
شیوه های درخواست از خداوند
گشودگی راههای رجا و دعا، و حجاب بودن اعمال و آمال سالک
حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در این سخنرانی ارزشمند میفرمایند که بر اساس دعای امام سجاد (علیه السلام)، راههای درخواست و امید به سوی خداوند کاملاً گشوده و پُر از رحمت است. خداوند با سمع و علم لایتناهی خود، تمام دعاها را بدون تداخل میشنود. ایشان سپس به شرح موانع میپردازند و بیان میکنند که خداوند از خلق خود در حجاب نیست، بلکه این اعمال بد و آرزوهای دنیوی و «منیّت» سالک است که حجاب میشود. راه رسیدن به خدا نزدیک است، اما به شرط سبکبار بودن. در پایان، تأکید میشود که دعا و توسل سالک نباید از روی استحقاق، بلکه باید برخاسته از اعتماد به کَرَم الهی و ایمان به توحید او باشد.
شیوه های درخواست از خداوند
8مرصَد به همان معنای مِرصاد است: یعنی محلّ رَصَد، دیدگاه؛ در دیدگاه اغاثه، یعنی دستگیری؛ در پناهگاه دستگیری ایستادهای، و با تمام قوا به وسیلۀ ذات مقدّس خودت و آن ملائکهای که برای این کار برگزیدهای و به عنوان دیده بانی قراردادهای که دست افرادی که امید به سوی تو دارند را بگیرند و اجابت کنند و افرادی که گرفتارند، دعا و درخواست آنها را عملی کنند. من میدانم که اینطور هستی!
محرومیّت ودستخالی ماندن انسان، نتیجۀ درخواست از غیر خدا
«و أنَّ فی اللَهفِ إلیٰ جُودِک و الرِّضا بقضائِک عِوَضًا مِن مَنعِ الباخِلین و مندوحَةً عَمّا فی أیدِی المُستأثِرین».
«(لَهف: به معنای حسرت است؛ سوزش دل و ناراحتی که انسان پیدا میکند در اثر گرفتاریها و ناامیدیها و ضررهایی که پیدا کرده، آهی میکشد و میگوید: وا لَهفا! امّا لهف اگر با «إلی» استعمال بشود، به معنای استغاثه است؛ لَهَفَ إلیه أی: استغاث به، یعنی استغاثه و طلب یاری کرد. باخِل از بُخل: یعنی بُخل کننده. مندوحَة: یعنی سعه و چاره.مستأثِر: آن آدم مستبِدّی را میگویند که هر چیزی را برای خودش انتخاب میکند و راضی نیست از حقّ خودش و از مال خودش بگذرد، تنازل کند.) حضرت میفرمایند که:
در استغاثۀ به سوی جود تو و راضی بودن به قضای تو، این عوض است از منعی که افراد بخیل به انسان میکنند و سعه و گشایشی است از آنچه در دستهای افراد مستبِدّ و مستکبر و خودشناس است.»
یعنی اگر انسان پیش هر فردی از افراد بشر برود و پناه ببرد، اگر آن افراد از افرادی نباشد که صبغۀ إلٰهیّت به آنها زده باشد، بالأخره مُهر کفر بر ماهیّت آنها زده شده و عنوان استکبار و استبداد بر پیشانی آنها نوشته شده است. و معنای شخص بخیل این است که حاجت انسان را نمیدهد دیگر، بُخل دارد. و مستأصل آن کسی است که همه چیز را برای خودش میخواهد، جیب دیگری را هم میخواهد خالی کند برای اینکه جیبش زیادتر بگیرد؛ اینها کجا میتوانند حاجت انسان را بدهند؟! حالا حاجت انسان هرچه میخواهد باشد، بالأخره اگر به غیر از خدا پناهندۀ به شخص دیگری بشود، نتیجهاش منعی است که از طرف آن بخیل به انسان میرسد، و ناامیدی و ضیق و تنگی است که از ناحیۀ آن شخص مستأثِر و مستبِد به انسان میرسد، و نتیجهاش محرومیّت و دست خالی بودن انسان است!
