
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
11علی كلّ حال، تعلّق نباید باشد. تعلّق داشتن با ملكیت دوتاست. اگر ما به یك دید وسیعتری بخواهیم نگاه كنیم و دقیقتر، همان طوری كه خدمتتان عرض شد، اصلًا مالك حقیقی انسان پروردگار و صاحب مقام ولایت است و این مسأله شرعاً مُبرهن است. یادم است در آن وقتی كه راجع به مسألهای، همین مسائل، ما در خدمت استادمان مرحوم آیت اللَه حائری درس میخواندیم، راجع به این قضیه صحبت شد؛ یك روز خیلی ما با ایشان بحثمان دیگر بالا گرفت و رضوان اللَه علیه ایشان بسیار مرد منزّه و متّقی و معرض از دنیا بود، مرحوم آقای حائری. ایشان هر وقت مجال پیدا میكرد به زیارت امام رضا میرفت. بارها ما میدیدیم وقتی كه سوار اتوبوس میشدیم میخواستیم بیائیم طهران، میدیدیم ایشان بلیط گرفته از همین شركت، یك ترانسپورتی بود، برای مشهد بلیط گرفته. میرفت یك شب، دو شب میماند برمیگشت. روز شنبه ما میرفتیم سر درسشان از مشهد برگشته بود. هیچ كس هم اطّلاع نداشت، هر وقت هم مشهد میخواست برود، زیارت امام رضا، نصفههای شب میرفت كه كسی ایشان را نبیند، نیمههای شب میرفت. بسیار مرد منظّم و بسیار مرد متّقی بوده، خیلی. از تقوای ایشان و از اعراض ایشان خلاصه حكایتها ما داریم كه اینجا جایش نیست انشااللَه در جاهای دیگر. ما راجع به اینمسأله، من یادم است همان موقع كه، خب، نظر فقهی ایشان این بود كه حتّی حدود تصرّفات امام محدود است. من میگفتم: نه، تصرّف امام نامحدود است، ولایت امام عین ولایت خداست، ما به امام از دید یك بشر نگاه میكنیم آنگاه میگوئیم چگونه امام ممكن است فرض كنید كه دخل و تصرّفی خارج از حدود برایش میسور باشد؟ امام علیهالسّلام فرض كن حكم به طلاق زن بكند، ایشان نمیپذیرفتند. امام علیهالسّلام فرض كنید كه حكم به یك مسألهای بكند در خارج از حدودی كه حالا به نظر آن میآمد، نمیپذیرفتند. من عرض میكردم: نه، طبق ادلّه اگر ما ولایت امام علیهالسّلام را ولایت تكوینی بدانیم بین ولایت تكوینی امام و بین ولایت تكوینی پروردگار دیگر فرقی نیست، ما دو ولایت تكویتی كه نداریم، یك ولایت تكوینی است، آن ولایت تكوینی ظهورش در امام عصر عجّل اللَه تعالی فرجه است. لذا امام زمان علیهالسّلام به خود ما از ما نزدیكتر است پس بنابراین امام علیهالسّلام يختار ما يشاء و ما لَنا ان نَسألَ عَنه و ما لَنا أنْ نُكَلِّفَه و ما لَنا ان نُحَمِّلَ عَلَيه «چیزی را ما نمیتوانیم بر امام تكلیف كنیم.»
