اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

18098
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

21
  • یك روز مرحوم آقا می‌فرمودند: مرحوم آقای خویی رحمة اللَه علیه ایشان سابقاً پیش مرحوم قاضی رفت و آمد داشته و مسأله هم از اینجا شروع شد كه حضرت آیت اللَه بهجت سَلَّمه اللَه كه ایشان فعلًا در قید حیات است ایشان شاگرد مرحوم آقای خویی بوده. در مجلس بحث یك وقتی صحبت در بحث در اینجا بوده كه: آیا متكلم می‌تواند از كلام واحد، از یك كلام، دو تعبیر را و دو مفهوم را اراده بكند یا نه؟ یا هر كلامی برای خودش یك معنا دارد؟ فرض كنید كه من به یك نفر می‌گویم: آقا جان! شما یك قدری بروید شیر بیاورید. حالا این شیر هم به شیر آب و این چیزها گفته می‌شود هم به شیر خوردن. اگر یك وقت قرینه باشد در آنجا به حرفی نیست، امّا اگر حالا متكلم بخواهد هر دوی اینها را اداره كند، یعنی هم به آن شخص می‌خواهد بگوید آقا! یك شیر بیاور، شیر مطبخ، دستشویی خراب است درست كن و هم یك ظرف شیر بیاور، یك شیشه شیر بیاور. آیا می‌تواند با یك عبارت این دو معنا را برساند یا نه؟ معمولًا می‌گویند نمی‌تواند بلكه باید قرینه بیاورد تا اینكه مشخص بشود. آقای خویی هم طبق همین موضوع متداول و مبنای متعارف، ایشان هم استدلال كردند بر اینكه نه نمی‌شود و این دو مفهوم را از یك لفظ نمی‌شود شخص اراده بكند. آقای بهجت كه با مرحوم قاضی ارتباط داشتند، شب در جلسه این مسأله را با مرحوم قاضی در میان می‌گذارند كه امروز ما در مجلس یك همچنین قضیه‌ای داشتیم و صحبت .... مرحوم قاضی می‌فرمایند كه: این مسأله نسبت به نفوس ضعیفه همینطور است. افرادی كه نفس آنها ضعیف است و قدرت و احاطه بر نفس ندارند و بر مدركات خودشان ندارد و نمی‌تواند آن مدركات خودشان را در اختیار خودشان قرار بدهند، اینها در مقام تلفّظ و در مقام خطاب و در مقام صحبت طبعاً قادر نیستند دو معنا را در آن واحد و به لحاظ واحد آن دو معنا را با هم در آن لفظ بیاورند. اما آن نفوسی كه اینها قادر هستند بر اینكه قدرت داشته باشند و نفس خود را در اختیار داشته باشند، آنها می‌توانند به آن واحد نفس را در دو مفهوم به كار بگیرند، بلكه در سه مفهوم‌می‌توانند بكار بگیرند، بلكه در چهار مفهوم می‌توانند به كار بگیرند. چون ما خیلی داریم در عربی كه هست، در لغات دیگر هست، در انگلیسی هم خیلی است كه لفظ مشترك خیلی زیاد است الفاظی كه دارای معنای مختلف هستند و انسان آن مفهوم را باید به قرائن متوجه بشود از آن لفظ و این البته از نقطه ضعف آن لغت است ولی در عربی فقط بعضی از لغات خاص است. هر لغتی غنی‌تر است از نقطه نظر فرهنگ كه بتواند مفهوم‌های متعدد را با الفاظ متعدد بخواهد بیان بكند آن غنی‌تر است. علی ای حال، ایشان فردا می‌آیند این مطلب را به آقای خویی نقل می‌كنند كه: این مسأله، یك وقت شما اصل بحث را به عنوان یك پدیده واقعی و كلّی مطرح می‌كنید، نه، محل اشكال است، یك وقتی نه، بحث را نسبت به همین نفوس ضعیفه یعنی دارید مطرح می‌كنید، كه عموم افراد اینها اینطور هستند ما این را قبول داریم اما اینكه به عنوان اصل قضیه كه اصلًا مستحیل و محال است، نه، اگر آن نفس، نفس قوی باشد مطلب اینطور نیست. ایشان می‌گویند این حرف از خودت نیست، این را از كه آوردی؟ از كجا این مطلب را تو می‌آیی نقل می‌كنی و بیان می‌كنی؟ ایشان می‌گویند كه: ما این مطلب را از آقای قاضی شنیدیم. ایشان خیلی خوشوقت می‌شوند و از ایشان درخواست می‌كنند كه من ایشان را می‌خواهم ببینم. اگر می‌شود ما یك وقتی قرار میدهیم ایشان بیایند در منزل، ما ملاقاتی با ایشان داشته باشیم. آقای بهجت حفظه اللَه ایشان می‌روند به مرحوم قاضی‌می‌گویند كه آقای خویی ایشان طالب ملاقات شما هستند و مشتاقند كه شما را ببینند. ایشان هم می‌فرمایند كه: برو به ایشان بگو: ولی در بین صحبت می‌گویند آقای خویی به آقای بهجت: من می‌خواهم ایشان را ببینم ولی این حرفهایی كه می‌زنند، خلاصه مطالبی كه هست این ما را مانع شده از اینكه بیائیم و توفیق زیارت ایشان را پیدا كنیم بالاخره مطالبی كه هست و اینها تا حالا مانع بوده مرحوم قاضی به آقای بهجت می‌گویند كه: به ایشان بگو اولًا رسم و دِیدَن علما و اهل تحقیق این نیست كه مطلب را ندیده و نشنیده بیایند قضاوت كنند. ببیند چه حرف متین. شما می‌گوئید ما راجع به شما حرفهایی شنیدیم، من كه خودم حی و حاضر نشستم، چی بلند می‌شوید شما پشت سر ما می‌آیی این حرف را می‌زنی؟ اگر من مرده بودم، تازه آن موقع هم نمی‌باید بگویی، باید بیایی از افرادی كه مطلع هستند، ارتباط دارند، تحقیق كنی. بنشینی بگویی ما حرفهایی شنیدیم و این حرفهایی كه شنیدیم باعث می‌شود ما نتوانیم برویم. این بستن دریچه حق است انسان بروی خودش دیگر. وقتی من هنوز نشسته‌ام و در اینجا حضور دارم، بیا از خود من بشنو، چرا شما می‌خواهی مثلًا چیز كنی؟ فرمودند: این روش و دِیدَن بزرگانِ تحقیق نیست كه به صرف شنیدن خود را از یك حقّی محروم كنند و باز نكنند. این یك مطلب، دوم اینكه من درِ خانه‌ام را به روی كسی نبستم تا به حال كه شما تقاضای ملاقات كرده باشید و خلاصه اینجا پاسخ رد شنیده باشید. انسان بلند می‌شود، می‌آید تحقیق‌می‌كند تفحّص می‌كند هر چه دیگر به نظرش رسید دیگر، بالاخره تحقیق را باید انسان انجام بدهد حالا بعد هر چه بادا باد. و مطلب سوم اینكه اگر ایشان با ما كار دارند در منزل ما باز است. ما با ایشان كاری نداریم، ما مشكلی نداریم با ایشان. می‌خواهند؟ بسیار خوب بفرمائید، در منزل باز است، در بزنند بفرما بیایند تو. و علی ای حال ایشان می‌روند و در منزل مرحوم قاضی و بهره‌مند می‌شوند از ایشان امّا علی ای حال این بهره‌مندی و این نعمت الهی نمی‌آورد و بعد از یك مدّتی ایشان ترك می‌كنند؛ كه آن هم یك جریان مفصلی دارد.