لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
10مرحوم والد دور ضریح امام رضا علیهالسّلام طواف میكردند1 و چون حال ایشان مساعد نبود، شخصی میخواست افراد را بهجهت اینكه به ایشان برخورد نكنند، دور كند؛ وقتی متوجه شدند، فرمودند:
آقا! هركس مشغول به انجام كاری است؛ به زوّار چه كار دارید؟! همه میآیند و ما هم یكی از اینها؛ آن كسی كه در وقت شلوغی به حرم میآید باید این لوازم را نیز بهجان بخرد.
این چه حساب قرب و بُعدی است كه ما در این مسائل برای خود قائل شدهایم؟! شاید آن بیچاره مفلوكی كه سَلانهسَلانه با عصا به حرم میآید، هزاران مرتبه از بنده و امثال بنده به مقام و موقعیت علیبنموسی الرّضا علیهالسّلام نزدیكتر باشد؛ چرا او را كنار میزنید؟! تمام این بیابروها و قُرق كردنها، خلاف و از شئون دنیاست و این افراد بویی از رحمانیت پروردگار نبردهاند.
مرام امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسّلام اینگونه نبوده است؛ روش امیرالمؤمنین در هنگام خانهنشینی و هنگامی كه به حكومت رسید، بر یك منوال بوده است. اگر مرام بزرگان را ملاك قرار دهیم و به آن عمل نماییم، جلو میافتیم و الّا عقب خواهیم ماند.
نقصان ابدی مرتبه كمالی انسان در اثر تسویف
این نفس احتیاج به ممارست دارد. همانطور كه در جلسات گذشته عرض شد برای هر شخصی وقت محدودی وجود دارد كه این سهمِ محدود یا تماماً در دنیاست یا مقداری از آن در دنیا و مقداری در آخرت است. اگر انسان حقّ این سهم محدود را در وقت مربوطه انجام دهد، به همان مقدار جلو خواهد بود و اگر انجام ندهد آنچه را خداوند از الطاف و نعماتش بعداً نصیب میكند جایگزین این سهمِ ازبینرفته نخواهد شد و اگر شخصی به فناء نیز برسد از حساب او كم خواهند گذاشت.
ظهور اثر استمرار مراقبه پس از فنای ذاتی در میزان سعه و ظرفیت سالك
اثر آن سهم در بعد از فناء كه ظرفیتها را تقسیم میكنند، مشخص خواهد شد؛ زیرا میزان بزرگی و سعه ظرفیتی كه نصیب هر شخص میشود براساس تلقّی اسماء جمالیه و جلالیه پروردگار بعد از فناء است و الّا در مرتبه فناء كه انسان ادراكی ندارد.
- جهت اطلاع بيشتر پيرامون حكم طواف ضريح ائمه عليهمالسّلام، رجوع شود به روح مجرد، ص ١٩٧.

