اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

14٬914
عنوان بصری
جلسات

موضوع جلسه: پرهیز از غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد ، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 – سلوك الي اللَه به چه معنا مي‌باشد. 2 – غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد منجر به توقف و بسته شدن راه انسان در رسيدن به كمال مي‌شود. 3 –افرادي كه به مقام ولايت كليّه رسيده‌اند از گزند آفات تعريفات و تمجيدات مصون هستند. 4 – بكار بردن الفاظ و عباراتي كه موجب تنزيل شأن و جايگاه نبيّ اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به ساير ائمه علیهم السلام مي‌شود عين حماقت و جهل نسبت به مقام و جايگاه پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم مي‌باشد. 5 –از آنجایی ملكيّت حقيقي اختصاص به خداوند متعال دارد در نتيجه ديدگاه افراد نسبت به اموري كه مالك آنها مي‌باشد بايد اعتباري و آلي باشد. 6 – ذكر حكايتي راجع به شخصي كه آرزوي ديدار امام زمان عج اللَه تعالي فرجه را داشته است. 7 – شخصي كه غايت و هدف او رسيدن به معشوق مي‌باشد بايد از تمام تعلّقاتي كه موجب انصراف و دوري او از توجّه به معشوق مي‌شود خودداري كند. 8 – مرحوم آيت اللَه انصاري مي‌فرمودند: اغلب افرادي كه توفيق زيارت حضرت مهدي عليه السلام نصيبشان مي‌شود اين زيارتشان در حال مكاشفه مي‌باشد. 9 – هر شخصي كه امور خود را بيشتر به پروردگار واگذارد و نسبت به آنچه خداوند براي او مقدّر كرده است راضي باشد راه و مسير او به سمت پروردگار بازتر و سريع‌تر خواهد شد. 10 – توضيحي راجع به حديث قدسي يا داوود! اُريد و تريد، فان ترضي بما اُريد. 11 – انسان در راه رسيدن به آمال نفساني خود نبايد از خدا و پيغمبر مايه بگذارد. 12 – سالك راه خدا كسي است كه حوادث و جريانات عالم وجود را به اصل و سرچشمه آن كه ذات پروردگار باشد برمي‌گرداند.

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

توضیحات:

موضوع جلسه: پرهیز از غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد ، شرح فقره: قلت يا شريف! فقال: قل :يا ابا عبداللَه، 1 – سلوك الي اللَه به چه معنا مي‌باشد. 2 – غلوّ و افراط در توصيف و مدح افراد منجر به توقف و بسته شدن راه انسان در رسيدن به كمال مي‌شود. 3 –افرادي كه به مقام ولايت كليّه رسيده‌اند از گزند آفات تعريفات و تمجيدات مصون هستند. 4 – بكار بردن الفاظ و عباراتي كه موجب تنزيل شأن و جايگاه نبيّ اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به ساير ائمه علیهم السلام مي‌شود عين حماقت و جهل نسبت به مقام و جايگاه پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم مي‌باشد. 5 –از آنجایی ملكيّت حقيقي اختصاص به خداوند متعال دارد در نتيجه ديدگاه افراد نسبت به اموري كه مالك آنها مي‌باشد بايد اعتباري و آلي باشد. 6 – ذكر حكايتي راجع به شخصي كه آرزوي ديدار امام زمان عج اللَه تعالي فرجه را داشته است. 7 – شخصي كه غايت و هدف او رسيدن به معشوق مي‌باشد بايد از تمام تعلّقاتي كه موجب انصراف و دوري او از توجّه به معشوق مي‌شود خودداري كند. 8 – مرحوم آيت اللَه انصاري مي‌فرمودند: اغلب افرادي كه توفيق زيارت حضرت مهدي عليه السلام نصيبشان مي‌شود اين زيارتشان در حال مكاشفه مي‌باشد. 9 – هر شخصي كه امور خود را بيشتر به پروردگار واگذارد و نسبت به آنچه خداوند براي او مقدّر كرده است راضي باشد راه و مسير او به سمت پروردگار بازتر و سريع‌تر خواهد شد. 10 – توضيحي راجع به حديث قدسي يا داوود! اُريد و تريد، فان ترضي بما اُريد. 11 – انسان در راه رسيدن به آمال نفساني خود نبايد از خدا و پيغمبر مايه بگذارد. 12 – سالك راه خدا كسي است كه حوادث و جريانات عالم وجود را به اصل و سرچشمه آن كه ذات پروردگار باشد برمي‌گرداند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

3
  • یك روز مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه از جایی عبور می‌كردند، یك شخصی را دیدند كه دارد عبور می‌كند و خیلی افراد از این طرف و از آن طرف و اینها در دور و برش بودند و شاگرد و این مسائل و اینها داشت و به طوری كه آن شخصی كه در كنار ایشان بود خیلی مُعجِب بود به این اوضاع، خیلی تعجّب می‌كرد از این وضعیتی كه او دارد حالا ظاهراً مسائلی هم حالا، خلجاناتی در ذهنش شده بود یك مرتبه آقای حدّاد رو كردند به او و فرمودند: عجب نفس كافری دارد این شخص، عجب نفس كافری دارد. یعنی نگاه نكن به این قیافه، نگاه نكن به این وضعیت، نگاه نكن! و این مسأله خیلی برای او عجیب بود، چطور ممكن است این شخصی با این خصوصیات، با این شاگردانی كه دارد با این وضعیتی كه دارد و این مسائلی كه از او دیده می‌شود، شاید بعضی از اموری كه از او ...، این چه طور ممكن است؟ این كه شب تا صبح بیدار است، این كه زیارت كذایش ترك نمی‌شود، اینكه دو ساعت به اذان صُبحش ترك نمی‌شود، چطور ایشان این مطلب را؟ این قضیه هست‌ها! آن شخص می‌گفت: من آن موقع نتوانستم از ایشان این مطلب را بپذیرم، با تمام ارادتی كه نسبت به آقای حدّاد داشتم نتوانستم این را بپذیرم و این را قبول كنم. امّا سالها از این قضیه، ایشان می‌گوید گذشت، بعد برای من مثل روز آنچه را كه قبلًا ایشان گفته بودند روشن شد، كه آن چه كه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام می‌بیند. آخر خشت خام را برمی‌دارند صیقلی می‌كنند، چه می‌كنند، می‌پزند، فلان می‌كنند آیینه‌هایی كه سابق دُرست می‌كردند دیگر خشت را، بعد صیقلی می‌كردند، بعد رویش را جیوه می‌دادند، بعد چه می‌دادند، مسائلی بر این خشت خام می‌گذشت تا این كه انسان بتواند صورتش را ببیند. امّا آن پیر، همین خشت را برمی‌دارد می‌بیند: این به چه مراتبی و به چه خصوصیاتی‌منتهی خواهد شد و چه عكس‌هایی در این خواهد افتاد، عكس‌ها را هم می‌بیند، نه فقط مآل آن خشت برایش روشن است، تمام عكس‌هایی كه این می‌بیند، تمام این عكس‌ها را خواهد دید. چرا این طور است؟ به خاطر همین قضیه، این بیچاره و مسكین كه اوّل این طور نبود، یك مرتبه كه این طور نشد، یك مرتبه كه نفس او به یك همچنین نحوی درنیامد كه این بزرگ، این طور او را توصیف كند، كم‌كم پیدا شد؛ یكی آمد دست آقا را بوسید، آن آمد پای آقا را بوسید، آن گفتش كه بهتر از این آقا در دنیا وجود ندارد، آن گفت اوّلُ مَا خَلَقَ اللَه این آقا هستند ما هم یك همچنین چیزهایی را شنیدیم، شاید شما هم شنیده باشید و این نفس، نفسی نیست كه بتواند در قبال این مسائل دفاع كند، بلكه انفعال دارد، فعل ندارد. امام علیه‌السّلام هر چه بیاییم جلویش بگوییم یا آن شخصی كه به مرتبه ولایت رسیده هر چه جلویش بگوییم فایده ندارد انگار به دیوار گفتیم، هر چی ...؛ به امام بگوییم: یابن رسول‌اللَه! شما خدا هستید، همینطوری شما را نگاه می‌كند؛ شما بیایید به امام بگویید: یابن رسول‌اللَه! شما اصلًا خالق خدا هستید. آن روز گفتیم، گفتیم كه: آدم احمق كارش به آنجایی می‌رسد كه درمی‌آید می‌گوید كه:

/