انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
10و نیز آن نور اسپهبدیهای كه مرحوم آقا در رساله لب اللباب آوردهاند1 كه: حقیقت آن نور تمام عالم را میگیرد؛ همین علم حضوری است ای كه عبارت از احاطه و سیطره وجودی نه فقط اطلاع تصویری و صوری بر همه عالم است.
توضیح بیشتر اینكه: علم من به فرد دیگر همان است كه میبینم، و این علم را یك دوربین عكسبرداری نیز میتواند بهصورت چشم و گوش و بینی و دهان و مو و ابرو و تمام خصوصیات روی صفحه كاغذ بیاورد. اما این دوربین نمیتواند تخیلات، غرائز، حالات و خصوصیات نفسانی افراد را روی كاغذ بیاورد. بنابراین اگر بخواهیم نسبت به این موارد علم حضوری پیدا كنیم باید از بدن بگذریم و در نفس و صورت و مثال و سرّ و باطن ایشان وارد شویم.
بهعنوان مقدمه عرض میكنم كه: علم حضوری اولیاء و بزرگان عبارت است از وجود خود آنها به اضافه وجودهای خارجی دیگر كه در این صورت دیگر قابل تخطّی و اشتباه نیست.
بنابراین مقصود امام صادق علیهالسّلام از علم در حدیث چنان كه عرض شد علم حضوری است؛ پس اگر شخصی بخواهد راه راست و حقیقت را بپیماید باید با علم حضوری باشد. لذا به صرف اینكه فلان شخص عالِم و روحانی یا غیر روحانی بگوید: راه سعادت شما این است و یا اگر میخواهید به بهشت بروید باید این امور را انجام دهید، راه هدایت برای انسان روشن نمیشود. زیرا علم آن شخص حصولی است و قابل خطاست؛ یعنی محكوم است او در ترتیب مقدمات اشتباه كرده یا مطلب را اشتباه فهمیده و یا به او اشتباه گزارش داده باشند.
آنچه برای انسان الزامآور است امر شخصی مانند امام علیهالسّلام است كه جاودانه و همیشگی است، زیرا علم او حضوری است و علم حضوری از بین نمیرود. امام واقعیت را میبیند، نه اینكه فقط واقعیت را ببیند بلكه واقعیت در وجود اوست؛ یعنی چون امام علیهالسّلام همانطور كه وجود خود را حس میكند واقعیت را احساس میكند. پس علم او احتمال خطا ندارد و دستور او برای انسان الزام میآورد.
- رساله لب اللباب، ص ٣٤.

