اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت عبودیت وچگونگى تحقق آن در انسان‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

حقيقت عبوديت وچگونگی تحقق آن در انسان شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك 1 تحقق حقيقت عبوديت درانسان به چه معنا مي‌باشد؟ 2 سخن مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه سالك راه خدا گناه نمي‌كند 3 تفسير آيه 48 سورۀ مباركه نساء: انَّ اللَه لا يغفر أن يشرك به و يغفر مادون ذلك 4 ذكر حكايتي از دكتر ناصر اتّفاق و ديدگاه و نظر مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با سخنان ايشان 5 انسان بايد دائماً نفس خود را در ارتباط با امور مختلف متوجّه حقيقت عبوديت كرده آن را در وجود خويش محقق كند 6 هر يك از افراد بر اساس وظيفه و مسئوليتي كه در روابط فردي و اجتماعي دارند بايد در صدد تطبيق اعمال خويش بر اساس حقيقت عبوديت باشند 7 انانيت و خوديت سرا پاي وجود ابوجهل را فرا گرفته حتي در لحظات آخر مرگ او را رها نمي‌كند 8 همه بزرگان و اساتيد اخلاق از سابقين و لاحقين براي حركت و دستيابي انسان به حقيقت نورانيۀ علم در ابتدا دستور به تزكيه و عبوديت پروردگار مي‌دادند

حقیقت عبودیت وچگونگى تحقق آن در انسان‏

10
  • علم هست، مسأله انباشته شده، محفوظات انباشته شده، ولی چیه قضیه؟ آن استفاده‌ای كه باید از این علم ببرد، آن استفاده نه تنها نمی‌برد بلكه عكس را نتیجه می‌دهد، حجاب می‌اندازد. تمام قرآن را حفظ است ولی برای او هیچ فایده‌ای ندارد، یك آیه‌ایش برای او دیگر فایده ندارد. تمام فقه را می‌داند، روایات مربوط به عقاب را می‌داند، مربوط به وجوب و حرمت را می‌داند ولی فقط در حدّ یك محفوظات. نفس مانند این كتاب قاسی می‌شود. الآن این صفحات سِفت هستند. سفت است این اگر بخورد به سر یكی این كتاب، دردش می‌آید، متألم می‌شود. اما در این كتاب چقدر مطلب است؟ از اول تا آخرش مطالبش نگاه بكنید ببینید چیست، چرا؟ مطلب هست ولی مطلب روی كاغذ است و كاغذ سفت، اصلش هم از چوب است دیگر. در واقع این مطالب روی چوب نوشته شده. سابق این مطالب روی پوست نوشته می‌شد، در سابق این مطالب را گاهی اوقات روی سنگ حكّاكی می‌كردند، می‌نوشتند. چه فرقی كرد؟ مطلب، مطلب است ولی آن جایگاهی كه این مطلب، در آن جایگاه قرار می‌گیرد چیست؟ نفس است یا سنگ است؟ نفس می‌شود چی؟ می‌شود سنگ، نفس سنگ است. آقا! دو، دو تا چهار تا مثل روز روشن حقیقت را می‌بیند، قبول نمی‌كند. چرا؟ سنگ است و الّا كسی كه حقیقت را ببیند خب چرا قبول نباید بكند؟ یك واقعیت را كسی ببیند چرا نباید قبول بكند؟ كسی كه این لامپ را می‌بیند، چراغ را می‌بیند، روز را می‌بیند، در عین حال می‌گوید: شب است، در عین حال می‌گوید: تاریك است. این چه علّتی دارد؟ چرا؟ چون جایگاه، جایگاه غیر مناسبی است. جایگاه تبدیل به سنگ شده. تعجّب‌نكنید از اینكه این علم دارد، این علم در كتاب هم هست، همین كتابی كه الان دست من است، خیلی هم مطلب زیاد دارد، خیلی، بسیار زیاد، هر خطش یك مطلب است. ولی كتاب است آقا! این كتاب را شما در آب بیندازید، بعد از یك مدّت خمیر می‌شود، خمیر می‌شود. شما از قرآن كه بالاتر ندارید، از آیات قرآن، و این آیات قرآن در كاغذ است. آیات قرآن در سینه كه ننشسته، آیات قرآن بین‌الدّفّتین است.