الی اللَه شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 در مسألۀ سير و سلوك الي اللَه آن جرياني ميتواند حق باشد و جامع جميع ظهورات جماليّه و جلاليّه حق باشد كه با مشيّت الهي در نظام تكوين تطبيق بيشتري داشته باشد 2 تأثير اوراد و اذكار در سلوك انسان و رشد معنوي و تربيت نفسي او چگونه ميباشد 3 انسان موجودیست متشكّل از روح و مادّه و ارتباط او با قوانين تكوين و نظام احسن خلق در هر دو بُعد جداي از ساير پديدهها و قوانين حاكم بر نظام احسن نمی باشد 4 هر يك از دو بُعد وجودي انسان از روح و بدن براي رشد و تكامل معنوي و مادّي احتياج به تغذيه متناسب با خود را دارد 5 ذكر سخني بسيار حكيمانه از ابن سينا در اهميّت جايگاه علم و طلب آن 6 ذكر حكايتي از ابن سينا مبني بر تأثير نماز شب و بيداري در بين الطلوعين در روح افراد و كيفيت بروز و ظهور خارجي آن 7 شاكله و نظام وجودي انسان به گونهاي است كه بدون تهذيب نفس و انجام مراقبه دسترسي به حقائق عالم وجود و حصول رشد و كمال معنوي براي او امكانپذير نميباشد 8 ذكر حكايتي از مرحوم آيةاللَه بروجردي مبني بر اهميت جايگاه علم و مطالعه در نزد ايشان 9 از جملة اموري كه براي رسيدن انسان به مقام كمال و استجماع ظهورات مختلفة اسماء و صفات جماليه و جلاليه پروردگار ضروري ميباشد پرداختن به اذكار و اوراد ميباشد 10 انجام اذكار و اوراد سبب تلطيف نفس و تجرّد آن شده، زمينه را براي انكشاف حقائق و مظاهر اسماء و صفات پروردگار در وجود انسان محقق ميكند 11 عالم وجود داراي مراتب و مراحل مختلفي بوده و براي رسيدن و گذر از هر يك از اين مراتب تا ادراك مقام ذات پروردگار متعال انسان نيازمند دستورات و اَعمال خاصِ متناسب با هر مرحله ميباشد 12 هر يك از تكاليف عبادي و دستورات ديني داراي اثر و تأثير خاصي بر روي نفس انسان بر اساس اختلاف حالات و كيفيت ارتباط انسان با نظام عالم وجود ميباشد 13 بزرگان و اولياء الهي براي رشد و ترقي سالك اشتغال به اوراد و اذكار را از اهم مسائل در سير و سلوك راه الهي ميدانند 14 مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه در خطاب به مرحوم علامه طباطبائي ميفرمايند: اگر دنيا ميخواهي نماز شب بخوان! اگر آخرت ميخواهي نماز شب بخوان!
تأثیر تكوینى اذكار الهى
3نیازمندی روح به ذكر، همانند احتیاج جسم به تغذیه
همانطور كه انسان برای جسم خود به تغذیه مادی احتیاج دارد، ازنقطهنظر ارتقاء و تكامل روح نیز به تغذیه نیازمند است. فرد بیكار هیچوقت نمیتواند از جهت روحی رشد كند؛ امكان ندارد شخصی كه تمام مدت زندگی خود را به ورزش و امثال آن گذارنده بتواند مكتشف و دانشمند شود.
روح و نفس انسان برای تحصیل و رسیدن به مرتبه كمال چه نسبت به علوم ظاهری و چه نسبت به علوم باطنی به غذا و ممارست احتیاج دارد و در این راستا اگر موانعی برای او پیش آید، طبعاً در رسیدن به آن هدف ناكام است. ابنسینا در كلامی بسیار منطقی و حكیمانه میفرماید:
رابطه اعتدال مزاج با طلب علم در كلام ابنسینا
مزاج انسان زمانی در مرحله اعتدال و بهدور از افراط و تفریط قرار دارد كه هیچگاه میل و طلب به علم در او از بین نرود.
هروقت احساس كردید طالب علم نیستید، یا نسبت به فراگیری علوم كسالت دارید، بدانید مزاج شما مریض است. ممكن است انسان ازنظر مادی و شكل و شمایل هیچگونه عیب و نقصی نداشته باشد و تمام فرمولهای صحت و سلامت بدن او در نقطه اعتدال قرار داشته باشد، اما چون ازنظر روحی و معنوی میل به علم و رسیدنبه كمال در او وجود ندارد، بیمار است.
تأثیر بیداری بینالطلوعین در قوای فكری انسان
صحبت در این است كه عدم بیداری شب و بینالطّلوعین تأثیر فراوانی در قوای ذهنی و فكری انسان دارد و نحوه تفكر و برداشت فرد را نسبت به حقایق تغییر میدهد، و لذا در روایات آمده است كه روزی انسان را در هنگام بینالطّلوعین تقسیم میكنند.1 و2 نقل است كه میگویند:
حكایتی از ابنسینا پیرامون تأثیر تهجّد بر ذهن
روزی ابنسینا وارد كلاس شد و در بین درس ملاحظه كرد شاگردانش سؤالاتی میپرسند كه با روزهای قبل تفاوت دارد؛ به آنها گفت: «دیشب را چگونه گذراندید؟»
- بصائر الدّرجات، ص ٣٤٣:
« علىّ بنِ الحُسَينِ عليه السّلام فى حديثٍ قالَ:" يا أبا حمزة، لا تَنامَنَّ قَبلَ طلوعِ الشَّمسِ فَإنّى أكرَهُها لَكَ؛ إنَّ اللهَ يقَسِّمُ فى ذَلِك الوَقتِ أرزاقَ العِبادِ و عَلى أيدينا يجريها."»
ترجمه:« اى اباحمزه، هرگز پيش از طلوع آفتاب مخواب كه من اين كار را برايت مكروه مىدانم؛ بهتحقيق كه خداوند در آن هنگام روزىِ بندگان را تقسيم مىكند و بهدست ما اهلبيت آن تقدير را اجرا مىنمايد.» (محقق) - البته منظور از رزق، نان و آب و علف نيست؛ منظور بَهاء و نورانيتى است كه خداوند متعال در آن روز براى تلقّى حقايق، به اين شخص عنايت مىكند؛ آن نورانيت مترتّب بر بيدارىِ بينالطّلوعين است و اثرش در صورت و چهره افراد مشخص است.
- بصائر الدّرجات، ص ٣٤٣:
