اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

16537
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

17
  • باید ابوهریره برود بالای منبر كه مردم بگویند كه این پیش پیغمبر بود حالا راست می‌گوید. باید سَمُرَه بن جُندب برود تا اینكه بگویند این سیزده سال، ده سال با پیغمبر بود و لابد شنیده دیگر از او، تا اینكه بگویند راست می‌گوید. باید یك شخصی مانند عایشه، زن پیغمبر، بیاید بالای شتر مردم را گول بزند تا اینكه مردم بگویند راست می‌گوید. اگر یك زن فرض كنید هر جایی بلند بشود برود بالای شتر مردم می‌گویند كه: بابا این سابقه‌اش كذا است قبول نمی‌كنند و اینها ضرر بر تاریخ دارد. آن ضرر بر تاریخ از اینجا نشأت می‌گیرد كه ما بیاییم از آن مرام و مكتب ائمّه علیهم‌السّلام، بیاییم كوتاه بیاییم و فكر خود را در مسائل جانبی مشغول كنیم و از آن مسأله حقّ و حقیقت بگذریم و به مطالب غیر صحیح بپردازیم و آن حقّ را ممزوج كنیم، مخلوط كنیم با غیر حق از اهواء و از مسائل دیگر كه به آن مقدار كه این كار را بكنیم باختیم.

  • یك روز مرحوم آقا می‌فرمودند: من با یكی از آقایان نجف داشتم صحبت می‌كردم و می‌گفتم: الآن این كاری كه دارد انجام می‌شود در بیت این آقای مرجع خلاف است، خلاف اسلام است و خلاف .... آن درآمد و گفت: خلاف باشد، در بعضی از موارد مصلحت اقتضاء می‌كند كه انسان خلاف رضای خدا را انجام بدهد. عجب! عجیب! مصلحت اقتضا می‌كند كه انسان خلاف رضای خدا را انجام بدهد؟! لذا شما می‌بینید چند تا مثل علّامه طباطبایی درآمد؟ چند تا؟ مثل علّامه‌طباطبایی شد؟ چند تا مثل علّامه طهرانی شد؟ چند تا مثل آشیخ جواد ملكی تبریزی شد؟ چند تا مثل مرحوم قاضی شدند؟ چند نفر؟ دور و بر امیرالمؤمنین چند نفر بودند؟ غیر از اینكه پنج، شش نفر؟ چرا؟ چون علی حق بود و مردم حق نمی‌خواهند. مردم حق نمی‌خواهند و دور و بر حق كم است. پدر ما یك فرد عادی كه نبود؛ ایشان شخصی بود كه می‌گفتند: اگر سید محمّد حسین در نجف بماند مرجعیت شیعه منحصر در سید محمّد حسین خواهد شد. این را همه آنها معترف بودند. طلبه عادی كه نبود. آن وقت همین‌ها می‌آیند: این آقا صوفی شده به همین پدر ما صوفی شده، درویش شده، دنبال یك آدم بی‌سواد را گرفته، عقلش را از دست داده آقا! اینها را گفتند كه من دارم می‌گویم عقلش را از دست داده، دنبال یك آدم معلوم نیست اصل و نسبش چیه، معلوم نیست چیه. بگویید، اینقدر بگویید ...؛ من كه آن حقیقت را ادراك كردم كه نمی‌توانم دست بردارم. بروید بگویید خوش باشید، شما خوش باشید ...