اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهداف تربیتى امام صادق علیه‏‌السّلام در ارتباط با عنوان بصرى‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
ورد و ذکر

شناخت مقام و موقعيت اولياء الهي و قدرداني از نعمت وجود آنها، شرح فقره: فاغتممت من ذلك... لما زَجرني عن الاختلاف اليه و الأخذ عنه، 1 شرح برخي از فقرات شريفۀ حديث عنوان بصري در ارتباط با كيفيت ملاقات انس بن مالك با امام صادق عليه‌السلام 2 همة انسان‌ها از افراد عادي گرفته تا ائمه معصومين عليهم‌السلام و پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از اشتغال به اذكار و اوراد در زمان خويش و بعد از آن مستغني و بي‌نياز نمي‌باشند 3 چرا امام صادق عليه‌السلام در ابتدا از پذيرفتن عنوان بصري نزد خود امتناع ورزيده او را طرد مي‌كنند؟ 4 كيفيت تأثير تخيلات و توهمات بر روان انسان‌ها و سيستم عصبي آنها 5 عدم قدرداني و جهل انسان‌ها نسبت به نعمت وجود اولياء الهي و بيانات و ارشادات ايشان 6 بينش و ديدگاه بسياري از افراد نسبت به ائمه معصومين عليهم‌السلام بر اساس غلبة احساسات و تخيلات بر عقل و منطق مي‌باشد 7 ذكر حكايتي از شيخ صالح حلّاوي مبني بر آشكار شدن ادعاي دروغين افرادي كه خواستار ظهور امام زمان عليه‌السلام و ياري آن حضرت بودند 8 توضيحي راجع به شخصيت مرحوم علامه طهراني و سعي و تلاش بي‌وقفه ايشان براي ترويج اسلام واقعي و دستگيري و تربيت نفوس مستعدّه 9 اصحاب سيد الشهداء عليه السلام حقيقت ولايت حضرت را ادراك كرده اگر هزار بار زنده و مرده مي‌شدند از حمايت و ياري حضرت دست برنمي‌داشتند 10 جهل و ناداني برخي از افراد از بينش و معرفت اولياء الهي نسبت به ائمه اطهار عليهم‌السلام 11 افرادي كه نسبت به ائمه عليه السلام داراي معرفت و بينش واقعي شده‌اند در فراز و نشيب جريانات و فتنه‌هاي عظيم الهي از صراط مستقيم منحرف نمي‌شوند 12 امام صادق عليه السلام در ظاهر عنوان بصري را به منظور شناخت مقام و موقعيت وليّ كامل الهي و آمادگي براي پذيرش سخنان او از خود رانده و در باطن او را به سمت خود جلب مي‌كنند 13 انسان و سالك راه الهي براي رسيدن به هدف و مطلوب خود هيچ‌وقت نبايد دست از طلب و پيگيري بردارد 14 اولياء الهي هنگامي كه از افراد مشاهده صدق و طلب واقعي كنند لطف و رحمت و دستگیري خويش را از آنها دريغ نمي‌دارند

اهداف تربیتى امام صادق علیه‏‌السّلام در ارتباط با عنوان بصرى‏

5
  • علت پذیرفته نشدن عنوان بصری در بدو امر

  • حال باتوجه‌به صداقت امام صادق علیه‌السّلام و اینكه نمی‌خواستند عنوان بصری را دست‌به‌سر كنند، پس چرا در ابتدا او را از خانه خود راندند؟

  • ازطرفی امام صادق علیه‌السّلام فردی بیكار نبود و ازطرف دیگر بدون اغراق و گزافه‌گویی اگر خداوند كرم كند و تنها ثواب یك لحظه از حال اشتغال و ربط امام صادق را بین اهل دنیا تقسیم كند، همه بهشتی می‌شوند و درِ جهنم بسته خواهد شد و دیگر خبری از آن نخواهد بود!1 در اینجا كم یا زیاد بودن مطرح نیست، بلكه مهم‌واقعیتی است كه این یك ثانیه به آن تعلق گرفته است؛ حال چه یك ثانیه باشد و چه یك سال و چه یك عمر، تفاوتی ندارد.

  • در پاسخ به اینكه چرا امام صادق علیه‌السّلام عنوان بصری را طرد فرمود و به‌تبع، او ناراحت و غمناك به مسجد پیغمبر رفت و دعا كرد، دو مطلب محلّ تأمل است:

  • اولًا: امام صادق علیه‌السّلام از این عمل چه منظوری را پیگیری می‌كرد؟

  • ثانياً: «عنوان» چه مسئله‌ای را در نفس خود تعقیب می‌نمود كه حضرت را رها نكرد؟

  • ما كاری به امام صادق علیه‌السّلام نداریم؛ چراكه برای ما امكان و قدرت تأمل و تفكر در آنچه او مشاهده می‌كند، وجود ندارد. ما دایره فكری و سعه وجودی خود را بی‌نهایت پایین‌تر از سعه وجودی امام علیه‌السّلام می‌دانیم و امكان ندارد فردی از افراد بشر به مصالح و مفاسدی كه امام علیه‌السّلام مطّلع است دسترسی پیدا كند. اما یك مسئله بسیار بدیهی وجود دارد و آن اینكه: «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.»

  • قدرناشناسی عوام از حضور اولیاء الهی‌

  • اگر بزرگی درِ منزل را برای ورود هر شخصی باز بگذارد، افراد قدر نعمت وجود او را نمی‌دانند و با این مسئله سبك و سرسری برخورد می‌كنند. ماهی دریا چون دائماً در آب است، قدر آب را نمی‌داند؛ وقتی او را از آب بیرون بیندازند و خورشید بر او بتابد، آن‌وقت متوجه می‌شود كه آب چیست و او تابه‌حال از این نعمتی كه داشته، غافل بوده است.

    1. البته نظام عالم، نظام تربيت است. إن‌شاءالله همه ما مشمول عنايت امام صادق عليه‌السّلام واقع شويم و خداوند ما را از شيعيان و شفاعت‌شدگانى كه موجب زَين* آن حضرت هستند، قرار دهد.
      (*) الأمالى (طوسى) ص ٤٤٠. امام‌شناسى، ج ٣، ص ٨٨:
      « از امالى شيخ طوسى روايت است با سند متصل خود از سليمان‌بن‌مهران، قالَ: دخلتُ علَى الصّادقِ جعفرِ بنِ محمّدٍ و عندَهُ نفَرٌ مِنَ الشّيعةِ و هو يقولُ:" معاشرَ الشّيعةِ! كونوا لَنا زَينًا و لا تكونوا علينا [لنا] شَينًا. قولوا للنّاسِ حَسَنًا و احفَظوا ألسِنَتِكم و كُفّوها عنِ الفُضولِ و قُبحِ القَولِ."
      " سليمان‌بن‌مهران اعمش گويد: من بر حضرت جعفربن‌محمد، امام صادق عليه‌السّلام وارد شدم و در نزد آن حضرت جماعتى از شيعيان بودند و آن حضرت به آنها مى‌فرمود:
      اى جماعت شيعه! شما هميشه با كردار پسنديده و افعال شايسته زينت ما باشيد، به‌طورى‌كه هركس شما را ببيند و اخلاق ستوده شما را مشاهده كند به ما نزديك گردد و تحسين و تمجيد نمايد؛ و هيچ‌گاه موجب بدنامى ما نشويد كه به كردار زشت خود، مردم، ما را هم كه معلم شما هستيم بد بدانند و از دين خدا منحرف شوند. زبان‌هاى خود را از گفتارهاى بيجا و بى‌فايده حفظ كنيد و از افشاى سرّ خوددارى نماييد و از زياده‌گويى و كلام زشت و طعن و سبّ و شتم و لَمز و هَمز جلوگيرى كنيد."»