
كیفیت نزول حقیقت علم در مجارى عالم وجود
كيفيت نزول حقيقت علم در مجاري عالم وجود شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية 1 مراد از نور در كلام امام صادق عليه السلام چه ميباشد؟ 2 بيان حكايتي از مثنوي معنوي مبني بر تفاوت ديدگاه و برداشتهاي افراد نسبت به امري بدليل عدم وجود نور. 3 در چه صورت انسان ميتواند به واقع آنگونه كه هست دسترسي پيدا كند. 4 امام سجاد عليه السلام در نامهاي خطاب به يكي از اصحاب مينويسد، نگاه به عبادت و امور چشمگير ظاهري افراد نكنيد. 5 تفسير بخشي از آيه 13 سورۀ مباركه رعد:( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها... فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ) 6 همۀ علوم ظاهري از فقه و فلسفه تا علوم طبيعي بدون در نظر گرفتن جنبۀ الهي و ربط و تعلّق آن به مبدأ اعلي از مصاديق زَبَدْ در آيه شريفه ميباشند. 7 خواص گیاهان مختلف در علاج بیماری های ناعلاج در کلام مرحوم انصاری رضوان اللَه تعالی علیه 8 مراد از «ماء» درآيه شريفه جرقّهها و انكشافاتي ميباشد كه براي افراد در مراتب مختلف علمي و معنوي به منظور وصول به مراتب تكامل و رشد، تحقق پيدا ميكند. 9 غفلت و عدم توجه افراد نسبت به نازل كننده حقيقت ماء در عالم وجود و توجه ايشان به زبد و ظواهر. 10 مهارت بينظير ابن سينا در امر طبابت و عجز او از درمان بيماري خود. 11 مشاهده و انتساب اسماء و مظاهر كماليّه پروردگار به افراد و غفلت از مبدأ و منشأ اصلي آن حقيقت معناي زبد ميباشد. 12 افرادي كه داراي ديد باطن و بصيرت ميباشند با گذر از حجاب ظواهر حقيقت اسماء و مظاهر كماليه افر
كیفیت نزول حقیقت علم در مجارى عالم وجود
9با مرحوم آقای انصاری از كنار جوی آبی میگذشتیم؛ علفی كنار جوی آب بود. ایشان با پایشان به علف زدند و گفتند: «فلانی، این علف درمان هفتاد مرض غیرقابلعلاج است، اما مصلحت الهی تعلق نگرفته مردم از آن اطلاع پیدا كنند؛ چون كار عزرائیل كساد میشود!»
عمر طولانی امام زمان علیهالسّلام براساس علم است نه اعجاز
اینكه امام زمان علیهالسّلام هزاروچهارصد سال عمر دارند، به اعجاز نیست؛ حضرت به این علوم اطلاع و اشراف دارند و استفاده میكنند! منبابمثال در هنگامخستگی از غذایی استفاده میكنند كه دیگر هیچ نیازی به إعمال قوّه ولایی و خروج از قوانین طبیعی نباشد، و این امری ساده و بدیهی است كه اگر ما یكصدم آن را بدانیم، عمر نوح میكنیم.
بنابراین واقعیت یك علم عبارت است از جرقههایی كه در ذهن یك پژوهشگر در حین تحقیق وارد میشود و او را به یك مرتبه بالاتر میرساند. این جرقه و نقطه وصلِ یك مرتبه به مرتبه بالاتری كه به ذهن احدی خطور نكرده، همان (أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً) است؛ «ما آب را از آسمان فرو فرستادیم.»
آب، همان جرقههای ذهنی مكتشفین برای صعود به یك مرتبه بالاتر و انكشاف یك پدیده است، و نیز (فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها) همان ذهن افراد به مقدار پر شدن از آن جرقه میباشد. منشأ در عبارات: «این حكم و فتوا را استنباط كردیم و به این نتیجه رسیدیم»، همان (أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها) میباشد كه ظروف هر یك از فقهاء و فلاسفه را براساس مراتبشان سیراب مینماید.
اما نكته مهم این است كه انسان از حقیقت در ورای این نزول غافل است؛ مثلًا به طبیب مراجعه میكند و او شرح میدهد كه علم پزشكی راه درمان این بیماری را پیدا و ثابت كرده است و برآن اساس نسخه میدهد و فرد درمان میشود، ولی او با خود میگوید طبیب باتجربهای است كه مرا درمان كرد و دیگر این حقیقت كه خدا در مغز پزشك انداخته كه آن دارو را بنویسد، ناپیداست.
