اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری

حقيقت ولايت رسول خدا و ائمه عليهم السلام و علت وجوب تبعيّت از ايشان شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه: ما حقيقة العبودية ...حیث أمَرهم اللَه به 1 – انسانها نبايد نسبت به آنچه خداوند به آنها عطا كرده است احساس ملكيّت و تعلّق كنند. 2 – هارون ‌الرشيد حكومت بر مردم را ملك طلق خويش مي‌دانست. 3 – برخي اوقات خداوند متعال از انسانهايي كه در قعر ظلمت و جهل به سر مي‌برند فرزنداني در اعلا مرتبة كمال بوجود مي‌آورد. 4 – تفسير آيه‌هاي 33 و 34 سورة طه (اذهبا الي فرعون، انه طغي... 5 – از آنجايي كه همة انسانها داراي فطرت الهي و وجدان مي‌باشند دعوت انبياء به سمت پروردگار دعوت عامّ و جهان شمول است و اختصاصي به مؤمنين ندارد. 6 – نجاشي پادشاه حكيم حبشه بر اساس تحقيق و حكم عقل و فطرت دعوت پيامبر اسلام را پذيرفت. 7 – ذکریکی از بشارت‌ها و اسراري را كه مرحوم علّامه طهراني نسبت به شاگردان خویش بیان می فرمودند. 8 – خسرو پرويز نامه پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم را قبل از خواندن آن پاره مي‌كند. 9 – رمز سلوك عبارتست از اينكه هر يك از افراد آنچه از شئون و تعلّقات و سِمَت‌هاي ظاهري به همراه خود دارند به كناري نهاده خود را با مردم يكي ببینند. 10 – متنبّه شدن يكي از معاريف همدان كه مخالف با طريق و راه عرفان بوده است. 11 – محل ضربت خوردن اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه محراب نافله حضرت بوده است نه محراب نماز جماعت ايشان. 12 – تأكيد مرحوم قاضي و بزرگان بر زيارت دو مكان مقدس در عتباب عاليات. 13 – رمز موفقيت رسول خدا و ائمه معصومين عليهم صلوات اللَه در هدايت مردم. 14 – معناي ولايت مطلقه و اينكه چرا اين ولايت تنها اختصاص به امام معصوم عليه السلام دارد.

حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان‏

7
  • این برای این است كه جلوی عقل و فطرت و وجدان آمد پرده انداخت امّا اینها بالآخره عقل دارند. روی این جهت تمام افرادی كه در دنیا هستند چه از حاكم و چه از غیر حاكم، حكّامی كه الآن در دنیا هستند، مال هر كشوری می‌خواهند باشند؛ رم، فارس، اروپا، افریقا نمی‌دانم آمریكا، استرالیا، عربستان، مراكش، مصر، افریقا، تمام كشورها، همه اینها، همه مردم، انسانند، فهم دارند، فكر دارند، وجدان دارند باید به آنها بَلاغ كرد، باید مطلب را به آنها رساند، قبول كردند، خودشان بردند، قبول نكردند شقاوت و خسران را برای خود خریدند. نه اینكه انسان بیاید و آنها را بایكوت كند، نه اینكه از اوّل ما بیائیم و آنها را كنار بگذاریم، نه اینكه با آنها معامله سنگ و بُت و چوب و آهن كنیم، اینطور نیست. چرا؟ چون این برخلاف نصّ قرآن است می‌فرماید به هارون و موسی: (اذْهَبا إِلى‌ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‌) بروید سراغ فرعون، نمی‌گوید بروید سراغ مردمِ فرعون، قوم فرعون، سراغ خودش بروید، سراغ این كسی كه در رأس قرار گرفته بروید، (إِنَّهُ طَغى‌) طغیان كرده، از مرتبه عبودیت و انسانیت پا فراتر گذاشته، به مرتبه سركشی و انانیت رسیده، شیطان او را فریب داده، جاذبه‌های دنیا و كثرات او را گرفتار كرده، بروید به او جرقّه بزنید، بروید او را متنبّه كنید، بروید او را متوجّه مقام عبودیت و انسانیت كنید. اینجا خیلی عجیب است‌ (فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً) با چماق نروید، با ضرب و شتم و فحش نروید، با آرامش با سكونت با كلام لَین، نرم، نرم‌ (قَوْلًا لَيِّناً) آرام باشید، درست صحبت كنید، منطقی با او حرف بزنید، «باید این كار را بكنی» این حرفها نیست، «باید» توی حرفهاتون ... «باید» با «قول لین» دوتاست؛ «اگر نكنی پدرت را درمی‌آورم» این با قول لین فرق می‌كند؛ «اگر اینطور نكنی چه می‌شوی» با قول لین. (قَوْلًا لَيِّناً): سلام علیكم، علیكم السّلام، حال شما چطور است؟ خوبید؟ بسیار خوب، حال شما؟ مدّتی دور بودیم، مشتاق زیارت شما بودیم و نتوانستیم، گفتیم بیائیم خدمتتان، حال‌و احوالی بكنیم، چه كنیم، یك خرده شروع كنید با هم صحبت كردن، گرم كردن، این می‌بیند: نه بابا! اینها چیز نیستند، خلاصه درست است موسی است، اژدها دارد، ید بیضاء دارد، فلان، ولی خیلی قشنگ صحبت می‌كند، چقدر واقعاً كلام لین خوب است، چقدر واقعاً انسان اخلاق رسول اللَه را به كار بگیرد در ارتباط با مردم، واقعاً چقدر خوب است. باید این كار را بكنی والّا من از خودم طردت می‌كنم؛ این كلام رسول خدا نیست، این مرام ائمّه نیست. باید این كار را بكنی والّا من چه می‌كنم؛ این مرام توحید نیست، این مكتب، (فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً) بگیرید، بنشینید، بخندید، صحبت بكنید، آرام، ترس را در او ایجاد نكنید، خوف و وحشت را در او ایجاد نكنید، وقتی كه اطمینان او را جلب كردید بگوئید كه: آقاجان! می‌آئیم با هم حساب می‌كنیم، شما كه هستید ما كه هستیم، شما جناب فرعون هستید، بر اریكه سلطنت هم تكیه زدید، شرق و غرب عالم هم در اختیارتان است ـ حالا شرق و غرب نباشد همان مصر ـ مصر در اختیارتان است، بر همه حكومت می‌رانید، حالا بیائیم یكی یكی حساب كنیم، منطقی صحبت كنیم، حرف بزنیم. اگر شما از بالای این تخت بیائید پایین، این قبا و عبا را هم از دوشت برداری، آن عمامه و تاج كذا كه مزین و مجلّل به جواهر و كذا هست اینها را هم از خودت برداری، ما هم این عمامه و عبا را از خودمان می‌كَنیم هر دو می‌شویم با هم یك پیراهن و یك شلوار، اونوقت با هم چه فرقی داریم؟ آنهایی كه تو داری بردار، آنهایی هم كه ما داریم با هم برمی‌داریم.