لزوم شرعى ذكر براى حركت سالك به سوى مبادى كمالیّه
9از مدتها پیش بعضی جریانات مرا متأثّر كرده است و نمیخواهم ارتباط بنده با دوستان و افرادی كه بحمداللَه خداوند توفیق رفاقت و مصاحبت با آنها را نصیب فرموده به كیفیتی باشد كه خارج از ضمیر من میگذرد. طبعاً هركسی در مصاحبت و برخورد با رفیق خود توقعات متقابلی دارد؛ توقع مصرّانه بنده از دوستانم این است كه دست مرا نبوسند. بنده فیحدّنفسه از زمان سابق نسبت به این قضیه متأثّر و مُتأذّی میشدم و میل دارم كه این قضایا در ارتباط با رفقا و دوستان ما وجود نداشته باشد.1
دستبوسیها و حریمهای اعتباری، از مصادیق شئون دنیا
بنابراین درخواست حقیر از دوستان این است كه صداقت و رفاقت و محبت و مودّت را در غیر از چنین موردی به بروز و ظهور آورند! ما چه الزامی داریم كه حتماً همان عملی را انجام دهیم كه بقیه انجام میدهند؟! آیا این سلام و صلواتها و حریم قرار دادنهای دیگران صحیح است كه ما هم دنبالهرو آنها باشیم یا همه از شئون دنیاست؟!
انتقادی از زیارت یكی از مراجع سابق در حرم امام رضا علیهالسّلام
اهمیت امكان طواف بر گرد ضریح معصومین علیهم السّلام (ت)
در زمان شاه كه هنوز دور ضریح حضرت علیبنموسی الرّضا علیه و علی آبائه آلافُ التّحیة و الثّناء، نرده نكشیده بودند و زن و مرد جدا نبودند،2 بنده در حرم مشغول زیارت بودم كه دیدم یكی از مراجع گذشته درحالیكه ده نفر برای او زوّار را كنار میزدند و كوچه باز میكردند، به زیارت آمده است! راه را باز كردند و ایشان به ضریح دست مالید و زیارتی كرد و بعد دوباره با فریاد «كنار برویدِ» آنها، زوّار كوچه باز كردند تا ایشان برگردد.
این زیارت به كمرتان بخورد! كجای این عمل، زیارت است؟ مگر بین تو و سایر زوّار چه فرقی است كه باید كنار بروند؟! این زیارت نیست، فرعونیت و جهل و نفهمی است!
حكایتی از طواف مرحوم علّامه طهرانی به گرد ضریح امام رضا علیهالسّلام
- نور ملكوت قرآن، ج ١، ص ٧٤:
( ... من نه به او، و نه به غير او اجازه دست بوسيدن را ندادهام.» - اتفاقاً نرده كشيدن بر دور كعبه يا حرمهاى ائمه عليهمالسّلام كار اشتباهى است و درصورتىكه مشكلاتى در طواف زن و مرد با هم پيدا شود، مىتوانند دو ساعت مخصوص زنان و دو ساعت براى مردان قرار دهند. درهرصورت مسئله مهم در زيارت آن است كه در اطراف ضريح امام عليهالسّلام نبايد بين زن و مرد حجابى باشد و افراد بايد بتوانند دور حرم طواف كنند.
- نور ملكوت قرآن، ج ١، ص ٧٤:

