اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت علم نور است

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت علم نور است

7
  • یك دفعه به او گفتم: حاج هادی! شب‌ها كه به جلسات شاگردان مرحوم آقای انصاری می‌آیی، با این بی‌سوادی چطور آدرس را پیدا می‌كنی؟ گفت: وقتی از تاكسی پیاده می‌شوم بو می‌كشم، هرجا كه بو می‌آید همان‌جا می‌روم. این علم است كه البته مراتبی دارد.

  • دفعه دیگری از او سؤال كردم كه: گفتی بو می‌كشم، امشب هم به این صورت آمدی؟

  • گفت: نه، امشب كبوتری در جلوی من راه افتاد، به هر طرف كه رفت من هم به‌دنبال او حركت كردم تا به بام این منزل نشست، من در زدم و در را باز كردند.

  • ایشان آدمی بود كه كَلَك را از راست تشخیص می‌داد، خیلی هم رك بود و همین یكی از عیب‌هایش بود. دانشگاه ندیده بود، روانكاوی و روانشناسی هم‌نخوانده بود و تجربه علمی و بالینی هم نداشت. امّا وقتی شخص صحبت می‌كرد، با همان اصطلاحاتی كه مخصوص خودش بود به او می‌گفت: ای كلك! ای منافق!

  • روزی در مجلسی كه مملو از اعاظم و روحانیون سرشناس طهران بود شخصی از بستگان نزدیك ما كه از مرحوم آقا بزرگ‌تر بود رو به حاج هادی ابهری می‌گوید: حاج آقا چُخ مُخلصیم! مرحوم حاج هادی در حضور همه، مثل مرحوم فلسفی و مرحوم سید احمد خوانساری در جواب می‌گوید: چُخ دروغ می‌گویی! بعد به او می‌گوید: ثابت كنم دروغ می‌گویی؟ كه مرحوم آقا به او اشاره می‌كنند كه سكوت كند.

  • می‌گفت: از میان علماء و مراجع در مرحوم سید عبدالهادی میلانی اخلاص هست و به مرحوم میلانی ارادت داشت و هر موقع به مشهد مشرّف می‌شد در مجالس ایشان شركت می‌كرد. مرحوم میلانی هم از ایشان در منزل خود پذیرایی می‌كرد و با او مأنوس بود.1

  • مسئله نور مسئله دیگری است. مرحوم حاج هادی ابهری افراد را می‌فهمید و تشخیص می‌داد و این تشخیص به‌واسطه نورِ در قلبش بود. او نگاه نمی‌كند به اینكه از دهان این شخص چه حرفی بیرون می‌آید، اصلًا حرف بزند یا نزند، هرچه می‌خواهد بگوید، از همان اوّل نگاه می‌كند و تشخیص می‌دهد. این نور در سعادت انسان مهم است.

    1. مرحوم علّامه طباطبايى هم روى مرحوم آيت‌الله ميلانى نظر داشتند. يادم هست كه مرحوم علّامه طباطبايى شب‌ها در صحن نو، پشت سر مرحوم آيت‌الله ميلانى نماز مى‌خواندند منتها در كنار مى‌ايستادند. من خودم شخصاً از مرحوم علّامه طباطبايى شنيدم كه وقتى شخصى راجع به امر تقليد از ايشان سؤال كرد، گفتند: من آقاى ميلانى را در نظر دارم. مرحوم آقاى ميلانى مرد بزرگ و با اخلاص و با صفايى بود.