اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

پرهيز از ورود در عالم كثرات و اعتباريات، شرح فقره: قلت :يا شريف! فقال: قل: يا ابا عبداللَه! ، 1 امام صادق عليه السلام تجلّي به جلوات نورانيّه پروردگار و تحلّي به حليۀ انوار الهي را از آثار عبوديت بيان مي‌كنند 2 حقيقت عبوديت چه مي‌باشد و چگونه انسان مي‌تواند اين حقيقت را در وجود خويش محقق كند 3 امام صادق عليه السلام به جهت رعايت دو امر بسيار مهم و حياتي عنوان بصري را از اينكه ايشان را به شريف خطاب كند منع مي‌كنند 4 چگونه امام سجاد عليه السلام در دعاي ابي حمزه ثمالي ارتكاب گناهان را به خود نسبت مي‌دهند با وجود اينكه ايشان داراي مقام ولايت كليه و عصمت مطلقه مي‌باشند 5 چگونگي توغّل انسان‌ها در عالم كثرات وتوهمات و جايگزين كردن امور اعتباري به جاي امور واقعي 6 امام صادق عليه السلام عظمت وجود پروردگار متعال و فقر وجودي خويش را در قبال او ادراك كرده است فلذا از اموري كه موجب تعظيم نفس مي شود منع مي‌كنند 7 انجام تكاليف ديني و عبادات در صورتي كه در بستر مناسب خود قرار گيرد تأثيرگذار و موجب رشد انسان مي‌شود و در غير اين صورت نفس عبادات موجبات بُعْد و دوري انسان را فراهم مي‌كنند 8 ذكر روايت بسيار دقيق و جالبي در ارتباط با يكي از انبياء مبني بر كيفيت نفوذ و فريب شيطان 9 امام صادق عليه السلام به عنوان بصري مي‌فرمايند: انتساب خود به القاب و مدائح بزرگ‌ترين ضربۀ مهلك و كارساز بر نفس و وجود شخص مي‌باشد 10 سخن مرحوم علّامه طهراني نسبت به شخصي كه قصد داشت ايشان را با لقبي در خور شايستگي مقام علمي و عرفاني ايشان خطاب قرار دهد

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

4
  • یك روز یك قضیه دیدم حالا این گرچه مناسبتی ندارد امّا علی ای حال باید ما ببینیم كه چقدر ممكن است تصنّع قوی بشود و تخیل را بالا ببرد كه مناسبتی با بحث امروز ما هم دارد، بی‌ارتباط هم نیست. یك وقتی در یك مجلّه‌ای می‌خواندم این مطلب را كه یكی از همین بازیگرهای فیلم و تئاتر و از این چیزها داشت با یك شخصی مسافرت می‌رفت. در بین صحبت سؤال شد كه شما چه می‌كنید و به چه وضعی درمی‌آورید، چطور مسأله را طبیعی جلوه می‌دهید؟ او گفت كه: هنر یك بازیگر این است كه مخاطب را كاملًا ادراك كند، درك كند، به روحیاتش و جوری صحنه را پیش بیاورد كه آن مخاطب تصوّر نكند كه این صحنه، صحنه دروغی است و عجیب این است كه آقا ما هنوز دنبال این تصوّراتیم. یك مثال من می‌زنم اگر شما فرض كنید كه می‌خواهید یك فیلمی تماشا كنید. من می‌آیم به شما می‌گویم: آقا! این فیلم اصلًا وجود خارجی ندارد، من خودم بودم، نشسته بودم، دیدم، اوّلًا آن نویسنده‌اش، حكایت پردازش بغل دست من نشست شروع كرد این را از مخیله‌خودش درآوردن و نوشتن. یعنی خودش كاملًا این را حكایت از اصل بوده و اصلًا این قضیه وجود خارجی ندارد، مثل رُمان‌هایی كه همین نویسنده‌ها، این رمُان نویسها و اینها می‌نویسند، اصلًا وجود خارجی ندارد، رُمان است دیگر، اصلًا رُمان یعنی همین. بین رُمان و بین حكایت فرقش این است كه اصلًا رُمان یعنی تخیل. یك شخصی را درست می‌كند، اینجا می‌برد، آنجا می‌برد، سرقتی انجام می‌شود و قتلی انجام می‌شود و دنبالش می‌روند و این می‌شود رُمان. حالا كی این قضیه اتّفاق افتاده؟ همه اینها در مغز این شخص اتّفاق افتاده نه در خارج. من می‌آیم به شما می‌گویم: آقا! این فیلم الآن، اصلش رمان است و نویسنده نوشته، گول این مسائلی كه در فیلم الآن داری می‌بینی، حركات، سكنات، قضایایی كه در این فیلم آمده گول نخوری. می‌گوید: بله، درست است. قبول می‌كند، صد در صد. این فیلم را روشن می‌كنند و این تماشا می‌كند، یك ربع گذشت شما می‌بینید این كم كم، كم كم، این محو شد، رفت، رفت، دارد تماشا می‌كند ...، آقا! من كه گفته‌ام از اوّل به تو رمان است، چرا آن قدر داری تماشا می‌كنی؟ می‌گوید: صبر كن، صبركن، ببینم، ببینم، اینجا چه می‌شود. یك دفعه می‌بینی كم كم آقا! خودش رفت در فیلم: چرا زد؟ چرا این كار را كرد؟ چرا چیز كرد؟