اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان

18584
عنوان بصری
نسخه عربی

اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان

13
  • حالا می‌آییم سراغ امام؛ امام علیه‌السّلام بر ملائكه ولایت تكوینی دارد. روشن شد قضیه. یعنی كلّ عالم وجود الآن زیر اراده و مشیت حضرت بقیةاللَه دارد می‌گردد. پس امام زمان علیه‌السّلام از خونی كه در ورید ما و در رگ ما در جریان‌است به ما نزدیكتر است. روشن شد قضیه. امام حالا كه به ما نزدیكتر است و صاحب اختیارتر است آن می‌تواند دیگر به ما امر كند نه كس دیگر. یعنی همان طوری كه پروردگار از نقطه نظر تكوین صاحب اختیار و تصرّف ما بود و حقّ الزام بر فعل و الزام بر ترك از ناحیه پروردگار فقط معقولیت دارد و از غیر پروردگار معقولیت ندارد اصلًا، همان طور الزام بر فعل یا الزام بر ترك فقط از ناحیه حضرت بقیةاللَه الآن ارواحنا فداه معقولیت دارد و هیچ كس دیگر نمی‌تواند این را انجام بدهد؛ اختصاص به ذات آن حضرت دارد و همان مسأله (نحن اقرب من حبل الورید) الآن در وجود حضرت بقیةاللَه الآن مجسّم است. حضرت بقیةاللَه از رگ گردن به ما نزدیكتر است. چرا؟ چون ولایت تكوینی دارد.

  • پس بنابراین اینجا است كه می‌فرماید سیدالشّهداء علیه‌السّلام معرفت خدا مَعرفةُ اهْلِ كُلِّ زمانٍ امامَهُ الذی یجبُ عَلیهم طاعتُه امام زمانی است كه واجب است اطاعت كند. برای این است، چون ولایت این ولایت اوست والّا معرفت افراد عادی، زید پسر عمرو است و در این سال هم متولّد شده است و این مقدار هم تحصیلات دارد و خداحافظ شما. این چه معرفتی است؟ این چه مسأله‌ای است؟ چرا ما مكلّفیم به امام زمان معرفت پیدا كنیم؟ چرا؟ چون امام زمان وجودش به مرتبه عبودیت مطلقه رسیده؟ چون به عبودیت مطلقه رسیده است آن ولایت‌تكوینی در او تجلّی پیدا می‌كند. روی این حساب آیا ما می‌توانیم ولایت شرعیه فقهیه مطلقه‌ای را، مطلق، به نحو مطلق، چه نحو مطلقی؟ قرآن خودش این را بیان می‌كند می‌فرماید؛ (وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَه وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ)1 «هیچ مؤمنی و مومنه‌ای وقتی كه خدا و رسول ـ ببینید! خدا و رسول در اینجا یكی است، یك حقیقت است ـ وقتی كه خدا و رسول یك حكمی را می‌كنند، هیچ مؤمن و مومنه‌ای نمی‌تواند مخالفت كند» امرًا، مطلقا، هر چه می‌خواهد، پیغمبر اكرم بیاید بگوید: باید زنت را طلاق بدهی؛ واجب است بر انسان همان لحظه طلاق بدهد. پیغمبر بفرماید: باید از شوهرت جدا بشوی؛ همان لحظه باید زن از شوهر جدا بشود. پیغمبر بفرماید: تمام اموالت را باید همه را به دریا بریزی؛ همان لحظه انسان باید كار را تمام كند. پیغمبر بفرماید: باید خودت را از بالا به زمین بیندازی و از بین ببری؛ همان لحظه انسان بی‌درنگ، نباید تأمّل كند. حالا شما ببینید پیغمبر نه تنها این حرف‌ها را نمی‌زند، امّا در شب عاشورا امام حسین بجای این كه بیاید بگوید: و انَا اقرَبُ الیكُم مِن حَبلِ الوَرید ـ امام حسین هم همین است دیگر، چهارده معصوم یكی‌اند ـ من از رگ گردن شما به شما نزدیكترم آن وقت شما می‌گذارید می‌روید؟ آن وقت امام حسین علیه‌السّلام‌سیدالشّهداء ببینید چقدر مناعت دارد، چقدر این مرد آزاد است، اصلًا انگار سر تا پا از فرق سر سیدالشّهداء را تا ناخن، این حرّیت گرفته، اصلًا از حرّیت ریخته‌اند، بجای این حرف، كه من پسر پیغمبرم، من امام هستم، من از رگ گردن به شما نزدیكترم، من ...، اصلًا به جای این حرفها می‌گوید: من بیعت را از شما برداشتم، هر كه می‌خواهد، تاریكی شب، بلند شود برود حتّی به برادرش اباالفضل‌العّباس هم چی می‌گوید؟ می‌گوید: تو برای چه نشستی؟ ببینید! این چقدر مسأله مهم است، چقدر قضیه دقیق است و آن مردم، ما هم مثل آنها، ما هم فرق نمی‌كند، این مطالبی كه صحبت می‌شود، این مطالبی كه از بزرگان صحبت می‌شود، همه اینها برای این است كه انسان هی خودش را امتحان كند، هی تِست كند، هی خودش با آن وضعیت بسنجد كه اگر در آن وضعیت بود چه می‌كرد، موقعیت امام علیه‌السّلام را نسبت به خودمان بدانیم. امام علیه‌السّلام از رگ گردن به ما نزدیكتر است و اختیار امام علیه‌السّلام نه تنها اولی است بر اختیار ما بلكه در قبال اختیار او اصلًا اختیار نباید باشد، اختیار اصلًا معنا ندارد.

    1. سوره الاحزاب (٣٣)، آيه ٣٦