اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری

15٬006
عنوان بصری
جلسات

حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: تنها افرادي که خداوند متعال ارادۀ هدايتشان را كرده است در قلبشان نور قرار مي‌دهد 2 بيان اقسام علم و توضيحي راجع به علم حصولي 3 تحقيق و تفحص در تطابق و عدم تطابق علم حصولي با واقع در همۀ مراتب آن امري ضروري مي‌باشد 4 اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه يكي از علائم قوّت عقل افراد را عدم تصديق خبر به محض شنیدن آن مي‌دانند 5 عمل به خبر واحد در ارتباط با امور اعتقادي و اموري كه داراي اهميت فوق‌العاده مي‌باشند جايز نمي‌باشد 6 اختلاف مراتب علم حصولي از حيث شدّت و ضعف در خطاپذير بودن 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 كيفيت انطباق علم حصولي با علم حضوري 9 حقيقت نور در كلام امام صادق عليه السلام عبارت است ازهر پديده و حقيقتي كه آن پديده موجب راهنمايي و هدايت انسان به سمت واقع شده و اين امر تنها با علم حضوري محقق مي‌شود 10 اساس و پاية افكار انسان‌ها بر طبق علوم حصولي و تخيّلات و توهّمات مي‌باشد 11 افرادي كه از علم حضوري و نور الهي بهره‌مند مي‌باشند فريب اهل دنيا و امور اعتباري و غير واقعي آن را نخورده به واقع و حقايق اشياء دسترسي پيدا مي‌كنند 12 كلام سخيفانۀ عبداللَه رياضي در ارتباط با قيام و حركت سيدالشهداء عليه السلام بر عليه طاغوت 13 ذكر دو طريق كه به واسطة آن انسان علم به صحت و مطابقت معلومات خويش با واقع پيدا مي‌كند 14 در علم حضوري حقيقت و واقعيت خود اشياء و پديده‌ها در نفس تحقق پيدا مي‌كند نه مشاهده و احاطه و اشراف بر آنها

انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری

توضیحات:

حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: تنها افرادي که خداوند متعال ارادۀ هدايتشان را كرده است در قلبشان نور قرار مي‌دهد 2 بيان اقسام علم و توضيحي راجع به علم حصولي 3 تحقيق و تفحص در تطابق و عدم تطابق علم حصولي با واقع در همۀ مراتب آن امري ضروري مي‌باشد 4 اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه يكي از علائم قوّت عقل افراد را عدم تصديق خبر به محض شنیدن آن مي‌دانند 5 عمل به خبر واحد در ارتباط با امور اعتقادي و اموري كه داراي اهميت فوق‌العاده مي‌باشند جايز نمي‌باشد 6 اختلاف مراتب علم حصولي از حيث شدّت و ضعف در خطاپذير بودن 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 كيفيت انطباق علم حصولي با علم حضوري 9 حقيقت نور در كلام امام صادق عليه السلام عبارت است ازهر پديده و حقيقتي كه آن پديده موجب راهنمايي و هدايت انسان به سمت واقع شده و اين امر تنها با علم حضوري محقق مي‌شود 10 اساس و پاية افكار انسان‌ها بر طبق علوم حصولي و تخيّلات و توهّمات مي‌باشد 11 افرادي كه از علم حضوري و نور الهي بهره‌مند مي‌باشند فريب اهل دنيا و امور اعتباري و غير واقعي آن را نخورده به واقع و حقايق اشياء دسترسي پيدا مي‌كنند 12 كلام سخيفانۀ عبداللَه رياضي در ارتباط با قيام و حركت سيدالشهداء عليه السلام بر عليه طاغوت 13 ذكر دو طريق كه به واسطة آن انسان علم به صحت و مطابقت معلومات خويش با واقع پيدا مي‌كند 14 در علم حضوري حقيقت و واقعيت خود اشياء و پديده‌ها در نفس تحقق پيدا مي‌كند نه مشاهده و احاطه و اشراف بر آنها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انقسام علم به علم حصولی وعلم حضوری

8
  • و همان‌طور كه قبلًا عرض شدعلم حضوری عبارت است از اینكه: انسان پدیده‌ها و حوادث خارجی را در وجود خود حس كند؛ یعنی اگر جایی زلزله‌ای اتّفاق‌می‌افتد خود زلزله را در نفس مشاهده كند، گویا نفس او زلزله و آن واقعه خارجی است، نه اینكه بر آن زلزله احاطه پیدا كند و آن را ببیند.

  • بنابراین با توجه به این دو معیار به دست می‌آید كه غالب خواب‌ها و مكاشفات حجیت ندارند. و به‌طوركلّی عوامل بسیاری در صحت و سقم خواب‌ها و مكاشفات مؤثرند؛ لذا بزرگان می‌گویند به آنها ترتیب‌اثر ندهید. در این مواقع انسان باید احتیاط كند و به آنچه در حد وسع خود یقین دارد، عمل كند.1

  • اكنون می‌توان به این سوال پاسخ داد كه: آیه شریفه‌ (اللَه نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ)؛2 «خداوند نور آسمان‌ها و زمین است» چیست؟ آیا مراد این است كه خداوند خورشید را خلق كرده است تا به زمین و كراتی كه اطراف آن هستند نور بدهد و كهكشان‌ها را خلق كرده است تا هركدام خورشیدی برای میلیاردها میلیارد ستاره و ثوابت دیگر باشند؟ اگر مراد چنین بود خداوند می‌توانست بفرماید: «اللَه مُنَوِّرُ السّمواتِ و الأرض؛ خداوند به آسمان‌ها و زمین نور می‌رساند»، ولی فرمود: (اللَه نُورٌ) یعنی ذات پروردگار نور آسمان‌ها و زمین است.

  • بنابراین معنا این است كه: آن پدیده‌ای كه حقیقت آسمان‌ها و زمین را در مظاهر مختلف تشكیل می‌دهد، ذات پروردگار است و حقیقت حقایقی كه در عالم مُلك و مَلكوت به تمام عوالم و مراتبش وجود دارد، نفس ذات پروردگار است.3

  • به عبارت ساده‌تر: ما كثرت می‌بینیم، ستاره و ماه، زید و بَكر می‌بینیم، ولی حقیقت زید و بكر، زمین و زمان، سیارات و ثوابت، مجرّد و غیر مجرّد، مادّه و غیره، ذات پروردگار است كه در مظاهر مختلف خودنمایی و جلوه‌گری می‌كند. گاهی به‌صورت گل، گاهی به‌صورت زمین و آسمان و گاهی به‌صورت ملائكه و مجرّدات ظهور می‌كند و ما از آن نور به اسامی مختلف زمین، آسمان، دشت، كوه و غیره تعبیر می‌كنیم. بنابراین خداوند نور آسمان‌ها و زمین است یعنی اگر آن نور را از سَماوات و ارض بگیرید، عدم و نیستی مطلق بر عالَم حاكم خواهد شد و تمام حباب‌ها از بین خواهد رفت.4

    1. در اين پاراگراف اضافات زيادى صورت گرفت، همچنين پاراگراف جدى آن حذف گرديد! لطفا بررسى شود!
    2. سوره نور (٢٤) آيه ٣٥.
    3. الله شناسى، ج ١، ص ٥٠:
      « بنابراين اصل و قاعده، ذات خداوند نور است. زيرا در خودى خود و در هويت خويشتن محتاج به روشن كننده‌اى نيست، و تمام ما سوا از عقل اوّل تا عقل دهم، و از عالى‌ترين اسم و صفت تا نازل‌ترين آنها، همه و همه به نور خدا روشن مى‌شوند.
      خداوند أصل الوجود است و موجودات به ايجاد او موجود مى‌گردند، و بنابراين هويتش نور است كه: الظّاهِرُ بِنَفْسِهِ الْمُظْهِرُ لِغَيرِهِ.
      (اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) يعنى الله اصل وجود آسمانها و زمين است، و اصل حقيقت و پيدايش آنها و به وجودآورنده آنهاست. 
      خداست اوّل، و پس از آن موجودات. او محتاج به معرّف نيست؛ و همه موجودات نيازمند به معرّفى وى. اوست اصل وجود، و بقيه موجودات به ايجاد او. اوست ظاهر به هويت خود، و بقيه ظاهر به ظهور او. اوست نور، و بقيه مُنوَّر به نور او. اوست اصل حقيقت، و بقيه مجاز و عاريت.»
    4. جهت تفسير آيه نور به الله شناسى، ج ١، ص ٢٢- ٧٦ رجوع شود.
/