اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم سیر ترتیبى مراتب علم پروردگار

18129
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم سیر ترتیبى مراتب علم پروردگار

10
  • حضرت رسول‌اللَه در پاسخ او گفتند: «ايمان آن است كه شهادت به لا اله الّا اللَه و رسالت من از جانب خدا بدهى، و نمازهاى پنج‌گانه را ادا كنى، و روزه ماه رمضان به‌جاى آرى، و زكات بدهى، و حجّ خانه خدا به‌جا آورى، و وصى مرا نيز دوست بدارى‌ (و به علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السّلام اشاره كردند) وخون ناحق نريزى، و دزدى نكنى، و خيانت ننمايى، و مال يتيم را نخورى، و مسكر نياشامى، و به دستورات و قوانين من ايمان بياورى، و حلال مرا حلال و حرام مرا حرام بدانى، و حقوقى را كه ضعيف و قوى و كبير و صغير بر تو دارند ادا كنى.» و یكایك از دستورات را حضرت برای او شمردند ... مالك بسیار شاد شد و از غایت نشاط، دامن‌كشان و با كمال شعف و حالت استغنا از خدمت پیامبر بیرون آمد و می‌گفت: «به‌خدای كعبه سوگند كه ایمان را آموختم.» و چون از نظر رسول‌اللَه دور شد، حضرت فرمودند: «كسى كه دوست دارد به مردى از مردان بهشت نظر بيفكند، به اين مرد نظر كند.»

  • ابوبكر و عمر گفتند: «به چه شخصی اشاره می‌كنید ای رسول خدا؟» حضرت سر را به زیر انداختند. پس آن دو باشتاب حركت كردند تا به او رسیدند و به او گفتند: «از جانب خدا و رسولش بشارت به بهشت داده شده‌ای!»

  • مالك گفت: «خداوند متعال بشارت شما را نیكو گرداند اگر از افرادی باشید كه به آنچه من شهادت دادم شهادت می‌دهند؛ چراكه آنچه رسول خدا صلی‌اللَه علیه و آله و سلم به من آموخت شما نیز دانستید. و اگر چنین افرادی نیستید خداوند بشارت شما را نیكو نگرداند.»

  • ابوبكر گفت: «این حرف را نزن؛ من پدر عایشه زوجه رسول خدا هستم!» مالك گفت: «گفتم آن را؛ حاجت شما چیست؟»

  • گفتند: «تو از اهل بهشت هستی برای ما استغفار كن!»

  • گفت: «خدا شما را نیامرزد. رسول خدا صاحب شفاعت را رها كرده و از من می خواهید برایتان استغفار كنم؟!» پس آنها درحالی‌كه آثار حزن و اندوه در چهره‌هایشان هویدا بود، برگشتند. وقتی رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم آن دو را دیدند باتبسم فرمودند: «آيا از حق غضب مى كنيد؟!»