اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق
15الآن راجع به تاریخ انقلاب دارند كتاب مینویسند، اسمی از پدر ما در این كتابها نیست در حالی كه همه میدانند، اگر نگوییم كه نقش اوّل، نقش دوّم را پدر ما در این انقلاب ایفاء كرده؛ یك اسم نیست. بعضی از كتابها هست كه آسید محمّد حسین طهرانی هم در فلان مجلس بوده. این خیانت نیست واقعاً به تاریخ؟ چرا نباید این طور باشد؟ چرا نباید مؤرّخ حقیقت را بگوید؟ خواننده خود اختیار كند، خود انتخاب كند. كسانی این تاریخ را مینویسند كه از نزدیك با مرحوم پدر ما آشنایی داشتند. نه اینكه غریبه بیاید بنویسد، نه، آشنایی داشتند.
من یك مرتبه یادم است یك شخص در یك جا داشت صحبت میكرد و از یك منزلی داشت اسم میبرد كه: بله، در آنجا، ما در فلان منزل، در میدان امام حسین، جایی بود جمع میشدیم و مرحوم فلانی آنجا بود. در حالی كه اصل تشكیل آن مجلس را مرحوم پدر ما گذاشته بود و اصلًا اسمی از او نمیآورد. چرا؟ حساب و كتاب است دیگر، قضیه حساب و كتاب دارد. اصلًا آن مجلس، مجلسی بود كه مرحوم پدر ما در میدان امام حسین در منزل ابوالزّوجه خود كه پدر بزرگ ما میشود قرار داده بود و از آن مجلس بود كه جریانات را ایشان هدایت میكرد، رهبری میكرد و مطالب مدّ نظر بود و علماء را یكی یكی به طهران كشاند ایشان، از همان مجلس بود. آقای میلانی از همان مجلس به طهران آوردند و همه امضاء كردند بر اینكه حضرت آیة اللَه .... چون میخواستند اعدام كنند آقای خمینی را، آقای خمینی را شاه میخواست اعدام كند، به این منوال كه چون ایشان بر علیه امنیت كشور قیام كرده لذا ایشان مخلّ به امنیت تلقّی میشود و باید محاكمه صحرایی بشود. محاكمه صحرایی هم یعنی اعدام. اصلًا محاكمه یعنی صحرا دیگر، صحرا یعنی اعدام. ایشان از آن مجلس تمام علماء را به طهران كشاند در داوودیه، داوودیه تهران و من خودم در آن موقع میرفتم، با مرحوم ...؛ من آن موقع سنّم هفت سال بود ولی باید خدمتتان عرض كنم كه تمام جریانات دقیقاً الآن در جلوی چشم من است؛ آن وقتی كه به دیدن آقای میلانی رفتیم، آن وقتی كه مرحوم ملا آقا محمّد علی همدانی ایشان آمد در اینجا، علمای شیراز آمدند، مرحوم آقا شیخ بهاءالدّین محلّاتی آمد، آقازادهشان آمدند، آقا محییالدّین آمد، همه اینها یادم است. مرحوم آیة اللَه دستغیب آمدند در طهران، در همان داوودیه و اینها بودند، در همین منزل مرحوم حاج آقا معین شیرازی كه پدربزرگ ما باشند، در آنجا وارد شدند و اینها تمام. كی این كارها را كرد؟ پدر ما و همه را ایشان آورد و امضاء كردند بر اینكه آیة اللَه خمینی مرجع است و مرجع مصونیت جانی دارد. لذا به این وسیله اعدام از ایشان برداشته شد. یعنی پدر ما اعدام را برداشت از حضرت آیة اللَه خمینی نه كسی دیگر. نقش ایشان این بود. یك اسمی آوردند از ایشان در كتابها؟!

