اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

طلب علم و بكارگيري آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 امروزه آنچه در ميان افراد و جوامع مشاهده مي‌شود بكارگيري و بهره‌برداري از علوم در غير از جایگاه مناسب آنها مي‌باشد 2 با وجود اينكه ائمه عليهم السلام بر زوايا و دقايق همۀ علوم ظاهري احاطه و اشراف داشته‌اند چرا آنها را به طور كامل به مردم تعليم ندادند؟ 3 توضيحي راجع به كيفيت اشراف و احاطه حقيقت مقام ولايت امام عليه السلام 4 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از اولياء الهي تقاضاي دانستن اسم اعظم پروردگار را مي‌كرد 5 سيره و منش مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر عمل بر طبق ظواهر و عدم تغيير اراده و مشيت پروردگار در جريان عادي امور مي‌باشد 6 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام: انَّ هاهنا لعلماً جمّاً لو اصبتُ له حملاً... اُصيب لَقِناً غير مأمون عليه مستعملاً آلة الدين للدنيا... 7 برخي افراد با آموختن و فراگيري علم دچار آفت علم‌زدگي مي‌شوند 8 يكي از بزرگ‌ترين آفت‌هاي سلوك كه اغلب افراد به آن مبتلا هستند دل‌خوش كردن نسبت به قرار گرفتن در راه و مسير الهي و شانه خالي كردن از بار مسئوليت‌ها و ظايف مي‌باشد 9 آفت روزمرگي در راه سير و سلوك الهي ناشي از دو عامل اساسي در انسان مي‌باشد 10 عدم تعلّق اولياء الهي به دنيا و اعتبارات آن نشان از تكامل عقلي ايشان و تعلق ساير افراد حاكي از نقصان و غلبه احساسات بر عقل ايشان مي‌باشد 11 توضيحي راجع به خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام مبني بر نحوۀ علمكرد و مواجهۀ واقع‌بينانه افراد در ارتباط با حقايق حتمیّه عالم هستي 12 در مكتب الهي مراقبه به چه معنا مي‌باشد 13 ذكر حكايتي آموزنده از عملكرد مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه در ارتباط با شخص محتاجي 14 تفسير آيه 90 سوره مباركه يونس: و جاوزنا ببني اسرائيل البحر...

بهره‏‌بردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها

15
  • (فَالْيَوْمَ ...) تو را با خودمان می‌بریم، آن دنیا با تو كار داریم." نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ" بدنت را می‌اندازیم در ساحل. می‌گویند كه اخیراً هم كه كشف شده بود یك همچین چیزی می‌گویند، حالا درست می‌گویند یا ...، می‌گویند این همانی بوده كه ... (نُنَجِّيكَ ... لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً) «تا اینكه عبرت باشد برای كسانی كه بعد از تو می‌آیند» آنها هم بدانند، آنها هم با این پدیده روبرو بشوند و بفهمند قضیه جدی است. این هست آقا!

  • یك وقتی من با خودم فكر می‌كردم كه آیاتی كه در قرآن داریم كه آن آیات می‌فرماید: ما در روز قیامت وقتی كه منافقین، كفّار، مشركین، اینها می‌آیند و از ما طلب بازگشت می‌كنند، چرا خدا قبول نمی‌كند؟ مگر خدا كینه دارد؟ مگر خدا با كسی حِقد دارد؟ قبول كند. اینها مال افرادی است كه در گرداب تخیلات و انانیت و اهوی نفسانی این دست و پا می‌زنند ولی مقام ذات ربوبی كه مقدّس است از هر شِین و از هر صفات رذیله‌ای كه مختصّ عالم كثرت است او چرا؟ در آیه قرآن داریم‌ (وَ لَوْ تَرى‌ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ)1 «ای كاش ای پیغمبر! می‌دیدی وقتی كه اینها در كنار جهنّم ایستاده‌اند» (وُقِفُوا عَلَى النَّارِ) مشرف، اشراف بر این جهنم دارند، چند دقیقه‌ای دیگر نمانده كه بگویند بفرمایید، سقوط آزاد. دیگر هر كه برود در همان مرتبه‌ای كه دارد به مقتضای شدّت و به مقتضای قلّتِ اتِری كه نسبت به آن جا لابد هست، هر كسی در یك مرتبه‌ای بتواند بایستد، بفرمایید. همین كه ایستادند (وُقِفُوا عَلَى النَّارِ) درست مثل چی؟ مثل فرعونی كه حال‌ (أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ)2، اینها هم‌ (وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ)3 اینها آن موقع چه می‌گویند؟ «آن موقع دیگر از آن نهادشان دیگر برمی‌خیزد: ای كاش خدا ما را بر می‌گرداند» (يا لَيْتَنا نُرَدُّ) برگردیم، برگردیم ولی چی؟ (وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا) دیگر مثل سابق كه تكذیب نكنیم، اعتنا نمی‌كردیم، به كار خود می‌رفتیم، این دفعه دیگر تكذیب نكنیم، این دفعه دیگر دیدیم دیگر: این هم جهنم. این دیگر در مقابلمان‌ (وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) ما از مؤمنین بشویم. امّا خدا در اینجا جواب می‌دهد (بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ)4 تمام آن چه را كه در دنیا مخفی می‌كردند، تا ما می‌آمدیم یك جرقه بزنیم فوراً این جرقه هنوز به ذهن نیامده و نایستاده رد می‌شدند. اصلًا نمی‌گذاشتند كه بیاید. یك آیه از آیات الهی وقتی كه می‌آمد به جای اینكه رویش بایستند، تأمل كنند، رد می‌شدند: نه این جوری نیست و .... اصلًا تفكّر نمی‌كردند (يُخْفُونَ) اخفا می‌كردند، مسائل را اخفا میكردند. عالم قیامت را اخفا می‌كردند. آقا كی رفته؟ كی دیده؟ حرفها چیست؟ (بَدا لَهُمْ) همه روشن شد، بفرمائید (بَدا لَهُمْ) (وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) خدا كه دروغ نمی‌گوید. اگر اینها برگردند (لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) «برمی‌گردند دوباره تكذیب می‌كنند» (وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ) دروغ می‌گویند. من دیدم مسأله این طور است واقعا. یعنی اصلًا این عمل پروردگار یك‌عمل از روی كینه و حقد و اینها نیست یك عمل منطقی است. یعنی اگر فرض كنید كه من هم اگر به جای خدا بودم، می‌گفتم: مگر ما بیكاریم، یك دفعه آوردیمشان دیگر، چقدر دیگر بیاوریم. اینها واقعاً این هستند، واقعاً این طورند كه اگر بخواهند برگردند دوباره می‌آید و نفس فراموش می‌كند و احساسات غلبه می‌كند دوباره برمی‌گردند و الّا اگر طوری بودند كه واقعاً اگر برمی‌گشتند واقعاً دست برمی‌داشتند امكان ندارد خدا اینها را عذاب كند. اینها را در همین عالم برزخ چكار می‌كند؟ رشدشان می‌دهد. آنهایی كه در عالم برزخ پس ازمرگ مورد تربیت خداوند هستند و نقائص خودشان را برطرف می‌كنند و به یك مرتبه از آن مراتبی كه خدا برای آنها در نظر گرفته به همان مرتبه می‌رسند، آنها افرادی هستند كه جنبه عقل را بر جنبه احساسات غلبه می‌دهند. یعنی در این دنیا گر چه گناه كردند، گر چه ...، ولی نه به آن حدّی كه احساسات آنها بیاید بگوید به طور كلّی همه رابپوشاند، ایمان آوردند یك گناه هم حالا انجام دادند، مؤمن هستند یك كاستی هم كردند، اینها می‌آیند در عالم برزخ آن كاستی‌های آنها و آن نقائص آنها تبدیل می‌شود به واسطه تربیت و اینها در زمره آن افرادی كه‌ (وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ) اینها قرار ندارند. اینها آنهایی هستند كه نه.

    1. سوره الانعام (٦)، آيه ٢٧
    2. سوره يونس (١٠) قسمتى از آيه ٩٠
    3. سوره الانعام (٦) آيه ٢٧
    4. سوره الانعام (٦) آيه ٢٨