اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

پيروي و متابعت از حق شرح فقره: فان أردت العلم فاطلب اولاّ في نفسك حقيقه العبودية و اطلب العلم باستعماله و استفهم اللَه يفهمك 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام انسان علم را براي بكارگيري آن بايد طلب كند نه اينكه علم را وسيله ای براي رسيدن به هوي و هوس و دنيا قرار دهد 2 ذكر حكايتي مبني بر عملكرد غير صحيح يكي از ائمه جماعات با برخي از افراد 3 نظر و اتّجاه شيعه فقط بايد به سمت چهارده نفر باشد و ساير افراد به حسب مراتب خود با ايشان سنجيده مي‌شوند 4 اصل و پايه مكتب تشيّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق در همه جا مي‌باشد، بخلاف اهل تسنن كه براي تبعيت از آن قائل به حدّ و مرز مي‌باشند 5 ناتواني و عجز خليفۀ اول از پاسخ‌گويي به سؤالات علمي علماء يهود و نصاري 6 كتمان حقايق تاريخي توسط برادران اهل تسنن بزرگ‌ترين ظلم به تاريخ و افرادي مي‌باشند كه قدرت بر تحقيق و رسيدن به واقع قضايا را ندارند 7 فرق بين مكتب تشيع و ساير مكاتب، حرّيت در بيان حق به دور از اعمال زور و فشار و ترس از چوب و چماق مي‌باشد 8 اخذ بيعت صوري خليفه اول از اميرالمؤمنين علیه السلام با كشتن حضرت فاطمه زهرا سلام اللَه عليها و اعمال زور و تهديد نسبت به حضرت 9 دستور سيدالشهداء عليه السلام به مرحوم آيةاللَه كمپاني مبني بر انجام اذكار و اوراد در غير از حرم مطهَّر و به دور از چشمان معاندان و مخالفان عرفان 10 استدلال متين و قاطع مرحوم بلاغي و مرحوم شيخ محمد رضا مظفر بر لزوم آشنايي طلاب با مباحث فلسفي و اعتقادي و پاسخ سست و بي‌پايه مرحوم آيةاللَه سيد ابوالحسن اصفهاني به آنها 11 توضيحي راجع به شخصيت والاي ، مرحوم آيةاللَه سيد محمد صادق طهراني پدر مرحوم علّامه طهرانی و مخالفت‌ها و مبارزات ايشان با رضا خان 12 مخالفت مرحوم علّامه طهراني با عقيده و رأي مرحوم آيةاللَه سيد محمد صادق طهراني در مسأله مهرالسنه بر اساس نص صريح پيامبر اكرم صلوات اللَه علیه و آله

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

7
  • نمی‌دانم این قضیه را خدمتتان ...، مرحوم آقا شیخ محمّد حسین اصفهانی از بزرگان و مفاخر علمای شیعه است از صدر اسلام تا به حال. آقا شیخ محمد حسین كمپانی، آقا شیخ محمّد حسین اصفهانی ایشان اینطور بود. ایشان، مرحوم آقا شیخ محمّد حسین، اهل مراقبه بود، اهل ذكر بود، از مرحوم آقا میرزا جواد آقای ملكی تبریزی كه ایشان قبرشان در شیخان قم است از بزرگان از اولیاء و شاگرد مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی بود دستور ذكر داشت، دستور مراقبه داشت. ما الآن كتابهای ایشان را در رده اوّل سطوح علمی و بالاترین سطح علمی مورد دقّت و مطالعه قرار می‌دهیم. ایشان كم شخصیتی نبود؛ مرحوم كمپانی. ایشان در حرم أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌آمد به سجده می‌رفت، ذكر می‌گفت، ذكر یونسیه می‌گفت، ذكرهای یونسیه‌اش را می‌آمد در حرم ... می‌دید مكان خلوتی است و حرم أمیرالمؤمنین و دیگر بهتر از اینجا كی؟ دیگر حالا اگر در خانه باشد صدای جیغ بچّه و گریه و فلان و هی می‌آیند در می‌زنند، امّا اینجا در حرم أمیرالمؤمنین است و این هم سجده است دیگر كسی كاریش ندارد یك مدّت گذشت، دید حرف و نقل و ...: این كیه سجده می‌رود؟ عجیب! این كارها چیست؟ سجده رفتن، یك ساعت طول دادن، درویش بازی، صوفی‌گری، ما این چیزها را نداشتیم، ما این چیزها، برنامه‌ها نبود. چه كسانی این حرفها را در آوردند؟ همین علما برای آقا شیخ محمّد حسین اصفهانی حرف در آوردند، همین‌ها، همین نجفیها. تا جایی كه زمزمه شد: درویش شده است، صوفی شده است، چه شده است، ذكر یونسیه می‌گوید در سجده. بعد در یكی از همین سجده‌هایی كه رفته بود سیدالشّهداء علیه‌السّلام آمدند گفتند: بابا! بلند شو برو توی خانه‌ات بگو، برایت حرف در آورده‌اند. نمی‌خواهد بیایی اینجا بگویی، بلند شو برو توی خانه‌ات بگو. یعنی چه؟ یعنی امام حسین دارد می‌گوید: بابا! ما هم از دست اینها عاجزیم. این است معنای حرف؛ خیلی رُك بگویم به شما. حضرت می‌گوید: بلند شو برو توی خانه‌ات بگو آقا! برایت حرف در می‌آورند. دیگر بلند شد رفت در منزل. بعد به یكی كه آمده بود، گفته بود: اگر قرار باشد سجده صوفی‌گری باشد، آن موسی بن جعفر كه صبح سر به سجده می‌گذاشت، ظهر سر برمی‌داشت آن كه دیگر اصوَفُ‌الصّوفیه بود، از همه درویشها آن را باید بگوییم درویش‌تر بود. این چیست قضیه؟ این جهالت است. همین ایشان، مرحوم آقا شیخ محمّدحسین اصفهانی، آمد به اتّفاق مرحوم آقا شیخ محمّد رضای مظفّری و مرحوم بلاغی، سه نفری رفتند پیش آقا سید ابوالحسن اصفهانی من این مطلب را در مشهد در بالای منبر در روز ظاهراً میلاد امام زمان‌علیه‌السّلام كه وقتی حضرت می‌آیند باب علم را برای همه باز می‌كنند و هیچ گونه محدودیتی برای هیچ فرد در فراگیری از هر علمی كه بداند برای او مفید است در آن زمان وجود ندارد و این مسائل و این انگها و این مطالب همه برداشته می‌شود، من این مطلب را آنجا گفتم آمدند و رفتند و پیش مرحوم آقا سیدابوالحسن اصفهانی در نجف، آن موقع مرجع، مرحوم آسیدابوالحسن بود خادم آمد گفتند: یك كاری داریم با ایشان و مرحوم آقا سیدابوالحسن آمدند اینجا. بعد صحبت كردند، گفتند: آقایان چه فرمایشی دارند؟ این مطلبی را كه من خدمتتان عرض می‌كنم عین كلام مرحوم علّامه طباطبایی است كه نقل كردند یعنی من بلاواسطه از مرحوم علامّه طباطبایی دارم نقل می‌كنم قضیه را برایتان گفتند: آقایان چه فرمایشی دارند؟ گفتند: ما آمدیم تا اینكه یك مطلب را به شما بگوییم؛ در زمان سابق مردم اینها دارای آن صفای باطن و ساده‌لوحی و سازجیت نسبت به مسائل دینی بودند. مرجع آنها هر چه می‌گفت گوش می‌كردند، اطاعت می‌كردند، «ان قُلت ان قلت» نمی‌كردند، اشكال وارد نمی‌كردند؛ الآن موقعیت با سابق تفاوت كرده، هجوم بی‌دینی از هر طرف دارد بر اسلام وارد می‌شود. مكتبهای مختلف مادّیگری دارد رواج پیدا می‌كند و به طور اعتقادی، نه به طور فقهی، به طور اعتقادی و فنّی و عقلی دارند اصل اسلام و كیان اسلام را دارند مورد حمله قرار می‌دهند. دیگر الآن رساله توضیح المسائلِ طهارات و نجاسات و صلاه و دعا دیگر به درد ما نمی‌خورد، رساله دادن بیرون در شرائط فعلی جلوی هجوم مبانی اعتقادی را نمی‌گیرد، رساله می‌گوید: فرض كنید كه اگر اینجا نجس شد دو مرتبه آب بریزید، آن می‌گوید اصل اسلامتان را قبول نداریم شما حالا دارید سراغ مسائل فرعی دارید سؤال می‌كنید. در رساله عملیه نوشته كه در نماز، در شك بین سه و چهار، حَمل را بر چهار بگذارید و نماز را تمام كنید؛ او می‌گوید: اصلًا اصل نمازتان را ما قبول نداریم حالا تو شكّیات داری برای ما بیان می‌كنی؟ و الآن ما نیاز داریم به اینكه طلّاب ما بیایند و دروس فلسفه و عقلی را بخوانند تا بتوانند در مقابل این هجوم ایستادگی كنند و بایستند. حالا من این مطلب را الآن به همین كیفیت كه از مرحوم علّامه طباطبایی شنیده بودم همین طور الآن برای شما بیان كردم، اگر كسی از شما نسبت به این بیان ایراد دارد الآن بگوید. ببیند! هیچ كس نمی‌تواند حرف بزند، چرا؟ چون مسأله فطری است. الآن دارم از شما سؤال می‌كنم: این بیانی كه الآن من كردم كه مرحوم آشیخ محمّد حسین اصفهانی آمد و در مقابل آسید ابوالحسن اصفهانی، این مطلب را گفت، این كجایش ایراد دارد؟ خودمان داریم می‌بینم دیگر. می‌دانید آقا سید ابوالحسن چه جوابی داد؟ حالا اینجا را ببینید: جواب آسید ابوالحسن اصفهانی، نه نسبت به مقدّمه، نه نسبت به صُغری، كُبری، نتیجه، هیچ، ایشان حرفی كه زد این بود كه: اگر شخصی اموال امام علیه‌السّلام و سهم امام علیه‌السّلام را مِلك شخصی خود نداند، من این اموال را ملك شخصی‌خود می‌دانم و راضی نیستم یك ریال از اموال شخصی من به طلبه‌ای داده بشود كه فلسفه بخواند. این جواب آسید ابوالحسن اصفهانی، این مرجع تقلید بود. طرف آقا سیدابوالحسن اصفهانی یك طلبه جامع المقدّمات خوان كه نبود، آقا شیخ محمّدحسین كمپانی بود. یعنی اگر ما بخواهیم كتابهای آسید ابوالحسن اصفهانی را در مقابل كتابهای آشیخ محمد حسین اصفهانی قرار بدهیم قابل مقایسه نیست از نظر علمیت و مردی بود كه همه قبولش داشتند به علمیت و به تقوی و اینها. طرف دیگر آشیخ محمّد رضای مظفّر بود كه شاگرد آشیخ محمّد حسین اصفهانی بود و خودش یك بَطلی بود در نجف، پهلوانی بود در نجف. چرا باید این طور باشد؟ چرا باید به جای جواب دادن، این نحوه برخورد بشود؟ این مشكل، مشكل ماست. مشكل ما همیشه بوده كه ما در مقابله با مسائل حقّ نیامده‌ایم با حقّ برخورد كنیم، بفهمیم، هضم كنیم، تحمّل كنیم و بعد آن واكنش مناسب را نسبت به او انجام بدهیم. بیراهه زدیم، از خاكی رفتیم، راه را رها كردیم و به راه دیگر رفتیم.