
پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات
پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات شرح فقره: قلت :يا شريف! فقال: قل: يا ابا عبداللَه! 1 كلام امام صادق عليه السلام به عنوان بصري در ارتباط با عدم استعمال القاب و مدائح نسبت به حضرت به منظور تنبّه او از عدم ورود درعالم تعيّنات ومسائل عالم كثرت ميباشد 2 سلوك عبارت است از حذف ماسوي اللَه در ديدگاه انسان و انتساب تمام محامد و ستايشها به ذات اقدس پروردگار متعال 3 كيفيت تأثير القاب و مدائح در تغيير و تبدّل نفوس افراد و دخول در عالم اعتبارات و انانيتها 4 همة صفات كماليّه داراي واقعيت و مابازاء خارجي بوده و تنها اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد 5 بزرگترين خيانت به مولا انتساب صفات كماليه او به خود ميباشد 6 مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه حاكي از اين است كه حضرت حقيقت عجز و فقر وجودي خويش را در قبال ذات پروردگار متعال ادراك كرده است 7 اعتراض مرحوم آقا سيد ضياء الدين تقوي به مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه چرا ایشان با وجود شخصیت بی بدیل علمی وعرفانی افراد را بشدّت از مدح وتعریف خود منع می کردند 8 توضيحي راجع به خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در ذيل سورۀ مباركه تكاثر مبني بر كثرت طلبي افراد و دخول ایشان در اعتباريات 9 ذكر حكايتي مبني بر كثرت طلبي و تفاخر رئيس جمهور امريكا و فرمانده ارتش امريكا نسبت به يكديگر پس از پايان جنگ جهاني دوم 10 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: نفوس همه افراد از حيث تعلّق به عالم كثرت و اعتباريات يكسان ميباشد و تفاوت ايشان تنها در صور و اشكال ميباشد 11 برخي از علماء و فضلا در زمان رضاشاه عمامه از سر برداشته ملبّس به لباس كفار و دشمنان اسلام شدند 12 در مكتب اسلام آيةاللَه شخصي ميباشد كه وجود او آئينه تمام نماي ذات پروردگار و اسماء و صفات او ميباشد و انسان را به سمت آن مبدأ و منشأ لايتناهي سوق ميدهد
پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات
توضیحات:
پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات شرح فقره: قلت :يا شريف! فقال: قل: يا ابا عبداللَه! 1 كلام امام صادق عليه السلام به عنوان بصري در ارتباط با عدم استعمال القاب و مدائح نسبت به حضرت به منظور تنبّه او از عدم ورود درعالم تعيّنات ومسائل عالم كثرت ميباشد 2 سلوك عبارت است از حذف ماسوي اللَه در ديدگاه انسان و انتساب تمام محامد و ستايشها به ذات اقدس پروردگار متعال 3 كيفيت تأثير القاب و مدائح در تغيير و تبدّل نفوس افراد و دخول در عالم اعتبارات و انانيتها 4 همة صفات كماليّه داراي واقعيت و مابازاء خارجي بوده و تنها اختصاص به ذات پروردگار متعال دارد 5 بزرگترين خيانت به مولا انتساب صفات كماليه او به خود ميباشد 6 مناجات اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه حاكي از اين است كه حضرت حقيقت عجز و فقر وجودي خويش را در قبال ذات پروردگار متعال ادراك كرده است 7 اعتراض مرحوم آقا سيد ضياء الدين تقوي به مرحوم علّامه طهراني مبني بر اينكه چرا ایشان با وجود شخصیت بی بدیل علمی وعرفانی افراد را بشدّت از مدح وتعریف خود منع می کردند 8 توضيحي راجع به خطبه اميرالمؤمنين عليه السلام در ذيل سورۀ مباركه تكاثر مبني بر كثرت طلبي افراد و دخول ایشان در اعتباريات 9 ذكر حكايتي مبني بر كثرت طلبي و تفاخر رئيس جمهور امريكا و فرمانده ارتش امريكا نسبت به يكديگر پس از پايان جنگ جهاني دوم 10 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: نفوس همه افراد از حيث تعلّق به عالم كثرت و اعتباريات يكسان ميباشد و تفاوت ايشان تنها در صور و اشكال ميباشد 11 برخي از علماء و فضلا در زمان رضاشاه عمامه از سر برداشته ملبّس به لباس كفار و دشمنان اسلام شدند 12 در مكتب اسلام آيةاللَه شخصي ميباشد كه وجود او آئينه تمام نماي ذات پروردگار و اسماء و صفات او ميباشد و انسان را به سمت آن مبدأ و منشأ لايتناهي سوق ميدهد
پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات
11یك روز در كربلا در خدمت مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه بودیم، مرحوم والد هم بودند، والد بزرگ ما، جّد مادری ما، مرحوم حاج آقا معین شیرازی رحمة اللَه علیه ایشان هم حضور داشتند. یك مطلبی را ایشان از آقای حدّاد سؤال كردند ولیكن مرحوم آقا جواب دادند. ایشان سؤال كردند كه: در این روایتی كه از ائمّه علیهمالسّلام راجع به شهدای كربلا آمده كه در آنجا دارد: السّلام عليكم يا اولياء اللَه و احبائه، السّلام عليكم يا اصفياء اللَه و اودائه، السّلام عليكم ...، این زیارتی را كه دارد، بعد به دنبال آن میفرماید: بابى انتم وامّى «پدر و مادر من فدای شما باد!» چطور ممكن است امام علیهالسّلام بیاید در قبال این مزار مطهّر آنها و بگوید: بابى انتم وامّى «پدر و مادر ...» و این دلالت بر این میكند كه امام علیهالسّلام این را میخواهد به ما یاد بدهد، ما در كنار آن مقامات وقتی كه میایستیم همین این مطلب را بگوئیم، والّا فرض كنید امام زمان علیهالسّلام بیاید در كنار اینها بایستد و بگوید: بابى انتم و امّى؟! مرحوم آقا در جواب این مطلب فرمودند: نه، هیچ اشكالی ندارد، منافانی ندارد كه خود امام علیهالسّلام بیاید و در اینجا این مطلب را بفرماید و جهتش هم این است كه این ارواح مطهّرهای كه الآندر اینجا مدفون هستند، اینها الآن دیگر جنبه استقلالیت ندارند. اینها وقتی كه در روز عاشورا آمدند زیر خیمه امام حسین و داخل در تحت ولایت آن حضرت قرار گرفتند دیگر امام حسین شدند. نه اینكه هر كدام اینها یكی امام حسین بشود، امام حسین یكیست، دو تا امام حسین ما نداریم، ولی اینها دیگر آن جنبه غیریت با سیدالشّهداء را از دست دادند و فانی در ذات و ولایت آن حضرت شدند. پس الآن دیگر در واقع حبیب بن مظاهری وجود ندارد، الآن دیگر مسلم بن عوُسجهای جدا وجود ندارد، الآن دیگر بُریری جدا وجود ندارد، الآن دیگر عابِسی دیگر جدا وجود ندارد، الآن حضرت اباالفضل و حضرت علی اكبری وجود ندارد. الآن سیدالشّهداءء هست و بس. الآن امام حسین هست و بس، دیگر كسی نیست. و وقتی كه در مقابل اینها میایستیم كه میگوئیم: بابى انتم وامى، كانَّ داریم به سیدالشّهداء داریم میگوئیم: بابى انتم وامّى. نه اینكه این را جدای از آن حضرت مدّ نظر قرار بدهیم، آنگاه خطاب كنیم. اگر جدا باشد كه معنا ندارد امام علیهالسّلام فرض كنید كه حتّی در مقام تعارف، حتّی در مقام اظهار امتنان و تشكّری كه امام زمان علیهالسّلام از این افراد بخواهند بكنند. چون آن چرا كه الآن دارد به اینها میرسد از دریچه خود امام زمان الآن به اینها میرسد. الآن آن فیوضاتی كه دارد به حبیب میرسد از طرف امام زمان دارد به او میرسد. چطور امام زمان بلند شود بیاید بگوید بابى انت و امّى؟ این كه نمیشود. پس این الآن در واقع دارد در قبال سیدالشّهداء قرار گرفته و میگوید: بابى انتم و امّى، و حبیبی دیگر در اینجا وجود ندارد. خلاصه علی ای حال گر چه مطلب سنگین بود و مشكل بود ولی خوب دیگر مجلس تمام شد.
