حقیقت معناى عبودیت
13آینه شو و جمال پری طلعتان طلب *** جاروب زن خانه وپس میهمان طلب این مطلب را حضرت میفرمایند و بعد داخل در آن ضریح میشوند و بعد این شخص یكمرتبه به خود میآید، میبیند: نه، همه مردم سر جایشان هستند و دارند زیارت میكنند و كیفیتی است حالت مكاشفهای برایش پیدا شده بود . میآید در آن شهر و وقتی كه آن عالم را زیارت میكند، قضیه را شرح میدهد و مشخّص میشود كه آن چه پیغامی برای آن حضرت داشته و حضرت جوابشان به چه نحو بود. حضرت به آن شخص میخواستند بفرمایند كه: با وجود این زنگاری كه در قلب داری و با وجود این تعلّقاتی كه در دنیا داری، خیال وصال ما را در سر نپروران و امنیه دیدار محبوب را در دل خود قرار مده چون در جایی او قدم میگذارد كه آنجا پاك باشد، صاف باشد، از آلایش به دور باشد و با این وضعی كه الآن تو داری، این وضع، امكان ندارد، باید به دنبال تزكیه رفت. فلهذا جمیع بزرگان، از سابق، اوّلین مطلبی را كه میفرمودند، اوّلین مسأله، مسأله تزكیه بود كه سه مرحله برای سالك در نظر میگرفتند؛ مرحله اوّل تخلیه، مرحله دوّم تَجلیه و بعد مرحله سوّم تَحلیه. تخلیه یعنی تمام آن زنگارها و آن كدورتها و آن ظلمتها و آن مسائلی كه قلب را گرفته و بین انسان و بین نور و انبساط فاصله انداخته است، یكی یكی انسان باید آنها را از دل بزداید و دل را از زنگار آنها تخلیه كند. دوّم: مرحله تجلیه است كه جلوات حق بر این ذات و بر این قلب میخورد و بعد به مرحله تحلیه میرسد كه اینها برای انسان مَلَكه میشود. این مسأله، مسأله اوّل است. تا كدورت نفسانی در دل وجود دارد، آن علم و آن حقیقت نوریه برای انسان انكشاف پیدا نمیكند.
پیغمبر اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم میفرمایند: مَن اقتَرَفَ ذَنباً فارَقَه عَقلٌ لَم يعُد أبدًا1 «كسی كه گناهی را مرتكب بشود یك عقلی از او مفارقت میكند كه دیگر به هیچ وجه برنمیگردد.» یعنی این گناه موجب میشود حصّهای از حِصَص وجودی انسان ساقط بشود و از بین برود كه دیگر آن حصّه برنمیگردد، در آنِ بعد، در روز بعد، توبه كند به جای خود، ولی این حصّهای كه الآن از بین رفته، آن حصّه دیگر برنمیگردد، روز بعد مال خودش است، مال همان روز خودش است، حصّه خودش است. چون این وجودی كه پروردگار به انسان ارزانی داشته است، این وجود در قبال یك سری مسائلی است و یك سری نتائجی است كه آن نتائج بر این وجود پخش و تقسیم شده به هر مقدار كه از این سرمایه انسان بهره بگیرد، به آن حصّه میرسد، اگر نتوانست بهره بگیرد، از آن حصّه دیگر نصیب ندارد و این گناه موجب از بین رفتن و سلب آن حصّه خواهد شد. لَم يعُد ابَدًا دیگر برنمیگردد. گناه كدورت است و كدورت با نور، با هم جمع نمیشوند. از اوّل، تمام توصیه بزرگان برای سالك، دقّت در مراقبه و دقّت در حرص بر عمْر و احتیاط بر عمر و افعال و كرداری است كه از انسان در این عمر سر میزند. از اوّل همینطور است. در توصیههایی كه ما از مرحوم آخوند ملّاحسین قلی همدانی رضوان اللَه علیه میخوانیم و میدانیم، بر این مسأله تأكید شده. حتّی گاهی از اوقات یك غفلت موجب میشود كه یك نعمت از انسان فوت بشود. یك غفلت.
- -« من قارفَ ذَنبًا فارقَه عَقلٌ لَم يَعُد إلَيه ابدًا» جامع السّعادات، ج ١، ص ٦٧

