انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری
11در اینجا به این نكته میرسیم كه در انطباق تكوین و تشریع، یا مسائل منطقی و واقعی، باید یك معادله منطقی و ریاضی وجود داشته باشد تا بتوانیم برأساس آن معادله ترتیباثر بدهیم؛ یعنی چون علم امام علیهالسّلام حضوری است، پس پیروی از او برای ما لازم است، نه اینكه چون خداوند امر كرده است! به این معنا كه اگر خدا نیز امر نمیكرد یا فرضاً كلام پیغمبر را تأیید نمیكرد، باز هم پیروی از پیامبر و امام لازم بود. البته خداوند نیز تأیید است:
شَهِدَ اللَه أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ1 «گواهی میدهد خداوند سبحانه در حالیكه قیام به قسط و عدل دارد، بر آنكه هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان علم نیز شهادت به وحدانیت او میدهند. هیچ معبودی جز او نیست كه دارای صفت عزّت و استقلال و دارای صفت إحكام و إستحكام و غیرقابل تأثّر به تأثیر هر مؤثری باشد.»2 و خود شهادت به رسالت پیامبر داده است: (إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَه وَ اللَه يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَه يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ)؛3
در این آیه خداوند شهادت به رسالت میدهد و نفاق منافقین را برملا میكند. پس بهاینجهت كلام امام علیهالسّلام برای ما كلام منطقی است كه با اصول ریاضی تطبیق میكند و علم امام علم حضوری است.
لذا در رساله بسیار عجیبی كه منسوب به فضیل بن عِیاض است از امام صادق علیهالسّلام نقل میكند:
لا يجوز الفُتيا لِمَن لا يستَفتى مِنَ اللَه عَزّ وَ جَلَّ بِصَفاءِ سِرِّهِ، وَ إخلاصِ عَمَلِهِوَ عَلَانِيتِهِ، و برهانٍ مِن رَبّه.4 یعنی فتوا دادن و حكمی را به اجتماع الزام كردن جایز نیست مگر برای كسی كه بدون واسطه و با استفاده، از حقیقت نوریهای كه خداوند در قلب او قرار داده است تمام حقیقتِ شرع و احكام را به علم حضوری در وجود خود لمس می كند، و با صفای سرّ خود و دلیلِ غیرقابل تغییر فتوا را از پروردگار میگیرد.
- سوره آل عمران (٣) آيه ١٨.
- ترجمه از كتاب امام شناسى، ج ١١، ص ١١.
- سوره منافقون (٦٣) آيه ١.
- مصباح الشّريعة، ص ٤١.

