اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت معناى عبودیت‏

14٬770
عنوان بصری
جلسات

حقیقت معنای عبودیت، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: علم عبارت است از انكشاف و نوري كه به واسطۀ آن انسان دچار انحراف نشده، طريق غوايت را از سعادت باز مي‌شناسد 2 حقيقت علم به درس خواندن و مطالعه و كسب معلومات حاصل نمي‌شود 3 حرّيت و آزادي مرحوم آقا سيّد احمد كربلايي در رفتار و گفتار خويش 4 پاسخ مرحوم آقا سيد احمد كربلايي به شخصي كه از ايشان طلب دستورات سلوكي و مراقبه را كرده بود 5 سخن مرحوم قاضي در جواب كسي كه از ايشان طلب موعظه و دستور كرده بود: به آنچه تا به حال مي‌دانيد عمل كرده ايد كه از من توقع دستور داريد؟ 6 انجام تكاليف ديني و تحصيل علوم ديني بدون اتّصال به مقام ولايت ائمه معصومين عليهم السلام جسمي بي‌جان و بدني بي‌روح مي‌باشد 7 سخن مرحوم علّامه طهراني هنگام شنيدن اذان اهل سنّت در مدينۀ منوره 8 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: حصول علم و نورانيّت در وجود اشخاص متوقف بر تحقّق عبوديّت در ايشان مي‌باشد 9 حقيقت عبوديّت به چه معنا مي‌باشد 10 ذكر روايتي در ارتباط با اهميت نماز و عدم شريك قرار دادن ساير افراد با خداوند متعال در نماز 11 تفسير صدر آيه 54 سوره مبارکه آل عمران: و مَكَروا و مَكَر اللَه و اللَه خير الماكرين 12 تحقق عبوديّت در وجود انسان به اين است كه او در قبال پروردگار متعال از خود وجود و استقلال و رأ ئي نداشته، فقر محض باشد 13 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با عبوديت: العبودية جوهرةٌ كنهها الربوبية 14 بيان آثار و نتايج تحقّق عبوديت در وجود انسان در روايت قرب نوافل: لا يزال عبدي يتقرَّب اِليَّ بالنوافل...

حقیقت معناى عبودیت‏

توضیحات:

حقیقت معنای عبودیت، شرح فقره: فقال يا ابا عبداللَه! ليس العلم بالتعلم انما هو نورٌ... فاطلب اولاّ في نفسك حقيقة العبودية، 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: علم عبارت است از انكشاف و نوري كه به واسطۀ آن انسان دچار انحراف نشده، طريق غوايت را از سعادت باز مي‌شناسد 2 حقيقت علم به درس خواندن و مطالعه و كسب معلومات حاصل نمي‌شود 3 حرّيت و آزادي مرحوم آقا سيّد احمد كربلايي در رفتار و گفتار خويش 4 پاسخ مرحوم آقا سيد احمد كربلايي به شخصي كه از ايشان طلب دستورات سلوكي و مراقبه را كرده بود 5 سخن مرحوم قاضي در جواب كسي كه از ايشان طلب موعظه و دستور كرده بود: به آنچه تا به حال مي‌دانيد عمل كرده ايد كه از من توقع دستور داريد؟ 6 انجام تكاليف ديني و تحصيل علوم ديني بدون اتّصال به مقام ولايت ائمه معصومين عليهم السلام جسمي بي‌جان و بدني بي‌روح مي‌باشد 7 سخن مرحوم علّامه طهراني هنگام شنيدن اذان اهل سنّت در مدينۀ منوره 8 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام: حصول علم و نورانيّت در وجود اشخاص متوقف بر تحقّق عبوديّت در ايشان مي‌باشد 9 حقيقت عبوديّت به چه معنا مي‌باشد 10 ذكر روايتي در ارتباط با اهميت نماز و عدم شريك قرار دادن ساير افراد با خداوند متعال در نماز 11 تفسير صدر آيه 54 سوره مبارکه آل عمران: و مَكَروا و مَكَر اللَه و اللَه خير الماكرين 12 تحقق عبوديّت در وجود انسان به اين است كه او در قبال پروردگار متعال از خود وجود و استقلال و رأ ئي نداشته، فقر محض باشد 13 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با عبوديت: العبودية جوهرةٌ كنهها الربوبية 14 بيان آثار و نتايج تحقّق عبوديت در وجود انسان در روايت قرب نوافل: لا يزال عبدي يتقرَّب اِليَّ بالنوافل...

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت معناى عبودیت‏

9
  • یك روایت داریم وقتی كه یك شخصی نماز می‌خواند، توی نماز خودش تخیلات دیگری را هم می‌كند؛ می‌رود آقا! دور دنیا می‌چرخد، چكها و سفته‌ها و ...، همه را جمع می‌كند و به بانك می‌دهد، می‌گیرد، امضاء می‌كند، همه تا (وَ لَا الضَّالِّينَ)، تمام می‌شود. خدا می‌گوید: بسیار خوب، چرخ خوبی زدی، بالاخره، همه جا را گشتی، فقط سراغ ما نیامدی؟ عیب ندارد. یك درصد از این نمازت را برای ما گذاشتی، فقط این الفاظ را خواندی. ممنونت هستیم. نَوَد و نه درصد، دیگران را در این نماز شریك كردی. من شریك خوبی هستم، شریك باید خوب باشد آقا! می‌دانید؟ شریك باید سهل بگیرد، نسبتِ در دعوا من شریك خوبی هستم، سهم خودم را هم به بقیه آن شركاء بخشیدم. ای ملائكه من! بروید این نماز را بزنید توی سر این عبد من و بگویید كه همه‌اش مال خودت. اگر هم میخواهیم شریك باشیم، مثل خدا شریك باشیم. سهل بگیریم آقا! خیلی مشكل نگیریم برای خودمان. (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَه)1 است دیگر. خدا می‌گوید: من شریك خوبی هستم، قسمت خودم را هم دادم به بقیه شركاء. خب عیب ندارد شما این دو روز دنیا را بتازان، برو! ما هم كاری به كارت نداریم، بالأخره این میدان تمام می‌شود، این اسب راهوار هم از دویدن می‌ایستد، آنوقت بعد فردا معلوم می‌شود، می‌آییم پیش هم، (يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ)2 آنوقتی كه فردا دیدیم، وقتی فردا دیدیم كه چه مسائلی از ما از بین رفته و ما در دنیا گول چه چیزهایی را خوردیم و چه نعماتی را از دست دادیم، آنوقت، آن موقع است كه خدا به ما می‌خندد. می‌گوید: توی این دنیا ما كاری نكردیم، به شما مهلت دادیم، صبر كردیم، صبرمان هم خیلی زیاد است، صبر كردیم. چقدر افراد بودند كه آمدند، جولان دادند، آمدند بالا، پایین: ما اینیم، ما آنیم، ما این چه می‌كنیم، ما فلان می‌كنیم، اینجا باید اینطور بشود، آنجا باید آنطور بشود و جالب اینجاست، كه قضیه اینجاست، وقتی خدا بخواهد سر یكی را كلاه بگذارد، یك كاری می‌كند كه او را از توجّه به مسائل خودش باز می‌دارد. اینجا را دیگر نمی‌شود كاری كرد.

    1. سوره آل عمران (٣)، صدر آيه ٥٤
    2. سوره التغابن (٦٤)، صدر آيه ٩
/ 0