اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى‏

0
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

كیفیت غلبه قواى وهمى بر مبانى علمى‏

9
  • انسان باید مواظب باشد كه هیچ‌گاه در اقبال زیادِ افراد، اصل و محور واقعی را فراموش نكند و در هر صحبت و مجالستی اول آن محور را در نظر بگیرد و بعد حرف بزند و قبول معاشرت كند. مبادا آن محور مخفی شود و انسان به گفتار افراد دل بسپارد، كه در یك دل دو دوست نمی‌گنجد!

  • حكایتی عبرت‌آموز از مرحوم آیةاللَه سید جمال‌الدّین گلپایگانی در استدراج عالمی نجف‌دیده‌

  • مرحوم والد رضوان اللَه علیه در كتب خود از مرحوم آیةاللَه العظمی حاج سید جمال‌الدّین گلپایگانی رضوان اللَه علیه به نیك‌نامی و رفعت، اسم برده‌اند.1 ایشان راجع‌به ضرورت استقامت و صلابت در مسیر سلوك به‌جهت عدم رخنه تدریجی جریانات اعتباری می‌فرمودند:

  • روزی در خدمت مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بودم و ایشان گفتند:

  • آقا سید محمدحسین، قضیه‌ای دارم كه برای شما بسیار عبرت‌آموز است. در زمان طلبگی، من در نجف سال‌های‌سال با فردی بسیار فاضل، خوش‌ذوق، فهیم و زرنگ هم‌بحث بودم. یك روز مطرح كرد كه می‌خواهد به مسقطالرّأس خود شاهرود برگردد تا به وعظ و ارشاد مردم آنجا مشغول باشد. من ضرورتی برای رجوع ایشان به شاهرود ندیدم، ولی چون اصرار كرد، موقع بیرون رفتن از درِ منزل در گوشش گفتم: «رفیق برو، ولی مراقب باش كاری نكنی كه خدا و دین از زندگی تو كنار برود.»2

  • این قضیه گذشت و نامه‌های او برای ما می‌آمد و ما هم جواب می‌دادیم تا اینكه مدتی بعد نامه‌ها قطع شد و ما تعجب می‌كردیم كه چرا به ما نامه نمی‌دهد. سال‌ها به‌حسب ظاهر از او خبری نداشتیم و همین‌قدر می‌دانستیم كه در شاهرود عالم وحید شهر و مرجع مراجعه افراد گردیده است.

  • بعدازظهر روزی از ایام تابستان كه در منزل به مطالعه مشغول بودم، درِ منزل به‌صدا درآمد و یكی از فرزندانم آمد و گفت: «پیرمردی با ریش تراشیده، كت‌شلوار، عصا و كلاه فرنگی می‌خواهد شما را ببیند.» گفتم: «بگویید بیاید بالا!» وقتی از در وارد شد، دیدم یك خوك به اتاق وارد شد و ظلمت همه‌ فضا را اشغال كرد. وقتی او را شناختم، گفتم: «قَبَّحَ اللَه وَجهَك؛ خدا صورتت را زشت گرداند! این چه وضع و قیافه‌ای است كه تو داری؟!»

    1. مطلع انوار، ج ٢، ص ٣٩٧- ٤٢٢.
    2. مرحوم آقا سيد جمال اهل رياضات و سلوك و نور باطن بوده‌اند و لذا ظاهراً خواسته‌اند به او هشدار دهند.