اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

17358
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

16
  • خلاصه این جناب محمد بن مسلم به این كیفیت یكی یكی آمدند، هی انداختند به او، هی انداختند و ...، بعضیها هم می‌آمدند و یك احساس ترحّم و دلسوزی، قیافه‌ای می‌گرفتند: طفلی! ظاهراً اختلال پیدا كرده و مشكل برایش پیدا شده، نگاه كن دارد خرما می‌فروشد. یعنی یك همچین چیزهایی هم داریم. این هم می‌فهمید دارند می‌آیند چی به او می‌گویند. حالا خودتان را جای او بگذارید، بروید سر كوچه‌تان، من نمی‌گویم یك همچنین كارهایی بكنید، نه، ما یك چنین تجرّی‌هایی نداریم، در محدوده صحبت ما هم این مطالب اصلًا نیست، ولی علی ای حال، انسان .... حالا نتیجه‌اش را عرض می‌كنم خدمتتان كه نتیجه‌اش برای ما مفید است خودتان را به جای او بگذارید و ببینید چه حالی پیدا می‌كنید؟ خلاصه‌این جناب و این بزرگوار هم سبد خرمایش تمام شد. مرحوم آقا می‌فرمودند: طبق خرما كه تمام شد، كار او هم تمام شد. این چی بود؟ این رسیدن به مطلب بود. محمد بن مسلم گول نخورد، گول دنیا را نخورد، گول این عناوین را نخورد، آن عبودیت خود را فراموش نكرد، خود را در بستر تهیأ این عبودیت قرار داد. خود را در مسیر این عبودیت قرار داد، نه در خلافش. به تخیلات خودش توجه نكرد، تخیلات خودش را كنار ریخت. امام صادق هم كه سر جایش نشسته، می‌فرماید: مطلب همین است جان من!، آنی را كه به محمد بن مسلم گفتم، آن را به تك تك شما هم می‌گویم. محمد بن مسلم رفت و عمل كرد ولی ما عمل نمی‌كنیم من خودم را می‌گویم مشكل می‌گیریم قضیه را، از خدا باید .... مطلبی را در اینجا مرحوم آقا اضافه فرمودند، ایشان فرمودند: اگر محمد بن مسلم یك قدری نسبت به قضیه قویتر عمل می‌كرد و متوجّه این مسأله می‌شد، شاید هنوز به این كار اقدام نكرده، مشكلش حل می‌شد. یعنی چی؟ یعنی انسان می‌تواند آن موقعیت را در درون خودش محققّ كند؛ با تفكر و با تأمّل نگذارد به این كه یك واقعیت خارجی اتفاق بیفتد، اگر بخواهد اتفاق بیفتد كه به جای خود، كه باید استقبال كند و بر آن كیفیت مطلوب باید جلو برود، اما آدم زرنگ آنی است كه وقتی یك قضیه را می‌فهمد، خودش را در آن جایگاه واقعیت خارجی قرار بدهد. در این اتاق نشسته، صحبت مرا هم می‌شنود، نیاییم صبر كنیم تا این كه یك همچنین موقعیتی برای ما در خارج اتفاق بیفتد و بعد خودمان را با آن واقعیت خارجی تطبیق بدهیم، الآن فرض كنیم این مسأله برای ما دارد اتفاق می‌افتد، از الآن خود را زیر و رو كنیم، از الآن خود را متحوّل كنیم و متغیر كنیم. این خیلی سریع انسان را جلو می‌برد، خیلی سریع مسأله را به نتیجه می‌رساند. فرض كنیم ما در یك چنین وضعیتی قرار داریم، خب، می‌توانیم دیگر، حالا نمی‌گویم صد در صد موفّق باشیم، شصت درصد كه ممكن است، شصت درصد جلو برویم، به نحوی كه اگر الآن من بگویم یكی از آقایان بلند شود این كار را انجام دهد، زود بلند شود انجام بدهد. صحبت اثر می‌گذارد دیگر، صحبت می‌آید، كلام امام صادق است، كلام بزرگان است، این می‌آید، شخص این را قبول می‌كند، آن اثری كه باید در خارج انجام بگیرد، مگر نه این است كه این یك اثر نفسانی است نه اثر ظاهری، اثر نفسانی است دیگر، یعنی این صحبتهایی كه می‌شود، آن حركاتی كه در خارج انجام می‌شود، تمام اینها هر كدام یك اثر در نفس می‌گذارد نه در بدن. پس ممكن است ما یك راه میان بر داشته باشیم كه آن راه بیاید بدون اینكه انسان را در واقعیت خارجی قرار بدهد، آن نتیجه مطلوب را برای انسان حاصل كند. آن چیست؟ آن این است كه خود انسان در خودش فرو برود، فرض كند یك چنین مطلبی برای خود اوست، فرض كند اگر به او هم یك همچین چیزی را گفتند، چه عملی را انجام می‌دهد؟ در خارج چه كاری را انجام می‌دهد؟ این موجب می‌شود كه انسان جلو برود و آن حركت را انجام‌بدهد. پس بنابراین توصیه‌ای كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه می‌كردند به تلامذه خود، این بود كه: باید شاگرد و باید سالك از هیچ فرصت و لحظه‌ای برای تغیر و تحوّل خودش غفلت نكند. هیچ فرصتی را نباید از دست بدهد والّا اگر انسان بخواهد این فرصت را به بعد بیندازد، بعد هم به بعد موكول خواهد شد. این دیگر از بین می‌رود و آن نتیجه مطلوب سلوك كه رسیدن به مرتبه عبودیت است، آن نتیجه سلوك برای انسان حاصل نخواهد شد.