
حقیقت اسماء حُسناى الهى
حقيقت معناي اسماء حسناي پروردگار متعال شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 هر يك از اذكار و اوراد اسامي و كلمات حسناي پروردگار ميباشد كه رشد و تكامل انسانها بدون اشتغال به آنها امكانپذير نميباشد 2 تفسير صدر آيه 180 سورۀ مباركه اعراف: ولله الاسماء الحسني فادعوه بها 3 اسماء حسناي الهي نشانهها و علاماتي ميباشند كه حكايت كنندهاند از حقايق و واقعيّاتی كه اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد. 4 تفسير فقرۀ شريفه يا نوراً فوق كلِّ نور از دعاي جوشن كبير 5 جريان عالم خلق عبارت است از نظامي كه خداوند متعال همۀ ظهورات مختلفه نوريّه را در آن نظام جمع نموده كه لازمه آن تصادم و تضاد در عالم وجود و خلقت ميباشد 6 ذكر حكايتي از استاد طهراني مبني بر رفع اختلاف ميان دو نفر توسط ايشان بر پاية دوري و پرهيز از خودبيني و طلبكار بودن 7 از جمله دستورات سلوكي كه بزرگان و اولياء الهي به شاگردان خويش توصيه ميكردند اين است كه انسان همواره خود را در ارتباط با خلق خدا بدهكار ببيند 8 تحقق مدينه فاضله و وحدت كلمهاي كه ائمه عليهمالسلام به آن توصيه مينمودند در گرو همدلي و يكرنگي افراد جامعه تحقق مييابد 9 سلوك يعني حذف تعينات و يك ديدن و توجه به واقعيت و حقيقتي كه عبارت است از ذات بحت و بسيط پروردگار متعال 10 ديد وحدتبين پبامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم هر يك از مسلمان و کافر را در اتّجاه حقيقت توحيد يكسان نظاره می کند 11 حقيقت عرفان و توحيد به معناي انحصار اتّجاه و حركت انسان به سوي مبدأ واحد در همۀ امور و كارها ميباشد 12 توضيحي راجع به كيفيت تنظيم و ترتيب عالم وجود بر اساس اسماء حسني پروردگار متعال 13 از آنجايي كه همۀ مراتب عالم وجود بر اساس نزول اسماء حسناي پروردگار ميباشد وظيفۀ انسان در ارتباط با خود و خانواده و ديگران تحقق نظام احسن به عنوان يك تربيت عملي در وجود خود مي باشد 14 اميرالمؤمنين عليه السلام آينۀ تمام نماي اسماء حسناي پروردگار و ميزان حق ميباشد
حقیقت اسماء حُسناى الهى
توضیحات:
حقيقت معناي اسماء حسناي پروردگار متعال شرح فقره: انی رجل مطلوب و مع ذلك لی أوراد في كل ساعة من آناء اللیل والنهار فلا تشغلني عن وردي 1 هر يك از اذكار و اوراد اسامي و كلمات حسناي پروردگار ميباشد كه رشد و تكامل انسانها بدون اشتغال به آنها امكانپذير نميباشد 2 تفسير صدر آيه 180 سورۀ مباركه اعراف: ولله الاسماء الحسني فادعوه بها 3 اسماء حسناي الهي نشانهها و علاماتي ميباشند كه حكايت كنندهاند از حقايق و واقعيّاتی كه اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد. 4 تفسير فقرۀ شريفه يا نوراً فوق كلِّ نور از دعاي جوشن كبير 5 جريان عالم خلق عبارت است از نظامي كه خداوند متعال همۀ ظهورات مختلفه نوريّه را در آن نظام جمع نموده كه لازمه آن تصادم و تضاد در عالم وجود و خلقت ميباشد 6 ذكر حكايتي از استاد طهراني مبني بر رفع اختلاف ميان دو نفر توسط ايشان بر پاية دوري و پرهيز از خودبيني و طلبكار بودن 7 از جمله دستورات سلوكي كه بزرگان و اولياء الهي به شاگردان خويش توصيه ميكردند اين است كه انسان همواره خود را در ارتباط با خلق خدا بدهكار ببيند 8 تحقق مدينه فاضله و وحدت كلمهاي كه ائمه عليهمالسلام به آن توصيه مينمودند در گرو همدلي و يكرنگي افراد جامعه تحقق مييابد 9 سلوك يعني حذف تعينات و يك ديدن و توجه به واقعيت و حقيقتي كه عبارت است از ذات بحت و بسيط پروردگار متعال 10 ديد وحدتبين پبامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم هر يك از مسلمان و کافر را در اتّجاه حقيقت توحيد يكسان نظاره می کند 11 حقيقت عرفان و توحيد به معناي انحصار اتّجاه و حركت انسان به سوي مبدأ واحد در همۀ امور و كارها ميباشد 12 توضيحي راجع به كيفيت تنظيم و ترتيب عالم وجود بر اساس اسماء حسني پروردگار متعال 13 از آنجايي كه همۀ مراتب عالم وجود بر اساس نزول اسماء حسناي پروردگار ميباشد وظيفۀ انسان در ارتباط با خود و خانواده و ديگران تحقق نظام احسن به عنوان يك تربيت عملي در وجود خود مي باشد 14 اميرالمؤمنين عليه السلام آينۀ تمام نماي اسماء حسناي پروردگار و ميزان حق ميباشد
حقیقت اسماء حُسناى الهى
11بنا بر آنچه گذشت اسم «جواد»، «فیاض»، «علیم»، «قدیر»، «رحیم» و «عطوف» همه از اسماء حسنای الهی هستند و اسم عبارت است از كلمهای كه حاكی و نشاندهنده واقعیتی است، و این اسم به لحاظ آن واقعیت، دارای شرافت یا قباحت میشود.
تأثیر الفاظ در نفس بهواسطه معانی ماورای آن
باتوجهبه اینكه هر لفظ و صوتی، دارای طول موج خاصی است كه به پرده گوش میخورد و بهواسطه عصب حالتی را در انسان بهوجود میآورد، پس چرا اگر شخصی كلام خوشحالكنندهای به شما بگوید، خوشحال میشوید و اگر طعنهایبزند و تعریضی كند، متأثّر میشوید؟ پاسخ این است كه خود این صوت بهتنهایی مؤثر نیست و معانی ماورای این صوت كه صوت از آن حكایت میكند، در نفس مؤثر است و گاهی شما را منبسط و گاهی متألّم و منقبض مینماید.
لزوم توجه به حقیقت اسماء الهی در هنگام ذكر
بنابراین، منظور از آیه (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) این است كه در ماورای این اسماء، معانی خاصی قرار دارد كه باید خداوند متعال را به آن معانی خواند و آن معانی را مورد نظر قرار داد؛ و الّا ذكر لفظی «یا علیم» و «یا رازق» و «یارحیم» و «یا اللَه» را كفار و منافقین هم میگفتند. حقیقتی كه در ماورای این اذكار وجود دارد، اسماء الهی است و این كلمات، الفاظی حكایتكننده از مرتبهای است كه آن مرتبه نشانه پروردگار است؛ مثلًا حروف قاف و دال و یاء و راء در اسم «قدیر» از حقیقتی حكایت میكند كه آن حقیقت اسمُاللَه است.
تعبیر روایات از ائمه علیهم السّلام به اسماء حسنای الهی
برایناساس است كه در روایات از (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى) تعبیر به ائمه علیهمالسّلام شده است.1 معنای (وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها) آن است كه ائمه علیهمالسّلام نشانههای قدرت و علم پروردگارند! اگر فردی بخواهد علم خدا را بیابد، باید به سراغ حضرت بقیةاللَه ارواحنا فداه برود كه مظهر اسماءاللَه است، نه امثال بنده كه به اندازه یك مورچه هم علم ندارند؛ اگر شخصی بخواهد قدرت پروردگار را دریابد، باید به سراغ امیرالمؤمنینی برود كه خورشید را جابهجا میكند،2 و3 نه بنیآدمی كه قدرت برداشتن یك وزنه دویستكیلویی را نیز ندارد. اگر كسی بخواهد قدرت خدا را ببیند، به سراغ پیغمبری برود كه با یك اشاره ماه را دونیم میكند و نیمی را در سر جای خود نگه میدارد و نیمِ دیگر را هفت شوط به دور كعبه طواف میدهد و بعد به نیمِ دیگر میچسباند.4 اگر دست ما مستقیماً به او نمیرسد، حدّاقل براساس (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ)5 به سراغ پیغمبری برویم كه چنین قدرتی دارد.
- الكافى، ج ١، ص ١٤٣:
« عن معاويةَ بنِ عمّارٍ، عن أبى عبدِ اللهِ عليهِ السّلامُ فى قَولِ اللهِ عزَّ و جلَّ:﴿ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها﴾ قالَ:" نحنُ و اللهِ الأسماءُ الحُسنَى الّتى لا يقبَلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلًا إلّا بِمَعرفتِنا."»
معادشناسى، ج ٤، ص ٢٤٣:
« معاويةبنعمّار از حضرت صادق عليهالسّلام حديث مىكند كه در قول خداى عزّوجلّ: و از براى خداست اسماء حُسنى؛ پس خدا را به آن اسماء بخوانيد حضرت فرمود:" سوگند بهخدا كه ما اسماء حُسنى هستيم، آنچنان اسمائى كه خداوند از بندگانش هيچ عملى را قبول نمىكند، مگر به معرفت ما."» - مسجد ردُّالشّمسِ مدينه مكانى است كه اميرالمؤمنين عليهالسّلام از آنجا با اشارهاى خورشيد را پس از غروب برگرداندند و نماز عصر را كه نخوانده بودند، ادا نمودند.
- الكافى، ج ٤، ص ٥٦١؛ الإرشاد، ج ١، ص ٣٤٥؛ وقعة صفين، ص ١٣٥.
- مناقب آل ابىطالب، ج ١، ص ١٢٢.
- سوره مائده (٥) آيه ٣٥. معادشناسى، ج ٩، ص ١٢٩:
« و بهسوى پروردگار، وسيلهاى بجوييد.»
- الكافى، ج ١، ص ١٤٣:
