لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
13پیغمبر اكرم صلّی اللَه علیه و آله و سلم میفرمایند:
اللَهمّ إنّى أعوذُ بِكَ مِنْ عِلمٍ لايَنفَع«پروردگارا! من به تو از علم غیر نافع پناه میبرم.» علم غیر نافع چیست؟ علم غیر نافع نه عبارت است از فرض كنید كه آنطوری كه بعضیها گفتهاند: از آن علومی كه نفعی ندارد. این پناه بردن ندارد، پناه بردن ندارد. مثلًا ما اطّلاع پیدا كنیم حالا این اتاق بغل فرض كنید كه در كنار ما كیست و چیست و لوازمش چیست؟ حالا فهمیدیم یا نفهمیدیم، این علم، علم غیرنافع است. اطّلاع پیدا كردیم در فلان كوه، در فلان جزیره، چند تا مرغ هوا و چند تا وحوش صحرا زندگی میكنند. به ما چه مربوط است؟ اطلاع پیدا كردیم در فلان كُره و فلان سیاره چه موجوداتی زندگی میكنند، میخواهیم چكار بكنیم؟ مگر میخواهیم برویمآنجا؟ بله، اینها واقعاً اتلاف وقت است، ولی صحبت در این است كه آنچه كه پیغمبر میفرماید:
أعوذُ بِكَ «پناه میبرم به تو» این مسأله غیر از این است و ماوراء این است. یعنی علمی بیاید در نفسی، آن نفس، آن علم را به امر نفسانی و بر یك محور نفسانی و شیطانی تبدیل كند و از خودش بروز .... آن چه جنایتی ممكن است دیگر واقع بشود؟ شما از علم خداشناسی بالاتر علمی سراغ دارید؟ علم توحید، علم معارف، علم اعتقادات، علم مبانی مبدأ و معاد، علم به شناخت وجود و هستی، از این بالاتر مگر سراغ دارید؟ این علم میآید، میآید در نفس، یك وقت میآید در نفس پاك نتیجهاش میشود علامه طباطبایی. نفس، نفس پاك است. نتیجهاش میشود سید مهدی بحرالعلوم. نتیجهاش میشود مثلًا حضرت علامه والد رضواناللَه علیه اینها نتیجهاش. آن علم است، میآید ولی یك وقت همین علوم میآید در نفس، نفسی كه غیرمهذّب است، نفسی كه مشوب است، میآید تبدیل میشود به یك فردی كه میآید و با همین قوانین و با همین قواعد فقهی و با همین معلومات و با همین مسأله، میآید ریشه دین را میزند؛ با همین.

