
پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد
موضوع جلسه: پرهیز از غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد ، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 – سلوك الي اللَه به چه معنا ميباشد. 2 – غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد منجر به توقف و بسته شدن راه انسان در رسيدن به كمال ميشود. 3 –افرادي كه به مقام ولايت كليّه رسيدهاند از گزند آفات تعريفات و تمجيدات مصون هستند. 4 – بكار بردن الفاظ و عباراتي كه موجب تنزيل شأن و جايگاه نبيّ اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به ساير ائمه علیهم السلام ميشود عين حماقت و جهل نسبت به مقام و جايگاه پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ميباشد. 5 –از آنجایی ملكيّت حقيقي اختصاص به خداوند متعال دارد در نتيجه ديدگاه افراد نسبت به اموري كه مالك آنها ميباشد بايد اعتباري و آلي باشد. 6 – ذكر حكايتي راجع به شخصي كه آرزوي ديدار امام زمان عج اللَه تعالي فرجه را داشته است. 7 – شخصي كه غايت و هدف او رسيدن به معشوق ميباشد بايد از تمام تعلّقاتي كه موجب انصراف و دوري او از توجّه به معشوق ميشود خودداري كند. 8 – مرحوم آيت اللَه انصاري ميفرمودند: اغلب افرادي كه توفيق زيارت حضرت مهدي عليه السلام نصيبشان ميشود اين زيارتشان در حال مكاشفه ميباشد. 9 – هر شخصي كه امور خود را بيشتر به پروردگار واگذارد و نسبت به آنچه خداوند براي او مقدّر كرده است راضي باشد راه و مسير او به سمت پروردگار بازتر و سريعتر خواهد شد. 10 – توضيحي راجع به حديث قدسي يا داوود! اُريد و تريد، فان ترضي بما اُريد. 11 – انسان در راه رسيدن به آمال نفساني خود نبايد از خدا و پيغمبر مايه بگذارد. 12 – سالك راه خدا كسي است كه حوادث و جريانات عالم وجود را به اصل و سرچشمه آن كه ذات پروردگار باشد برميگرداند.
پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد
توضیحات:
موضوع جلسه: پرهیز از غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد ، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 – سلوك الي اللَه به چه معنا ميباشد. 2 – غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد منجر به توقف و بسته شدن راه انسان در رسيدن به كمال ميشود. 3 –افرادي كه به مقام ولايت كليّه رسيدهاند از گزند آفات تعريفات و تمجيدات مصون هستند. 4 – بكار بردن الفاظ و عباراتي كه موجب تنزيل شأن و جايگاه نبيّ اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به ساير ائمه علیهم السلام ميشود عين حماقت و جهل نسبت به مقام و جايگاه پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ميباشد. 5 –از آنجایی ملكيّت حقيقي اختصاص به خداوند متعال دارد در نتيجه ديدگاه افراد نسبت به اموري كه مالك آنها ميباشد بايد اعتباري و آلي باشد. 6 – ذكر حكايتي راجع به شخصي كه آرزوي ديدار امام زمان عج اللَه تعالي فرجه را داشته است. 7 – شخصي كه غايت و هدف او رسيدن به معشوق ميباشد بايد از تمام تعلّقاتي كه موجب انصراف و دوري او از توجّه به معشوق ميشود خودداري كند. 8 – مرحوم آيت اللَه انصاري ميفرمودند: اغلب افرادي كه توفيق زيارت حضرت مهدي عليه السلام نصيبشان ميشود اين زيارتشان در حال مكاشفه ميباشد. 9 – هر شخصي كه امور خود را بيشتر به پروردگار واگذارد و نسبت به آنچه خداوند براي او مقدّر كرده است راضي باشد راه و مسير او به سمت پروردگار بازتر و سريعتر خواهد شد. 10 – توضيحي راجع به حديث قدسي يا داوود! اُريد و تريد، فان ترضي بما اُريد. 11 – انسان در راه رسيدن به آمال نفساني خود نبايد از خدا و پيغمبر مايه بگذارد. 12 – سالك راه خدا كسي است كه حوادث و جريانات عالم وجود را به اصل و سرچشمه آن كه ذات پروردگار باشد برميگرداند.
پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد
14این مسأله از مسائل بسیار مهم و اسراری است كه خیلیها را زمین زده، دید ما نباید از توحید به مظهر برگردد، اگر برگردد در یكجا این قضیه ما را زمین میزند، در یكجا كه نفس میآید بالا و قدرت پیدا میكند و قوّت پیدا میكند و میبیند كه برخلاف تقدیر و مشیت الهی باید این به راه دیگری برود، نمیتواند خودش را با آن تقدیر و اراده پروردگار وفق بدهد و چون قوی شده میخواهد در قبال اراده و رضای الهی بایستد. اینجاست كه میخواهد آن قضا و قَدَر را تغییر بدهد، قضا و قدری كه مخالف با نفس هست، رو میآورد به چی؟ دستش به خدا نمیرسد رو میآورد به یك مَظهر و این هم نمیتواند كار انجام بدهد، برخلاف اراده خدا حركت بكند، اینجا چكار میكند؟ ساقط میشود. چون از اوّل خودش را تصحیح نكرده.
یك وقتی من این را هم بگویم و دیگر به عرائض امروزمان خاتمه بدهیم تقریباً یكسال قبل از فوت مرحوم آقا یك شب من راجع به بعضی از مسائل از ایشان یك سؤالاتی داشتم، مسائلی كه در ذهنم بود سؤالاتی داشتم، یكی از سؤالاتی كه من از ایشان كردم و آخرین سؤالم بود و برایم كشف این قضیه خیلی مهمّ بود، این بود كه از ایشان پرسیدم: آقا! نظر شما نسبت به آقای حدّاد چگونه بود؟ شما چه نظری را نسبت به آقای حدّاد داشتید؟ و به چه كیفیت به آقای حدّاد نگاه میكردید؟ چون بالأخره یك مسائلی در ذهن من خَلَجان میكرد، ارتباط ایشان با مرحوم آقای حدّاد را میسنجیدم، بعضی از مسائل دیگر را در نظر میگرفتم، جمعش برایم مُشكل بود لذا میخواستم از خود ایشان، این قضیه را بپرسم و سؤال كنم. گفتم: آقا! شما نسبت به اقای حدّاد چه نظری داشتید؟ دیدِ شما نسبت به آقای حدّاد چه بود؟ ایشان یك مطلبی را نسبت به آقای حدّاد فرمودند كه حالا فعلًا ضرورتی ندارد و در تتمّهاش ایشان فرمودند كه: با توجّه به این مسأله و این مطالبی كه نسبت به ایشان، من گفتم، هیچ گاه به دید استقلالی، من به ایشان نگاه نكردم. یعنی ایشان را یك وسیله دیدم، نه مستقل، نه این كه اراده او را مستقل ببینم و از او بخواهم، از او بخواهم و مسائل را به او .... بله، انسان در ارتباط با ولی باید از او بخواهد، در او حرفی نیست ولی از او خواستن، از او خواستنِ از اوست، از پروردگار است، نه این كه جدای از اوست (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ)1 در این مسأله حرفی نیست، باید انسان ائمّه را وسیله قرار بدهد، باید انسان ائمّه را واسطه بین خود ...؛ قرار ندهد، در عین هلاكت و در عین جهالت و در عین ظلمت است.
- سوره المائده (٥)، قسمتى از آيه ٣٥
