
بهرهبردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها
بهرهبردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها
23این مربوط به قسمت اول از اشكال، و اما اینكه فرمودید این مطالب خود به خود حاصل میشود، شما نشان بدهید برای كدام یك از افراد این مطالب خود به خود حاصل شده، بدون اینكه كسی نماز شب بخواند؟ بدون اینكه كسی مراقبه كند؟ بدون اینكه كسی، خود به خود یك دفعه بشود سلمان فارسی؟ نشان بدهید، بگوئید؟ این حرفها چیست آقا جان! چهل سال در به دری آدم میكشد، بدهند، ندهند؟ مسائل چیست؟ كجا برای كسی پیدا شده؟ حرفها چیست؟
این هم مسأله دوم و امّا مسأله سوم كه فلان كس پدرش او را نهی كرد، گفتند: الحمدللّه پدر ما از دنیا رفته، كسی نیست ما را نهی بكند از اینكه برویم اینجا و از این نقطه هم خاطر ما جمع است كه ما پدر نداریم كه ما را نهی بكند از این رفتن مسائل و اینها.
بعد این مطلب را ایشان به مرحوم مطهّری فرمودند، فرمودند: شما ببینید آقا! كار به جایی رسیده است كه ورود در اصلیترین مسائل حیات و بحث راجع به مسائل الهی و ذكر و فكر و مراقبه و لطیفترین و دقیقترین و ظریفترین حقایقی كه بر افراد پوشیده است، این را به عنوان قادح عدالت دارند معرفی میكنند. یعنی كسی كه دنبال خدا میرود كافر است. كسی كه به دنبال خدا میرود مرتد است. كسی كه به دنبال .... التفات میكنید! كار به كجا باید بكشد. این است قضیه. وقتی كه مرحوم آقا فرمودند كه: شما خیال میكنید صدّام همین گُتره آمده؟ چوب خداست. آن حوزهای كه میزند سید حسن مسقطی را از حوزه بیرون میكند. سید حسن مسقطی گناهش چه بود؟ گناهش این بود كه میگفت خدا. سید حسن مسقطی چه گناهی داشت؟ آن حوزهای كه وقتی آقا شیخ محمد حسین كمپانی و مرحوم شیخ محمّد رضای مظفّر وقتی میروند پیش آسید ابوالحسن اصفهانی و میگویند: ما میخواهیم درس فلسفه شروع كنیم. میدانید ایشان چه جواب میدهد؟ جواب میدهد كه: من مال سهم امام را مِلك شرعی خود میدانم، مالسهم امام، بدانید!، كه مِلك نمیشود و مجتهد وكیل است نه اینكه مالك ایشان میگفتند كه حالا نظر ایشان این بود، ما به نظر فقهی كسی كاری نداریم مال سهم امام را من ملك شخصی خود میدانم و راضی نیستم یك ریال از مال شخصی من به طلبهای برسد كه درس فلسفه میخواند و درس عرفان میخواند. این حوزه نجف باید صدّام بیاید و اثری از او هم باقی نگذارد. آیا أمیرالمؤمنین به این حوزه نجف راضی است؟ به این حوزهای كه بیایند مرحوم قاضی را بگویند كافر است. مرحوم قاضی كیه؟ دیدید دیگر، آقا در كتابهایشان چی نوشتند. مرحوم قاضی استاد آسید عبدالكریم كشمیری، استاد مرحوم حدّاد، استاد همین حضرت آیت اللَه بهجت، استاد آشیخ محمد تقی آملی، واقعاً اینهایی كه هر كدام از اینها. این برای مسلك عرفانی كه دارد باید بشود كافر و چه كسانی باید بشوند مقرَّب؟ افرادی كه انسان شرم میآید اسم حجة الاسلام و آیة اللَه بر آنها بگذارد. آنهایی میشوند مقرّب كه میآیند به مرحوم آقا میگویند در بعضی از موارد، انسان با اینكه میداند رضای خدا در چیست، اما مصلحت اقتضاء میكند كه خلافش را انجام بدهد. آنوقت این میشود مقرّب. میگوید با اینكه میداند رضای خدا در چیست ولی مصلحت اقتضاء میكند كه خلافش را انجام بدهد. این حرفهایی كه خدمتتان میزنم اینها دروغ نیست اینها مطالب واقعی است. بعد مرحوم آقا فرمودند:
