
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
14گر مسلمانی از این است که حافظ دارد *** وای اگر از پس امروز بود فردایی اگر قیامتی وجود ندارد مسأله دیگری است، آن موقع دیگر به نحو دیگری باید زندگی كرد و به هر حال گذراند و یك زندگی توأم با عیش و لذّت و اینها و به قول معروف، اپیكولیسم، باید در این دنیا به این نحو باید بود، خوش بودن و بهر وضعیتی گذراندن. ولی نه، اگر قرار بر این است كه قیامتی باشد، اگر قرار بر این است كه قیامت باشد دیگر عقل انسان را رها نمیكند، میگوید: فكر فردا را كردی؟ دو روز میگذرد، مسأله فردا چه میشود؟ این عقل ولو خدا نگوید، ولو خود پیغمبر نگوید، ولو امام نگوید، این عقل قبل از اوامر الهی نسبت به اطاعتْ انسان را امر میكند به اطاعت، این میشود ولایت تكوینی. اطاعت از ولایت مطلقه امام علیهالسّلام، اطاعت عقلی است نه شرعی، نه نَقلی و نه تعبّدی. اطاعت میشود چه؟ میشود اطاعت عقلی. آیا این جور اطاعت در غیر از امام هست؟ نخیر نیست. این نحوه اطاعت میشود اطاعت عقلی.
روایتی كه از امام صادق علیهالسّلام است كه میفرماید ـ راجع به اطاعت از فقهاء ـ كه: مَن کانَ مِنَ الفُقَهاء صائِنًا لِنَفْسه حافظًا لِدینِه مُخالِفًا عَلى هَواه مُطیعًا لِامْر مَولاه فَعَلَى العَوامِ أن یقَلِّدوهُ، ناظر به این مسأله است. هر كدام از فقهائی را كه شما یافتید، صائناً لنفسه نفسش را میتواند نگهدارد. نه آنی كه بنده برایش نامه حجّةالاسلام فرستادم، میگوید این به من آیتاللَه نگفته، این نفسش را نگه میدارد؟ تمام شد دیگر، این یك مَحَك، آقا نامه بنده را نخوانده، نامه را پس میدهد ایشان به من حجّةالاسلام گفته، تمام شد دیگر، معطّل چه هستیم؟ رفت كنار، نفر بعد. فامّا مَن کان مِن الفُقها صائناً لنفسه، نفسش را نگاه دارد، زمام نفس به دستش باشد، در مسائل مختلف عقل را بر احساسات غلبه بدهد، كه بر همین عبارت اوّل، نَوَد و پنج درصد رفتیم بیرون، همین عبارت اوّل، كه منتظر عبارت بعدی نیستیم، حافظًا لدینه دینش را از دستبُرد شیطان حفظ میكند. امیرالمؤمنینعلیهالسّلام فرمود: ـ وقتی كه رسول خدا فرمود میبینم در همین ماه مبارك رمضان تو در محراب ایستادهای و داری به نماز و در پیشگاه الهی به راز و نیاز مشغول هستی وقد انبعث اشقى الاولین و الاخرین «از شقیترین اوّلین و آخرین» میآید و بر فرق تو شمشیری میزند كه محاسنت را رنگین میكند ـ علی علیهالسّلام هیچ حرف نمیزند فقط به رسول خدا میگوید: دینم محفوظ است یا نه؟ ـ التفات كردید، هیچ چیز ـ أفى سَلامةٍ مِن دینى؟ «دینم آن موقع محفوظ است یا نه؟» حضرت فرمودند: فى سلامة من دینک «دینَت محفوظ است» حافظاً لدینه؛ حالا فهمیدید معنای حافظاً لدینه ...؟ حافظاً لدینه یعنی چه؟ صددرصد رفتیم كنار، دیگر هیچی نماند. البتّه حالا عرض میكنم بالآخره مراتبی دارد. حافظاً لدینه «دینش را حفظ كند». بعد: مخالفاً على هواه «هوا نداشته باشد، هوس نداشته باشد، نفْس نداشته باشد» این كه دیگر دویست درصد رفتیم. مطیعًا لِأمرِ مولاه این اطاعت اطاعت چیست؟ «اطاعت امر مولا را بكند در مقام اطاعت.» این شخص را اگر پیدا كردید سلام ما را به او برسانید فلِلْعَوام ان یقلدوه «مردم بروند تقلید كنند.». دیگر پیش از این ما در این مسأله مجال نمیدهیم البتّه بر حسب مراتب اهمّ و فَالأهمّ اگر انسان نتواند به یك همچنین شخصی دسترسی پیدا كند به مراتب پائینتر باز از روی قاعده عقلی باید توجّه داشته باشد، با حفظ مراتب اطاعت. یعنی همانطوریكه مراتب سلوكی شخص در ارتباط با معیارهایی كه امام صادق علیهالسّلام آن معیارها را برای مراتب فقهاء ذكر كردند مراتب اطاعت افراد هم تفاوت میكند. بنابراین ما ولایت مطلقه فقیه اصلًا نداریم. ولایت فقیه داریم، در مسائل حكومتی، باید انسان اطاعت بكند، از حاكم اسلامی باید اطاعت بكند و طبق آن ضوابطی كه از دین بیان شده و این مسأله مربوط میشود به كیفیت اختلاف فتاوائی كه در این زمینه وجود دارد و دیگر بحث ما دیگر وارد بحث تخصّصی این قضیه نمیشویم. ما فقط بعنوان مقدمه مطلب را عرض كردیم كه بیانات معصومین علیهالسّلام نسبت به مصادیق معیارهایی كه فرمودند آنها چه نحوه است. این بحث تا اینجا تمام شد انشااللَه در جلسه دیگر كه بعد از ماه مبارك رمضان هست ما وارد باصطلاح مطلب دیگر خواهیم شد.
