لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
13در مقابل عدهای نیز هستند كه استارتنخورده در حركتند و باید آنها را گرفت؛ مثلًا در مقام جود تا حدّ اسراف و اشكال بخشش میكنند؛ خداوند به پیغمبرش میفرماید: (وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ).1 «درموردِ انفاق نه چون دستِ بسته و بهگردنغلزده، بهمقدار كم اكتفا كن و نه آنقدر دستت را باز كن كه برای خانواده و زندگی خودت چیزی باقی نماند.»
این نفس به تمرین و ممارستِ دائم احتیاج دارد و این ممارست «ذكرُاللَه (است. آنچه موجب میشود انسان از توجه به عالم كثرات خارج شود و جنبه استعداد در او به فعلیت برسد، توجه به مبدأ و حقِ مطلقی است كه هیچگونه شائبهای از كثرت و تعین ندارد؛ لذاست كه ائمه علیهمالسّلام ما را به ذكر پروردگار دعوت میكنند.
اهمیت ذكر در سیره معصومین علیهمالسّلام
در روایاتی راجعبه اهمیت ذكر و اینكه بدون توجه و ذكر نمیتوان به مقصد رسید و اینكه چرا مؤمن به ذكر و استدامه آن احتیاج دارد، اشاراتی شده است. افرادی میگویند اذكار با كیفیات خاص و تعداد معین، همه اباطیل صوفیها و دراویش است، درحالیكه ائمه علیهمالسّلام درست عكس این مسئله را بیان فرمودهاند.
كلام امام صادق علیهالسّلام درمورد نیاز بیحدّ انسان به ذكر
در اصول كافی، باب «ذكرُ اللَه عزَّ و جلَّ كثيرًا»، ابنقدّاح از امام صادق علیهالسّلام روایت میكند كه آن حضرت میفرمایند: ما مِن شَىءٍ إلّا و لَهُ حدٌّ ينتَهى إليهِ إلّا الذِّكرَ، فَلَيسَ لَهُ حدٌّ ينتَهِى إليهِ. فَرَضَ اللَه عَزَّ و جَلَّ الفرائضَ، فَمَن أدّاهُنَّ فَهُو حَدُّهُنَّ؛ و شَهرَ رَمضانَ، فَمَن صامَهُ فَهوَ حَدُّه؛ و الحَجَّ، فَمَن حَجَّ فَهو حَدُّه إلّا الذِّكرَ؛ فإنّ اللَه عزَّ و جَلَّ لَم يرضَ مِنهُ بالقَليلِ و لم يجعَل له حَدًّا ينتَهى إليه.
ثُمّ تَلا هذهِ الآية: (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَه ذِكْراً كَثِيراً* وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا)2، فقالَ: لم يجعَلِ اللَه لَهُ حَدًّا ينتَهى إليه3.
«هر مسئلهای حدی دارد كه به آن حد تمام میشود، مگر ذكر پروردگار كه به هیچ حدی منتهی نمیگردد. خداوند متعال فرایضی را (مانند نماز، روزه، حج، خمس و زكات) واجب فرموده است؛ كسیكه آنها را ادا كند، حدّ آنها را ادا نموده است. خداوند روزه ماه رمضان را واجب فرموده، پس كسی كه آن را روزه بگیرد حدش را بهجا آورده (و دیگر نباید شوال را روزه بگیرد)؛ خداوند حج را فرض نموده، پس كسیكه حج كند حدش را بهجا آورده است؛ فقط ذكر پروردگار است كه خداوند برای آن حدی را قرار نداده است و به قلیل از آن رضایت نمیدهد.
- سوره إسراء (١٧) آيه ٢٩.
- سوره احزاب (٣٣) آيه ٤١ و ٤٢.
- الكافى، ج ٢، ص ٤٩٨.

