اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم سیر ترتیبى مراتب علم پروردگار

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

حقيقت علم، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 رسيدن به مراتب كمالي و مقامات عرفاني در گرو قطع تعلّقات انسان نسبت به كثرات و ميل به عالم ربوبي بوده و اين امر نيازمند زمان و طيّ مراتب و مراحل مي‌باشد 2 همان‌گونه كه افراد براي فراگيري علوم ظاهري ناچار به طي مدارج و مراتب علمي مي‌باشند، براي فراگيري علوم باطني و رسيدن به مراتب كمالي هم نيازمند طي مراتب و مراحل مي‌باشند 3 تفاوت کیفیت تكاليف الهي بر اساس اختلاف مراتب انسان‌ها 4 توضيحي راجع به كيفيت ادراك و احساس لذت‌هاي ظاهري و مثالي به واسطۀ نفس 5 بيان توضيحي راجع به اين حديث شریف از پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم، لي مع اللَه حالات لا يسعها ملك مقرَّب و لا نبيٌّ مرسل 6 همة اكتشافات و جرقه‌هايي كه در ذهن افراد نسبت به امور مختلف تحقق پيدا مي‌كند در اثر نزول مراتب علم توسط حضرت جبرائيل مي‌باشد 7 كيفيت نزول اسم عليم پروردگار توسط حضرت جبرائيل و احاطه و اشراف او بر تمام عوالم وجود و موجودات 8 برتري و إشراف وجود پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله نسبت به حضرت جبرائيل در دو جنبه مي‌باشد 9 سعۀ وجودي حضرت جبرائيل قابليت عبور از مراتب اسماء و صفات و ادراك مقام ذات پروردگار را دارا نمي‌باشد 10 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در كلمات و سخنان خود از مقام توحيد و ذات پروردگار متعال تنزّل نمي‌كرد 11 ذكر حكايتي از مرحوم قوچاني مبني بر توجه شاگردان مرحوم قاضي به ظاهر ايشان و غفلت از سيرت و باطن ايشان 12 جهل و ناداني خليفه ثاني نسبت به مقام و جايگاه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و تقاضاي دستگيري و هدايت از ديگر افراد 13 بيان دو نكته مهم و اساسي در كلام مرحوم حداد رضوان اللَه عليه در ارتباط با علوّ مقام و درجه ايشان نسبت به حضرت جبرائيل 14 به هر ميزان كه افراد به مراتب كمالي دست پيدا كرده‌اند، تكاليف و وظايف ايشان بيشتر و دقيق‌تر مي‌شود

لزوم سیر ترتیبى مراتب علم پروردگار

4
  • مرتبه دوم: انكشاف صوَر علمی پروردگار

  • مرتبه دوم‌ آن است كه انسان بتواند از صوَر علمی پروردگار كه جنبه حسی ندارد استفاده كند. این صور، انكشاف حقایق علم پروردگار است به‌صورت؛ همان‌طور كه در عالم خواب حقایقی به‌صورت و نه به‌جسم و حس برای شخص منكشف می‌شود و از آن لذت و استفاده می‌برد و وقتی از خواب بیدار می‌شود احساس انبساط و طراوت دارد.

  • مجرد بودنِ حقیقتِ لذت و ابتهاج‌

  • فرضاً كسی در خواب به حرم امام رضا علیه‌السّلام وارد می‌شود و حضرت از او پذیرایی می‌كنند و مسئله‌ای را به او نشان می‌دهند؛ طراوت و لذتی كه از این خواب برای او پیدا می‌شود دارای جنبه حسی نیست و فقط جنبه صوری دارد، چراكه لذت بردن انسان به جنبه خیال او بستگی دارد؛ زیرا جنبه مادی بدن فیزیكی و عنصری، مانع از احساس یك مطلب مجرّد است.

  • سنخیت نداشتن علت ادراك لذت با امور مادی‌

  • من‌باب‌مثال، لذتی كه شما از نگاه كردن به یك گل می‌برید، حاصل انعكاس شكل و شمایل و عطر آن در مغز و دِماغ شما نیست. بازگشت نوری كه به این شی‌ء خارجی خورده است به چشم و قرینه شما وارد می‌شود و سپس تصویر آن در شبكیه موجب مجموعه‌ای از فعل و انفعالات فیزیكی می‌گردد، و بعد به‌واسطه نقطه زرد كه به آن ماكولا می‌گویند به مغز انتقال پیدا می‌كند و مغز صورت فیزیكی آن را در خود نگه می‌دارد؛ هیچ‌كدام از این مراحل، لذت نیست، بلكه تنها امری فیزیكی و مادی در عالم خارج تحقق پیدا كرده است.

  • همچنین در بوییدن گل، شما در واقع هوایی را استشمام می‌كنید كه با ذرات نامرئی تراوش‌شده از گل‌1 مخلوط شده است، سپس غدد حسّاس بینی آن ذرات را ضبط و به مغز منتقل می‌كنند؛ آن‌وقت شما عطر آن را احساس می‌كنید.

  • بازگشت علت ادراك لذات مادی به رابطه میان جسم و روح‌

  • رسیدن این عطر یا رنگ و شمایل خاص به مغز انسان یك مطلب مادی است، ولی احساس این شكل خاص و صورت زیبا و عطر بسیار دل‌نشینی كه در گل قرار دارد مطلب دیگری است كه به مغز مربوط نیست، بلكه به نفس مربوط می‌شود. كار مغز، واسطه‌گری برای انسان است و مسائل ظاهری و حسی را به نفس كه مجرّد است منتقل می‌كند و ارتباط بین نفس و ظاهر را برقرار می‌سازد؛ پس لذتی كه از بوییدن و تماشای یك گل زیبا حاصل می‌شود امری معنوی و مجّرد است.

    1. اين ذرات به اندازه‌اى لطيف است كه به چشم نمى‌آيد و حس نمى‌شود، به‌طورى‌كه اگر وسيله سنجش حساسى داشته باشيم (نظير بعضى ترازوهاى دقيق كه حتى وزن يك نقطه جوهر بر صفحه كاغذ را نشان مى‌دهند) متوجه مى‌شويم به‌واسطه تراوش اين ذرات وزن گل دائماً كاهش مى‌يابد؛ لذا مى‌بينيد گل به‌تدريج پلاسيده و سپس خشك مى‌شود.