طلب علم و بكارگیرى آن
12وَ اختِلافِ الخاصَّةِ وَ الْعامَّةِ إلَيهِم. «تو باعث شدی كه عوام و خواصّ به آن حكومتها رفت و آمد كنند.»
فَما أقَلَّ ما أعْطَوكَ فى قَدرِ ما أخَذوا مِنك.
واقعاً این عبارت را ما باید لوحه كنیم «آن مقداری كه به تو دادند در قبال آن چه كه از تو گرفتند چقدر ناچیز است.» به تو چی دادند؟ یك منصب دادند، مال دادند، شهریه دادند، بالاتر از این كه دیگر نیست. این چیزهای است كه برداشتند به تو دادند. حالا از تو چی گرفتند؟ دینت را از تو گرفتند، انسانیت و شرفت را از تو گرفتند، عمرت را از تو گرفتند، آن سرمایهایی كه آن سرمایه را برای یك زندگانی مؤبَّد باید بكار ببری، آن سرمایه را از دستت گرفتند. چی به تو دادند؟ یك منصب، منصبی كه فردا با آمدن یكی، آن منصب هم چیه؟ از بین میرود. چقدر از این افراد ما دیدیم؟ آمدند، داد و بیداد، هوار، فلان، از این چیزها، تأییدات، تمجیدات، فلان، امّا تا منصبشان را از دست دادند روز بعد، تمام آن حرفهایی كه زدند، پس گرفتند و این طرف قضیه را شروع كردند. چقدر ما از این حرفها دیدیم؟ این را كه با چشممان دیدیم. خب آقاجان! وقتی كه داری میروی، چشمت را باز كن كجا داری میروی. با بصیرت برو كجا داری میروی. جوری نباشد كه با یك رفتن، تمام آن چه را كه به دست آوردی، همه بر فنا، تازه میبینی: عجب! چه گولی خوردیم. كاری نكنیم كه یك وقت متوجّه بشویم، چقدر راه درازی را آمدیم كه بیراهه بوده.
فَما أقَلَّ ما أعطَوكَ. «چقدر كم است آن چه كه به تو دادند، در قبال آن چیزی كه از تو گرفتند.» دینت را از تو گرفتند، حیاتت را از تو گرفتند و تو را تبدیل به یك حیوان و تبدیل یك حیوان ظاهر الانسان، تبدیل به این كردند.
وَ ما أيسَرَ ما عَمَروا لَكَ. «چقدر كم است آنچه را كه برای تو به دست آوردند.»

