اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معناى عبودیت‏

16902
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

حقیقت معناى عبودیت‏

14
  • یك روز مرحوم قاضی نشسته بودند با شاگردانشان، صحبت راجع به این بود كه سالك باید خود را از تشتّت و پراكندگی، باید حفظ كند و به خود باید مشغول باشد و هِی دل را به این طرف و به آن طرف، اینجا چه شد، آن جا چه شد، اینجا چه قضیه اتّفاق افتاد، نباید بدهد، مسائل و قضایا اتّفاق می‌افتد، دست ما هم نیست، اینجا دعوا شد، آنجا بزن، بزن شد، در آن خیابان تصادف شد، توی آن شهر باران بارید، در آن شهر فرض كنید كه برف آمد، به ما چه مربوطه كه برف و باران، اینجا و آنجا آمد و توی خیابان تصادف شد. آیا اطّلاع ما بر این مسائل، مطلبی را به ما اضافه می‌كند؟ نفعی ما می‌بریم؟ عیب ندارد، خوب است هر چیزی كه انسان منتفع بشود، آدم عاقل باید به دنبالش برود. ولی آیا بهتر نیست حال كه نفعی ندارد، ذهن خود را هم مشغول نكنیم و بعد ایشان راجع به سكوت صحبت می‌كردند كه در بسیاری از موارد در سكوت برای انسان حالاتی پیدا می‌شود كه در غیر از این موقع امكان ندارد پیدا بشود. یك چند لحظه تأمّل كردند یك مرتبه از بیرون صدای یك تَقّی آمد، فرض كنید مثل یك همچنین صدایی. مرحوم قاضی فرمودند: این صدا برای سالك ضرر دارد. یعنی همین، همین تق. یعنی ممكن است انسان در یك وضعیتی قرار بگیرد در بعضی از اوقات كه آنچنان باید مستغرق در خودش باشد، آنچنان باید مستغرق باشد كه به كمترین التفاتی، آن نفس از گرفتن آن نور و جاذبه محروم می‌ماند. حالا ببینید مطلب چقدر دقیق است و دیگر هم نمی‌آید. یعنی حالا شاید به این زودی نیاید.

  • حالا چه برسد به اینكه انسان بیاید و یك عمل خلاف انجام بدهد. اینكه دیگر از تق و تق می‌گذرد. قضیه از این حرفها می‌گذرد. انسان بیاید غیبت كس دیگری را بكند، انسان بیاید تهمت بزند، انسان بیاید یك ساعت از وقت خودش را به حرفهای لاطائلات بگذراند. خدا توفیق بدهد، به همه ما ادراك درد بدهد، تا آنوقت بفهمیم چه می‌گوییم. از خدا این توفیق را همه‌مان بخواهیم؛ ادراك درد بدهد، ادراك بیچارگی بدهد. ما الآن ادراك نداریم، الحَمدُ لِلّه هیچ جای نقصی، هیچ. مسائل همه، كامل، خوب، مرتّب، شش دانگ بهشت در قبضه ما، ملائكه‌گوش به فرمان ما و نخیر اصلًا این مسائل برای ما نیست، اینها مال افراد دیگر است، ما در این .... امّا اگر خدایی نكرده، خدایی نكرده. خدا این ادراك را به ما داد! یك وقتی دلش خواست بیاید این ادراكِ درد را به ما بدهد، آنوقت دیگر چهره‌ها عوض می‌شود؛ آنوقت دیگر صحبتها تغییر می‌كند؛ آنوقت دیگر كه هر كلامی دیگر ردّ و بدل نمی‌شود؛ هر كاری انجام نمی‌گیرد.