
طلب علم و بكارگیرى آن
طلب علم و بكارگيري آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 دأب و ديدن ائمه عليهم السلام و اولياء الهي در ايام محرم بر اقامۀ شعائر حسيني در منازل خويش بوده است 2 توضيحي راجع به اين حديث شريف: شيعتنا خُلِقوا من فاضل طينتا يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزنا 3 در حالي كه افراد فراگيري علم را براي به كارگيري آن طلب ميكنند مراد امام صادق عليه السلام از عبارت و اطلب العلم باستعماله چه ميباشد؟ 4 علم حقيقي عبارت است از ادراك و معرفت پيدا كردن نسبت به خالق هستي و آنچه مربوط به صفات خالق و آثار وجودي او ميباشد 5 مطالعه روايات و مواعظ و وصاياي ائمه اطهار از مصاديق علم به شمار ميرود و عمل به محتواي آن و تحقق آن در وجود خويش به كارگيري علم به حساب ميآيد 6 برخي افراد نه تنها حقيقت علم را مدّ نظر قرار نداده بلكه آن را در جهت خلاف محتواي آن به كار ميگيرند 7 ذكر برخي از فقرات شريف سخنان امام سجاد عليه السلام در خطاب به يكي از علماء دربار بني اميه بنام محمد بن مسلم زهري 8 امام سجاد عليه السلام ميفرمايند: شخصي كه با عمل و رفتار و تعامل خويش با افراد ظالم و غيرصلاح سبب رشد وتثبيت موقعيت ايشان شود به عداوت و جنگ با خداوند برخاسته است 9 مظلوميّت اميرالمؤمنين عليه السلام در برقراري عدالت ميان برادران خود و ساير افراد و در نتيجه گرايش عقيل به سمت معاويه ظاهر و آشكار ميشود 10 امام سجاد عليه السلام در خطاب به محمد بن مسلم و ساير افراد ميفرمايند: آن مقداري كه به تو عطا كردند در قبال آنچه از تو گرفتند چقدر اندك و ناچيز است
طلب علم و بكارگیرى آن
توضیحات:
طلب علم و بكارگيري آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 دأب و ديدن ائمه عليهم السلام و اولياء الهي در ايام محرم بر اقامۀ شعائر حسيني در منازل خويش بوده است 2 توضيحي راجع به اين حديث شريف: شيعتنا خُلِقوا من فاضل طينتا يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزنا 3 در حالي كه افراد فراگيري علم را براي به كارگيري آن طلب ميكنند مراد امام صادق عليه السلام از عبارت و اطلب العلم باستعماله چه ميباشد؟ 4 علم حقيقي عبارت است از ادراك و معرفت پيدا كردن نسبت به خالق هستي و آنچه مربوط به صفات خالق و آثار وجودي او ميباشد 5 مطالعه روايات و مواعظ و وصاياي ائمه اطهار از مصاديق علم به شمار ميرود و عمل به محتواي آن و تحقق آن در وجود خويش به كارگيري علم به حساب ميآيد 6 برخي افراد نه تنها حقيقت علم را مدّ نظر قرار نداده بلكه آن را در جهت خلاف محتواي آن به كار ميگيرند 7 ذكر برخي از فقرات شريف سخنان امام سجاد عليه السلام در خطاب به يكي از علماء دربار بني اميه بنام محمد بن مسلم زهري 8 امام سجاد عليه السلام ميفرمايند: شخصي كه با عمل و رفتار و تعامل خويش با افراد ظالم و غيرصلاح سبب رشد وتثبيت موقعيت ايشان شود به عداوت و جنگ با خداوند برخاسته است 9 مظلوميّت اميرالمؤمنين عليه السلام در برقراري عدالت ميان برادران خود و ساير افراد و در نتيجه گرايش عقيل به سمت معاويه ظاهر و آشكار ميشود 10 امام سجاد عليه السلام در خطاب به محمد بن مسلم و ساير افراد ميفرمايند: آن مقداري كه به تو عطا كردند در قبال آنچه از تو گرفتند چقدر اندك و ناچيز است
طلب علم و بكارگیرى آن
8ولم تَرُدَّ باطِلًا حينَ أدناكَ. «تو باطلی را رد نكردی وقتی آنها تو را به خودشان نزدیك كردند.» چه كار كردی؟ چه امر باطلی را از آنها برگرداندی؟ آنها را به چه مطلبی تشویق كردی؟ آیا توانستی در آنها دگرگونی ایجاد كنی؟ توانستی باطلی را از آنها برداری؟ حقّی را به صاحب حقّش برگردانی؟
وَ أحْبَبْتَ مَن حادَّ اللَه. «تو كسی را دوست داری كه با خدا به ستیز و به جنگ و عداوت برخاسته است.» خیلی عجیباست. یعنی اگر واقعاً انسان در هر كدام از این كلمات فكر كند، كفایت میكند كه تمام ساعاتش را در این مسائل و در این فكر بگذراند. این عبارتها، عبارتهایی نیست كه انسان بگذرد.
در تمام شبانه روز ما با این مسائل سر و كار داریم. میرویم سراغ یك شخصی میخواهیم با او معامله كنیم آدم بدی است و این معامله ما با او موجب رشد او میشود. مصداق این كلام هستیم. میرویم با یك نفر رفیق بشویم، آن رفیق، رفیق نابابی است، برای ما مناسب نیست و ما به واسطه نزدیك شدن با او، با فردی كه در راه خدا نیست و در راه اطاعت نیست، ما با نزدیك شدن با او، او را در آن مرتبه خودش تثبیت میكنیم. مصداق این عبارتیم. نه، این طور مطلب نیست آقا! مطلب خیلی مشكل است. به این آسانی نباید نگاه كنیم. یك حركت ما حساب دارد، یك قدم ما حساب دارد. به كی نزدیك میشویم؟ از كی دور میشویم؟ كی را تأیید میكنیم؟ با چه شخصی در ارتباط هستیم؟ ملاك، ملاك كلی است. ملاك برای همه است و همه باید خودشان را تطبیق بدهند. أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در شبی كه از دنیا رحلت كردند، در شب بیست و یكم یك وصیتی دارند. ظاهر آن وصیت خطاب به امام حسن علیهالسّلام و سایر فرزندانشان است و باطنش حتّی ظاهرش هم همین طور:
وَ لِمَن بَلَغَهُ كتابى. «این وصیت مال تو ای حسن! و فرزندان است و برای كسی است كه این نوشته به دست او برسد.» ما الآن داریممیگوییم، بنده الآن دارم میگویم. همین الآن كه من این را گفتم، بر گردن همه شما مسئولیت آمد، بروید نگاه كنید در نهجالبلاغه، أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در نهج البلاغه میفرماید: این وصیت مربوط به شما و به هر كسی است كه این نوشته به او برسد. این به من است. نهجالبلاغه را همه ما داریم. همه ما مخاطب این وصیت أمیرالمؤمنین هستیم. نسبت به قرآن چه كنید، نسبت به نماز چه كنید، نسبت به صله رحم چه كنید، نسبت به اقربا چه كنید، نسبت به حجّ چه كنید، حجّ را رها نكنید، قرآن را كنار نگذارید. تمام اینها را أمیرالمؤمنین علیهالسّلام چند سطر هم بیشتر نیست این را حضرت در آنجا میفرماید. او پدر برای همه است، نه فقط پدر امام حسن و امام حسین. پدر تك تك افرادی كه در اینجا نشستهاند، أمیرالمؤمنین پدر است و نسبت به تمام ما، او مسئولیت دارد و برای ما این را گفته و الّا آهسته هم میتوانست در گوش آنها بگوید.
