اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق
14من از اوّل به مرحوم والد گفتم: ما خلأ ایشان را احساس میكنیم و من میتوانم تأكید كنم كه استعمار چون میدانست كه دارد انقلاب ما به پیروزی میرسد و خلاصه كار دیگر از دست آنها خارج شده، ایشان را از میان برداشت و ایشان را دزدید و مخفی كرد و واقعاً ما به امثال ایشان و حتّی به شخص ایشان یك احساس نیاز مُبرَم میكنیم در وضعیت حكومت اسلام و واقعاً جای اینگونه افراد خالی است، افرادی كه بیایند و دست به دست هم بدهند و همفكری كنند و رهبر را كمك كنند و تأیید كنند و بتوانند هر چه بیشتر موجب رشد و تعالی احكام اسلامی را در مملكت فراهم كنند. میبینید ما نسبت به این مسأله هم از ایشان یك همچنین مطلبی داریم. خود ایشان معتقد است به اینكه امام گفتن حرام است. خود امام موسی صدر است دیگر، ولی گفتند دیگر، حالا نمیتوانیم بگوییم كه حالا ایشان فكرش برگشت. نمیشود كه فكر از حرام برگردد به واجب، اینكه نمیشود.
مطلب ما این است كه در یك همچنین مواقعی حدّاقل احتیاط چه اقتضا میكند؟ احتیاط، یعنی فرض كنید كه در یك جا انسان شبهه حرمت دارد واجب كه نیست این طرفش، این طرف قضیه كه واجب نیست، این طرفش ممكن است ... انسان احتیاط میكند، نگوید. چرا انسان بیاید یك مطلب ...؟ مگر حالا امام نگفتن از شأن و مقام یك نفر كم میكند؟ نه واللَه، واللَه من امضاء میدهم، قسم میخورم، هر تضمینی میدهم اگر فرض بكنید كه یك نفر به من منی كه الآن در اینجا نشستهام آیة اللَه نگوید، بگوید حجّةالاسلام، ثقةالاسلام، هیچ از مقام من كم نخواهد شد، ابداً، خودم دارم به شما میگویم، اصلًا كم نخواهد شد. بلكه از آن طرف، آیة اللَه گفتن شاید به مشكلات من اضافه كند، شاید به آن چرا كه همه ما در آن گیر هستیم، گیر ما را بیشتر كند، چرا؟ چرا انسان این كار را بكند؟ آقا! حجّةالاسلام، ثقةالاسلام، دانشمند محترم، كذا، چه اشكال دارد؟ چه عیبی دارد؟ مهمّ اینست كه انسان آن طرف آبرو داشته باشد، این مسأله مهمّ است. وقتی كه مرحوم والد ما این مطلب را در همان جلد هیجده امام شناسی آوردهاند، این قضیه را، كه كتابی را كه نوشتند به نام «وظیفه فرد مسلمان»، در آن كتاب یك مطالبی را مطرح كردند، كتاب را خیلیها دیدند، البته منتشر شد ولی نه بصورت ...، هست اما در بازار نیست، به آن كیفیت نیست، صلاح دیده شد در اینكه اینطور مطرح نباشد. در آنجا مسائلی را مطرح كردند، مسائل انقلاب، اینكه خودشان از اوّل بودند و از اوّل در این جریانات و اینها بودند، اینها را مطرح كردند. البتّه ارتباطشان را با حضرت آیة اللَه خمینی هم بیان كردند و مطالبی كه بین اینها رد و بدل میشد تا حدودی گفتند، تا حدودی البتّه، نه اینكه واقعاً تمام آنها را. طبعاً این مسأله ممكن است بر مذاق خیلیها خوش نیاید و توقّع عبارات و تعبیرهای دیگری را داشته باشند، اما یك نفر كه دانشمند و خیبرِ به اوضاع و مورّخ به عنوان تاریخ، یك حقیقت تاریخی را میآید بیان میكند، نمیتواند به تاریخ خیانت كند، نمیتواند خلاف آنچه كه هست بگوید، نمیتواند.

