
حقیقت علم حصولى و حضورى
حقيقت علم حصولي و حضوري، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 توضيحي راجع به علم حصولي و دليل خطا پذير بودن آن 2 تنها در صورتي انسان ميتواند از همة قواي خود در آن واحد به نحو كامل بهرهمند شود كه اشراف بر قواي ظاهر و باطن پيدا كند 3 حجّيت خبر واحد اختصاص به باب احكام شرعي داشته و در مسائل و مباني اعتقادي فاقد ارزش و اعتبار ميباشد 4 خطاپذيري علوم حصولي شامل ادراك صور و معاني به واسطۀ قوا و مدركات باطني هم ميشود 5 اعتماد بر منامات و مكاشفات يكي از بزرگترين مهالكي است كه سالكان راه خدا امكان ابتلاء به آن را دارند 6 توضيحي راجع به عقل متصل و منفصل در انسانها 7 توضيحي راجع به حقيقت علم حضوري و عدم خطاپذيري آن 8 تنها در صورتي مدركات و معلومات انسان به نحو كامل با واقعيت تطبيق ميكند كه هيچ گونه بينونیتي ميان مدركات انسان و واقعيت خارجي وجود نداشته باشد تا انسان عين واقعيت خارجي بشود 9 بيان توضيحي در ارتباط با اين شعر: من كيم ليلي و ليلي كيست من ما يكي روحيم اندر دو بدن 10 فردي كه داراي علم حضوري ميباشد با نگاه كردن به وجود خود إخبار از تمام حالات و سكنات افراد ميدهد 11 تشريح وقايع و جزئيات جنگ موته همزمان با تحقق آنها توسط پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله در مدينه 12 ملاقات حضرت موسي عليه السلام با حضرت خضرعلیه السلام و عدم قدرت حضرت موسي عليه السلام بر تحمّل كارهاي حضرت خضرعلیه السلام 13 كيفيّت نزول مشيّت و تقدير پروردگار توسط ملائکه نسبت به امور مختلف 14 تفاوت قائل شدن ميان مظهريت ملائكه و حضرت خضرعلیه السلام در اجراي تقدير و مشيّت الهي در سلسله علل و اسباب منجرّ به اعتراض حضرت موسي عليه السلام ميشود
حقیقت علم حصولى و حضورى
7علم حضوری، مبنای عملكرد حضرت خضر در حكایت قرآن
در اینجا برای وضوح بیشتر مطلب، به بیان جوانب مهمی از داستان ملاقات بسیار عجیبِ حضرت موسی و خضر و سپس به بیان علت اختلافات آنها خواهیم پرداخت.
در یك طرف، حضرت موسی پیغمبر اولوالعزم و مرد میدان با آن ید بیضا و عصا و معجزات دیگر است؛ كسیكه كتاب و شریعت بر او نازل شده و فرعون را با آن كبكبهاش در دریای نیل غرقه كرده است؛ در طرف دیگر حضرت خضر است كهكارهای غیرعادی و نامتعارفی انجام میدهد كه هركس در وهله اول آنها را خلاف شرع و حرام میداند. سوراخ كردن كشتی و بریدن سر یك كودك، ضرر رساندن و از بین بردن جان و مال مردم است؛ ولی اگر تمام مردم هم اعتراض كنند، او كار خود را میكند و كارهایی از او بهراحتی سرمیزند كه اگر نگوییم ادراكش برای ما محال است، حدّاقل بهسهولت حاصل نمیگردد.
سیره حضرت خضر در انجام امور غیرعادی
تصور نشود كه حضرت خضر فقط در مقابل حضرت موسی عملی انجام داد كه آن حضرت نتوانست تحمل كند؛ بلكه این كلام حضرت خضر كه فرمود: (إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً)1 دلالت بر استمرار استقبالی دارد و معنایش آن است كه رویه من اینطور است و ممكن است فردا طفل شیرخواری را نیز سر ببُرم، و تو هیچگاه قدرت و قابلیتِ همراه شدن با من را نخواهی داشت.
محكوم بودن افعال حضرت خضر بهحكم مراتب نازله عقل
هر عاقلی با هر مكتب و دَیدَنی بهحسب حكم ظاهرِ عقل، از بین بردن مال مردم، از نعمت حیات بیبهره كردن طفل دهسالهای كه تكلیف ندارد و تعمیر آن دیوارِدر شرف خراب شدن را مردود میداند.2 و3
و جالب آنكه خداوند این مطالب را در قرآن بهصورت سربسته بیان میكند و میفرماید: (إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً)؛ «ای موسی، تو نمیتوانی با من باشی و كارهای مرا تحمل كنی.»
- سوره كهف (١٨) آيه ٦٧. امامشناسى، ج ١١، ص ٤١:
« تو ابداً قدرت و توان شكيبايى همراهى با من را ندارى.» - البته تصور نشود كه عقل به بطلان عمل انبياء حكم كرده است؛ بلكه منظور اين است كه چون عقل ما كامل نيست، در همان محدوده فكرى خود اين عمل را محكوم مىكند، ولى اگر از آن محدوده به مرتبه بالاترى برسد، كار انبياء را تأييد مىنمايد.*
إنشاءالله درباره چگونگى تغيير محدوده و مرتبه عقل در آينده توضيحاتى خواهد آمد. - إنشاءالله درباره چگونگى تغيير محدوده و مرتبه عقل در آينده توضيحاتى خواهد آمد.
- سوره كهف (١٨) آيه ٦٧. امامشناسى، ج ١١، ص ٤١:
