اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: تنها افرادي که خداوند متعال ارادۀ هدايتشان را كرده است در قلبشان نور قرار مي‌دهد 2 بيان اقسام علم و توضيحي راجع به علم حصولي 3 تحقيق و تفحص در تطابق و عدم تطابق علم حصولي با واقع در همۀ مراتب آن امري ضروري مي‌باشد 4 اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه يكي از علائم قوّت عقل افراد را عدم تصديق خبر به محض شنیدن آن مي‌دانند 5 عمل به خبر واحد در ارتباط با امور اعتقادي و اموري كه داراي اهميت فوق‌العاده مي‌باشند جايز نمي‌باشد 6 اختلاف مراتب علم حصولي از حيث شدّت و ضعف در خطاپذير بودن 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 كيفيت انطباق علم حصولي با علم حضوري 9 حقيقت نور در كلام امام صادق عليه السلام عبارت است ازهر پديده و حقيقتي كه آن پديده موجب راهنمايي و هدايت انسان به سمت واقع شده و اين امر تنها با علم حضوري محقق مي‌شود 10 اساس و پاية افكار انسان‌ها بر طبق علوم حصولي و تخيّلات و توهّمات مي‌باشد 11 افرادي كه از علم حضوري و نور الهي بهره‌مند مي‌باشند فريب اهل دنيا و امور اعتباري و غير واقعي آن را نخورده به واقع و حقايق اشياء دسترسي پيدا مي‌كنند 12 كلام سخيفانۀ عبداللَه رياضي در ارتباط با قيام و حركت سيدالشهداء عليه السلام بر عليه طاغوت 13 ذكر دو طريق كه به واسطة آن انسان علم به صحت و مطابقت معلومات خويش با واقع پيدا مي‌كند 14 در علم حضوري حقيقت و واقعيت خود اشياء و پديده‌ها در نفس تحقق پيدا مي‌كند نه مشاهده و احاطه و اشراف بر آنها

انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری

3
  • امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در باب حكمت‌های نهج البلاغه می‌فرمایند: «از علائم قوّت عقل این است كه شخص هر خبری را فوراً قبول نمی‌كند.»1

  • بنابراین با این ملاك می‌توان عقل افراد را محك زد؛ یعنی اگر به شخص عاقلی بگویند: فلانی فوت كرده یا فلان اتفاق افتاده است، به‌سادگی قبول نمی‌كند و آن خبر را به‌عنوان احتمال در ذهن خود جای می‌دهد و پذیرفتنش بستگی به موقعیت گزارش و نقل ناقل دارد. اما بعضی افراد حتی اگر یك بچه قضیه‌ای را نقل كند، فوراً قبول می‌كنند و ترتیب‌اثر می‌دهند. و ما خود می‌بینیم كه این‌گونه عمل كردن چه نتایج زیان‌باری را در بردارد؛ لذا بسیار بر این امر تأكید شده است كه انسان نسبت به مسائل تحقیق و تفحص كند.

  • بنابراین در علم حصولی فرقی نمی‌كند كه صوَر ذهنیه با واقع منطبق نباشد چنانچه مثال آن گذشت یا منطبق با واقع و در مورد قضایای واقعی باشد؛ یعنی اگر حتی به مطلبی یقین پیدا كنید، باز آن صورت ذهنیه از خارج برای شما آمده است. مثلًا شخصی برای شما پدیده‌ای را نقل می‌كند، نفر دوم، سوم و چهارم نیز نقل می‌كنند تا اینكه از تواتر این نقل‌ها برای شما یقین حاصل می‌شود كه این پدیده اتفاق افتاده است.

  • در مبانی اعتقادی یعنی مسائلی مانند جبرواختیار، مشیت، توحید، معاد و كیفیت حشرونشر، اسماء و صفات الهی و قضاوقدر به دلالت صریح آیات قرآن كریم و یا به روایاتی كه متواتر باشند، نیاز داریم تا به‌سبب آن تواتر هیچ‌گونه شك و شبهه‌ای در نقل از معصوم باقی نماند.

  • اما در احكام ظاهری مانند طهارات و نجاسات اگر حتّی یك روایت بر فرض صحت سند داشته باشیم، كفایت می‌كند و در مورد ادلّه خیلی تفحّص و سخت گیری نمی‌كنیم زیرا این مسأله كه شیئی با یك‌بار آب ریختن پاك می‌شود یا دوبار، مشكلی ایجاد نمی‌كند.

  • اما اگر راجع به یكی از قضایای مهم و حیاتی مانند قصاص، قتل، مصادره اموال و مسائل حقوقی فقط یك روایت موجود باشد، آیا به همان یك خبر عمل می‌كنیم؟! مثلًا اگر در تمام كتب احادیث فقط این روایت وجود داشته باشد: «اگر كسی عمداً روزه ماه رمضان را افطار كرد باید او را در ملأعام اعدام كرد.» بدیهی است كه هیچ‌وقت به این حدیث عمل نمی‌كنیم؛ زیرا در اینگونه مسائل كه بسیار مهم هستند باید برای انسان یقین حاصل شود. چه بسا شخصی كه حدیث را از امام علیه‌السّلام نقل كرده اشتباه فهمیده است یا قسمتی از كلام حضرت را فهمیده است؛ لذا نمی‌توان حركت عظیمی را كه اختلال كلی در جامعه پدید می‌آورد، بر این خبر مترتّب كرد. تمام این احتمالات به این علت است كه علم ما به این حدیث، علم حصولی است؛ یعنی ما چیزی نمی‌دانیم بلكه یا شخصی برای ما نقل كرده است یا در كتابی آن را خوانده ایم.

    1. نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٥٨، حكمت ٩٧:
      « وَ قَالَ عليه السلام:" اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايةٍ لَا عَقْلَ رِوَايةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيل."»