
بهرهبردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها
طلب علم و بكارگيري آن، شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك، 1 امروزه آنچه در ميان افراد و جوامع مشاهده ميشود بكارگيري و بهرهبرداري از علوم در غير از جایگاه مناسب آنها ميباشد 2 با وجود اينكه ائمه عليهم السلام بر زوايا و دقايق همۀ علوم ظاهري احاطه و اشراف داشتهاند چرا آنها را به طور كامل به مردم تعليم ندادند؟ 3 توضيحي راجع به كيفيت اشراف و احاطه حقيقت مقام ولايت امام عليه السلام 4 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از اولياء الهي تقاضاي دانستن اسم اعظم پروردگار را ميكرد 5 سيره و منش مرحوم علّامه طهراني و اولياء الهي بر عمل بر طبق ظواهر و عدم تغيير اراده و مشيت پروردگار در جريان عادي امور ميباشد 6 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام: انَّ هاهنا لعلماً جمّاً لو اصبتُ له حملاً... اُصيب لَقِناً غير مأمون عليه مستعملاً آلة الدين للدنيا... 7 برخي افراد با آموختن و فراگيري علم دچار آفت علمزدگي ميشوند 8 يكي از بزرگترين آفتهاي سلوك كه اغلب افراد به آن مبتلا هستند دلخوش كردن نسبت به قرار گرفتن در راه و مسير الهي و شانه خالي كردن از بار مسئوليتها و ظايف ميباشد 9 آفت روزمرگي در راه سير و سلوك الهي ناشي از دو عامل اساسي در انسان ميباشد 10 عدم تعلّق اولياء الهي به دنيا و اعتبارات آن نشان از تكامل عقلي ايشان و تعلق ساير افراد حاكي از نقصان و غلبه احساسات بر عقل ايشان ميباشد 11 توضيحي راجع به خطبۀ اميرالمؤمنين عليه السلام مبني بر نحوۀ علمكرد و مواجهۀ واقعبينانه افراد در ارتباط با حقايق حتمیّه عالم هستي 12 در مكتب الهي مراقبه به چه معنا ميباشد 13 ذكر حكايتي آموزنده از عملكرد مرحوم قاضي رضوان اللَه عليه در ارتباط با شخص محتاجي 14 تفسير آيه 90 سوره مباركه يونس: و جاوزنا ببني اسرائيل البحر...
بهرهبردارى افراد از علوم در غیر از جایگاه مناسب آنها
6إنّ هَاهُنا لَعِلْماً جَمًّا لَو اصبْتُ لَهُ حَمْلًا1 «ای كاش پیدا میكردم كسی را كه این را میتوانستم به او یاد بدم، این را میتوانستم به او بگویم، میتوانست اینها را نگه دارد، میتوانست اینها را حفظ كند.» من به یاد ندارم در تمام آن اوقاتی كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بودند ایشان از این مسائل و اینها استفاده كرده باشند. من بخاطر ندارم. فقط یك مورد بود كه من آنطوری كه در ذهنم میآید، در مشهد بودیم آن موقع من حدود پانزده سالم بود، تقریباً پانزده سال این أخوی كوچك ما، آقا سید علی حفظه اللَه ایشان بچه بود آن موقع، شاید پنج سالش بود، خیلی كوچك بود. ایشان دندان درد گرفت. تعطیل بود ما میرفتیم دواخانه، مثلًا دارو بگیریم، داروی مُسكّن و چیزی نبود و خلاصه این یك روز خیلی ناراحت شد و داروخانهها هم بسته بود و دكتر هم نبود و این آنقدر اذیت شد كه همه را تقریباً مستأصل كرده بود. من آنجا فقط دیدم كه موردی بود كه ایشان فرمودند كه: دعایی آقای حداد به من داده كه در بعضی از موارد ما این را بخوانیم، حالا این را در میآوریم میخوانیم، این را بخوانیم ببینیم .... ایشان دعا را خواندند تمام شد، این هم درد او ساكت شد، شد كه شد تمام شد كه نه هیچ دردی، نه هیچ .... ما این را فقط دیدیم. آن هم گفتند: آقای حداد به ایشان اجازه دادند كه ... اینها همهاش برای ما بود و الّا این را به شما بگویم: مرض فوت اتفاق افتاد ایشان كاری نكرد، مرض ضیق و شدت برای افراد، كاری نكرد، هر چه از مسائل مختلفی كه شما سراغ داشته باشید بنده اطلاع دارم در زندگی ایشان اتفاق افتاد و ایشان استفاده نكرد. این را میگویند چی؟ «حَمَلة»2. این را میگویند فردی كه مورد اطمنیان أمیرالمؤمنین است. اگر به او چیزی را بیاموزند، به او مسأله را بیاموزند، میتواند نگه دارد حفظ كند. واقعش هم همین است. عدلش همین است. یعنی بین انسان و بین آن افرادی كه نمیدانند، از نقطه نظر انتساب این قضیه به خدا چه فرقی میكند؟ این فقط این میداند او نمیداند دیگر. حالا چه عدل الهی اقتضاء میكند كه من كه میدانم عمل كنم اما آنی كه نمیداند در بیچارگی بماند؟ این كجای عدل است؟ عدل نیست. یعنی منطقی هم صحیح نیست. یعنی از نظر منطقی این مسأله هم صحیح نیست كه یك كسی كه میداند انجام بدهد، خوش بهش بگذرد، و آن كسی كه نمیداند انجام ندهد هزار تا بدبختی و بیچارگی مبتلا باشد درستنیست این قضیه. لذا روش این افراد عین روش ائمّه علیهمالسّلام در همان مسیر ظاهر و بر همان طریق و تفویض امر به پروردگاراست.
- بحارالانوار، جلد ٢٣، صفحه ٤٤
- همان مصدر
