اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معناى عبودیت‏

16902
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت معناى عبودیت‏

12
  • عَبدى أطِعنى حتَّى أجعَلَكَ مِثلى‌1. یا در آن روایت دیگر، حدیث قدسی می‌فرماید: لايزال عَبدى يتَقرَّبُ إلَىَّ بالنّوافِل حتَّى أكونُ سَمعَهُ الَّذى يسمَعُ به و لسانَهُ الَّذى ينطِقُ به و بَصَرَهُ الَّذى يبصِرُ به2 «من چشم او می‌شوم، من زبان او می‌شوم، من گوش او می‌شوم، و من وجود او می‌شوم.» آن عبودیت، آن عبودیت آخر كار است، نه اوّل كار. اوّل كار كه یك همچنین عبودیتی از ما نمی‌خواهند، امكانش نیست.

  • امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید كه: باید اوّل عبد باشی، باید اوّل به دنبال تزكیه بود، بدون تزكیه آن نور برای انسان حاصل نخواهد شد، فایده‌ای ندارد. انسان معاصی را مرتكب بشود و بعد توقّع داشته باشد خدا این علم را به او بدهد. این توقّع، توقّع محال است. انسان به دنبال دنیا و زخارف دنیا باشد و توقّع داشته باشد كه قلبش روشن باشد. محال است، اصلًا فكرش را هم نكنیم چون فكر كردنش هم یك چیز زائدی است. همان دربست محال است یعنی نیاز به تفكّر و اینها ندارد. انسان به دنبال مال و شهرت و جمع‌اندوزی مال و امثال ذلك برای دنیا باشد و بعد توقّع داشته باشد دلش روشن باشد و بتواند حقایق را ادراك بكند؛ امكان ندارد. این نمی‌شود.

  • منزل دل نیست جای صحبت اغیار***دیو چو بیرون رود فرشته درآید
  • در یك دل، دیو و ملك نمی‌گنجد. در یك جا، دو حقیقت متضاد نمی‌تواند قرار بگیرد. ظلمت و نور نمی‌تواند در یك جا باشد. امكان ندارد.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: یك روز یكی از بزرگان از اهالی مازندران بود به یكی از دوستانش كه قصد تشرّف زیارت حضرت علی ابن موسی‌الرّضا علیهماالسّلام را داشت، توصیه می‌كند و وقتی كه می‌خواهد حركت كند بیاید برای زیارت آن حضرت، به او می‌گوید كه: سلام من را به امام رضا علیه‌السّلام برسان و بگو فلان شخص یك حاجتی دارد، آن حاجتش جوابش چیست؟ همین، به طور سربسته. ایشان می‌فرمودند: او حركت می‌كند و می‌آید برای زیارت علی‌بن موسی‌الرّضا و چند روز هم در آنجا می‌ماند، اتفاقاً فراموش می‌كند كه پیغام این شخص بزرگ را به حضرت برساند، تا روز آخر كه برای تودیع و وداع به حرم مطهّر مشرّف می‌شود، یك مرتبه حالتش تغییر پیدا می‌كند و می‌بیند فرّاشها آمدند و افراد را از حرم به بیرون هدایت كردند و در دایره خود ضریح و در آن زیر قبّه، دیگر كسی باقی نماند و این همین‌طور ایستاده. وقتی كه همه رفتند یك مرتبه ضریح درش باز شد و امام رضا علیه‌السّلام آمدند بیرون از آنجا. رو كردند به این شخص و فرمودند: فلانی! برو به آن رفیقت و به آن شخص عالم بگو:

    1. بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٦٦
    2. -« لا يَزالُ العَبدُ يَتَقَرَّبُ إلَىَّ بالنَّوافِل حتَّى احِبُّهُ فَإذا أحبَبْتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الَّذى يَسمَعُ به وَ بَصَرَهُ الَّذى يَبصُرُ به و لِسانَه الَّذى يَنطِقُ بِه» جامع‌السّعادات، محمد مهدى نراقى، ج ٣، ص ١٤٥