اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت معرفت تام به حضرت حق

شرح فقره «بِکَ عَرَفتُکَ» از دعای ابوحمزه ثمالی و تبیین راه‌های خداشناسی

0

علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند راه‌های شناخت را به سه دسته تقسیم می‌کنند: شناخت معلول از راه علت (برهان لمّ)، شناخت علت از راه معلول (برهان إنّ)، و شناخت خودِ شیء به خودش (فوق لمّ). علامه توضیح می‌دهند که راه اکثر مردم در خداشناسی، راه دوم (برهان إنّ) یا همان «دین العجائز» و سیر آفاقی است؛ یعنی از نظم موجود در مخلوقات به وجود خالق پی‌بردن. ایشان می‌فرمایند این راه گرچه خوب است، اما معرفتی ناقص به دست می‌دهد زیرا معلول تنها می‌تواند نمایی محدود از علت را نشان دهد. ایشان راه معرفت حقیقی را راه سوم یعنی شناخت خدا به خود خدا می‌داند (بِکَ عَرَفتُکَ). در این نگاه، خداوند به قدری نزدیک است که در دل هر مخلوقی مشهود است (ما رأیتُ شیئًا إلّا و رأیتُ الله قَبلَه) در پایان می‌فرمایند حجاب اصلی نه غیبت خداوند، بلکه شدت ظهور اوست که برای چشم‌های عادت‌کرده به کثرت، قابل درک نیست.

ضرورت معرفت تام به حضرت حق

3
  • این را می‌گویند: «از علّت به معلول پی‌بردن»؛ و اسم این در لسان اُدَبا و علما، «برهانِ لمّ» است.

  • بیان «برهان إنّ» در معرفت و ربط بین دو شیء

  • یک‌وقتی هم انسان معلول را می‌بیند و پی‌می‌برد که علّتی هست؛ مثل اینکه از پشت دیوار می‌بیند که دودی بلند است، مسلّم می‌گوید که آنجا آتشی کرده‌اند. عکس آن مسئلۀ اوّل است ها! در اوّل آتش دید، مسلّم می‌گوید: دنبالش حرارتی هست، امّا اینجا آتش را نمی‌بیند بلکه دود را می‌بیند و مسلّم می‌گوید: آتشی هست! چون دود که بدون آتش نمی‌شود، آتشی باید باشد تا دود را درست کرده باشد؛ پس حالا که دود هست، این معلول است و دلالت می‌کند که به وجود آورندۀ دود، بوده تا اینکه این دود درست شده است.

  • اینجا انسان از معلول پی به وجود علّت می‌برد؛ این را می‌گویند: «برهان إنّ»، یعنی صحبت کردن از «إنَّ»ی حکم.

  • بیان «برهان مافوق لمّ» در معرفت و ربط بین دو شیء

  • یک‌وقتی انسان نه از علّت پی‌می‌برد به معلول، و نه از معلول پی‌می‌برد به علّت! بلکه خودِ یک چیزی را می‌بیند و می‌فهمد و می‌شناسد؛ مثل اینکه آتش را می‌آورند جلوی انسان می‌گذارند، و آن‌قدر انسان به این آتش نزدیک است که هم آتش را می‌بیند و تا دید، حرارتش را هم حس می‌کند، دود و دم و بخار این آتش را هم حس می‌کند. مثل زمستان‌های سرد که سابقاً کرسی‌ها را گرم می‌کردند و یا منقل‌ها را پر ذغال می‌کردند و باد می‌زدند و در اطاق می‌آوردند ، خُب فوراً انسان هم آتش را می‌بیند و هم اثرات آتش را!

  • اینجا دیگر از علّت پی به معلول نبرده، یا از معلول پی به علّت نبرده است؛ اینجا از خود چیز، خود آن چیز را شناخته است. این را می‌گویند: «برهان فوق لمّ».

  • راه‌های دستیابی به معرفة خدا

  • ما در این دنیا آمدیم و می‌خواهیم خدا را بشناسیم، و بالأخره مفرّ و گریزی که نیست، انسان باید خدا را بشناسد؛ حال خدا را با چه بشناسیم؟