
حقیقت عبودیت وچگونگى تحقق آن در انسان
حقيقت عبوديت وچگونگی تحقق آن در انسان شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك 1 تحقق حقيقت عبوديت درانسان به چه معنا ميباشد؟ 2 سخن مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه سالك راه خدا گناه نميكند 3 تفسير آيه 48 سورۀ مباركه نساء: انَّ اللَه لا يغفر أن يشرك به و يغفر مادون ذلك 4 ذكر حكايتي از دكتر ناصر اتّفاق و ديدگاه و نظر مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با سخنان ايشان 5 انسان بايد دائماً نفس خود را در ارتباط با امور مختلف متوجّه حقيقت عبوديت كرده آن را در وجود خويش محقق كند 6 هر يك از افراد بر اساس وظيفه و مسئوليتي كه در روابط فردي و اجتماعي دارند بايد در صدد تطبيق اعمال خويش بر اساس حقيقت عبوديت باشند 7 انانيت و خوديت سرا پاي وجود ابوجهل را فرا گرفته حتي در لحظات آخر مرگ او را رها نميكند 8 همه بزرگان و اساتيد اخلاق از سابقين و لاحقين براي حركت و دستيابي انسان به حقيقت نورانيۀ علم در ابتدا دستور به تزكيه و عبوديت پروردگار ميدادند
حقیقت عبودیت وچگونگى تحقق آن در انسان
5این است كه میفرماید: فَاطْلُبْ أوّلًا فى نَفسِكَ حَقيقه العُبوديَّه. آن عبودیت پنهان را، ما اوّل باید بیاوریم و آشكار كنیم برای خودمان. آن عبودیتی كه از او غافل هستیم، آن حالتی كه از آن غافل هستیم. حالتی كه ما را عبد خدا قرار میدهد. ادراك این مسأله، ادراك وجدانی این قضیه و این باید با تمرین انجام بشود. دائماً انسان باید تمرین كند، فَاطْلُبْ أوّلًا این نیست كه صبح كه از خواب بلند شوید، همین، تفكّر بكنید كه: یا عباداللَه! فلان، (قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَه إِنَّ اللَه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً)1 نه، به یك مرتبه این قضیه حل نمیشود آقا! این كار میبرد، این زحمت دارد. هر پنج دقیقه به پنج دقیقه باید تذكّر داد به نفس. این نفس خیلی میخواهد فرار كند از زیر این قضیه، خیلی میخواهد خودش را به اینطرف و آنطرف بزند كه این یك مسأله را ندیده بگیرد؛ یواش. الحمد للّه شیطان هم كمك میكند، خیلی خوب، قشنگ راهها را در میان میگذارد، راهها را در اختیار میگذارد، خیلی كمكش میكند، راه بهش یاد میدهد. این باید چكار كند؟ هِی مبارزه كند، او هِی از این راه وارد میشود، هِی انسان به او پاتك بزند، هِی آن از یك روزنه وارد میشود، انسان هی روزنه را ببندد،. وقتی كه همه روزنهها را بست، دیگر نفس او تسلیم میشود. وقتیهمه روزنهها را بستیم، ما كی هستیم، ما چی هستیم. الآن برای شما یك مطلبی را از خودم میگویم بیرودربایستی، از خودمان شروع میكنیم: الآن، خب الحمد للّه ما در اینجا آمدیم، رفقا، دوستان، محبّین، آنهایی كه اهل دردند، آنهایی كه ادراك مرض میكنند، آنهایی كه ادراك ناراحتی میكنند و آنهایی كه ادراك خلاء میكنند و آنهایی كه ادراك نقص میكنند. خداوند توفیق داده كه ما را با محبّین خودش آشنا كرده، مأنوس كرده، جداً عرض میكنم و این مسأله را بدون هیچگونه مسامحه میگویم، واللَه عَلى ما أقولُ وَكيلٌ كه من مسامحه ندارم. خب، رفقا لطف دارند، محبّت دارند. اما اگر از آنها سؤال بشود آیا واقعاً شما به دنبال آقای آسید محسن طهرانی هستید آمدید اینجا؟ یا به دنبال مرحوم علّامه وآقای آسید محمّد حسین، كدام؟ همه بلا استثنا میگوئیم ما به دنبال ایشانیم، من كیم؟ ما پسر ایشان هستیم از نظر ظاهر یك انتسابی به ایشان داریم، یك طلبهای هستیم مثل سایر، دهها، هزاران طلبه هستند، خب ما هم یكی از آنها. این چه نیرویی شما را در اینجا گرد آورده؟ و چه حالی باعث اجتماع شما در اینجا شده؟ آن ارتباط با من نیست. آن چیه؟ آن كتابهای آقا است، آن نفس آقاست كه پشت قضیه است، دلیلش میدانید چیه؟ اگر من بلند شوم بیایم یك مسیری غیر از مسیر آقا را شروع كنم مطرح كردن. خب، شاید سوادش را داشته باشم، علمش را داشته باشم، شما چكار میكنید؟ صاف ما را كنار میگذارید: آقا! ما كتابهای آقا را خواندیم، بسماللَه، اگر از همینها میآیی بگویی، هستیم، اگر از اینها نمیآیی بگویی، متكلّم و سخنگو زیاد است، در این مملكت زیاد است.
- سوره الزمر (٣٩)، صدر آيه ٥٣
