اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

17358
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

13
  • این خطر كه نفس انسان، نفس انفعالی است و متأثر است از جریانات و حوادثی كه در دور و بر اوست، موجب می‌شود كه ما بسیار متوجّه این قضیه باشیم و گوش به زنگ باشیم و آنچه را كه موجب می‌شود این مطلب در ما تحقّق پیدا كند، آن را از اول كنار بگذاریم و هر وقت متوجّه می‌شویم فوراً از آن نقطه قطع كنیم و نگذاریم آهسته آهسته و مِن حیث لا یشعر، این مسائل و قضایا بیاید و ما را از آن مرتبه عبودیت كه لازمه‌اش رسیدن به نقطه صفر است، ما را از آن نقطه، هِی یك به یك امتیاز بدهد، درجه بدهد، پُان بدهد. بجای اینكه به صفر برسیم، نمره هشتاد و نود و هشتصد و نهصد و نهصد هزار به ما بدهند كه در آن نُمَرات دیگر كاری از انسان ساخته نیست. ما نباید منتظر باشیم و ببینیم كه بزرگان چه می‌گویند و همچون بعضی، تخیل آنها بر این است كه باید دستی گرفته بشود و انسان را از این مسائل بیرون بیاورد و به طور كلّی رفع تعهّد و التزام نفسی از خودمان بكنیم؛ نه، خودمان باید اقدام كنیم، خودمان باید پیش قدم باشیم. انسان نباید منتظر باشد كه بگویند استاد بیاید دست انسان را بگیرد و از این مسائل بیرون بیاورد. مطالب به نحو كلّی، بزرگان بیان كردند، در كتابهایشان بیان كردند، چگونگی خروج نفس از این حضائض و از این فِتَن و مهالك را تشریح كردند، انسان باید آنها را بیاید به كار ببندد. مگر خود آنها چه می‌كردند؟ خود آنها كه منتظر نبودند تا اینكه در هر قضیه‌ای یك عنایتی بشود، یك اشارتی بشود، یك مسأله‌ای اتفّاق بیفتد، مسأله غیرعادی اتّفاق بیفتد. نه، خودشان تا احساس می‌كردند در یك مجلس، می‌خواهد مطلب به نحود دیگری، فوراً در آنجا ضدّ حمله را شروع می‌كردند، تا احساس می‌كردند در یكجا می‌خواهد قضیه رشد پیدا كند فوراً در آنجا پاتك را می‌زدند. تا احساس می‌كردند می‌خواهد نفس آنها متأثر از یك مطلب بشود، یك كاری را انجام می‌دادند، سركوفت بزنند: هان! بِچِش! مواظب باش! دارد خوشت می‌آید، دارد خوشت می‌آید، از اینكه تعریفت را كردند دارد خوشَت می‌آید. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه خیلی مرد رِندی بود و تمام نحوه كیفیت تربیتی ایشان، بر از بین بردن نفس به طُرق معقول و طُرق منطقی و متعارف بود. این كیفیت ایشان بود. تا می‌دیدند یك شخصی خلاصه می‌خواهد از آن حدود خارج بشود به یك نحوی آن را سرجایش می‌نشاندند، از آن حد خارج نشود. حالا بعضی‌ها در این مرتبه سكوت می‌كنند، آرامند، كیفیت تربیت را قبول می‌كنند، به خود می‌خرند، با جان و دل او را می‌پذیرند، اینها رشد می‌كنند و آن نتیجه مقصود در اینها حاصل می‌شود. بعضی‌ها شروع می‌كنند به جُفتك انداختن و لگد پرانی كردن؛ ای آقا! این چی است؟ آن چی است؟ ما چه كردیم، ما فلان، فلانی هم كه اینكار را كرد پس چرا ایراد نكردی؟ آقا .... نفس شروع می‌كند چی می‌گوید؟ حالا یا در آن مجلس، سرش را می‌اندازد، وقتی خارج می‌شود، كم‌كم، كم‌كم شروع ...؛ این نفس آرام كه نمی‌نشیند. آدم زرنگ همانجا می‌زند تو سرش، می‌گوید: خفه شو! ساكت باش! تو مستحقّ همین هستی. این آدم، آدم زرنگ است، این آدم رِند است. همانجا می‌گوید: ساكت باش، حالا دیدی؟! نوش جانت! خوب شد. این موجب می‌شود كه برای مرتبه بعد آمادگی داشته باشد. حالا اگر آمد و لگد پراند، آن استاد بیچاره چه می‌كند؟ یك قدم می‌كشد عقب، لگد پراندی؟ باشد، كاری به كارت نداریم. حالا خدا نیاورد آن روزی را كه استاد بیاید و نعل وارو بزند یعنی نه تنها بیاید بلكه بیاید تمجیدش هم بكند، آنجا دیگر خدا به دادش برسد. یك وقتی نه، یك جوری با او رفتار می‌كند، یك جوری با او چیز كند كه او را از اشتباه در بیاورد، كم كم او را از این خطا بیرون بیاورد. این دیگر حالا بسته به این است كه از آن طرف چه تقدیر شده. انسان باید خودش را آماده كند، نباید منتظر بنشیند. مطلب را همه می‌دانند.