اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام‏

17173
عنوان بصری
نسخه عربی

اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام‏

14
  • مرحوم علّامه طباطبایی این قضیه را هم نقل كردند این را می‌گوییم و مسائل ...؛ خیلی می‌خواستیم چیز كنیم، این مقدّمه‌ای كه گفتیم آن مقدّمه ظاهراً وقت مجلس را گرفت، انشااللَه برای جلسه آتی ایشان می‌فرمودند در حوزه نجف، سابق، درس فلسفه و عرفان داده می‌شد ولی به واسطه بعضی از مسائلی كه بعد پیش آمد كه جای صحبتش نیست و من مقداری از اینها را به طور مكتوب آورده‌ام، این حوزه دیگر از تدریس فلسفه محروم شد، از تدریس عرفان محروم‌شد و به عنوان یك امر اجنبی با این مسأله برخورد می‌كردند و آن طوری كه معروف است و مشهور هست بسیاری از اعاظم برای رفتن منزل مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه در شب، عبا به سر می‌كشیدند، می‌بینید كار به كجا باید بكشد كه رفتن منزل مرحوم قاضی جُرم محسوب می‌شد. عبا به سر می‌كشیدند، این طرف را نگاه می‌كردند، آن طرف را نگاه می‌كردند كه كسی آنها را نبیند. همان طوری كه بعضی از چیزها را ما الآن می‌بینیم؛ به این نحو. حالا مرحوم قاضی كی بود؟ از نظر علمی كم بود؟ از نظر اخلاقی كم بود؟ آیا چیزی شما از مرحوم قاضی دیدید؟ مسأله‌ای مشاهده كردید؟ چه بوده؟ كفر گفته؟ ولایت ائمّه را انكار كرده؟ مردم را به بی‌دینی سوق داده؟ چكار كرده؟ این آقای قاضی چه كار كرده، گناهش چه بود؟ گناه علّامه طباطبایی چه بود؟ بعد ایشان می‌فرمودند: در زمان مرحوم قاضی، مرحوم آقا شیخ محمّد حسین اصفهانی، مرحوم آشیخ محمّد حسین اصفهانی كُمپانی رضوان اللَه علیه كه بسیار مرد بزرگی بود و از اعاظم اصولیین و فقهای ما و شعرای ما و ادبای ما و فلاسفه ما بود و از زُهد ایشان و تقوای ایشان حكایتهای مُحیرالعقولی تعریف می‌كنند. مرحوم حاج شیخ محمّد حسین اصفهانی با مرحوم آشیخ محمّد رضا مظفّر و مرحوم آشیخ محمد جواد بلاغی، این سه تا می‌آیند می‌روند به منزل مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی. آسیدابوالحسن اصفهانی در آن موقع مرجع بود و مخالف با فلسفه و عرفان. می‌روند در منزل ایشان. آن خادم خبر می‌دهد به مرحوم آسیدابوالحسن كه این سه تا از آقایان آمدند. ایشان می‌آیند، وقتی وارد می‌شوند، می‌نشینند، خب معلوم است دیگر، سه نفر و همه در یك مسلك، یكی آشیخ محمّدحسین كمپانی یكی هم آشیخ محمّدجواد بلاغی صاحب تفسیر مهمّ و فلسفه داروین و یكی هم آشیخ محمّدرضا مظفّر، اینها همه از افراد مشخّص و مبرّز و صاحب علم و حكمت نجف، مشخص بود كه مسأله در این زمینه‌ها باید مطرح باشد. مرحوم آسید ابوالحسن می‌گوید: آقایان! فرمایشی دارند؟ آقا شیخ محمدرضا مظفّر ایشان رو می‌كند به آسید ابوالحسن اصفهانی، یك مقدّماتی را از تبدّل مسائل فرهنگی در دنیا و هجوم عقائد الحادی و بی‌دینی به ممالك اسلامی و خَلأ و ضعفی كه دستگاه روحانیت در مقابله با این تهاجم دارد مطالبی بیان می‌كند. بعد ایشان می‌فرمایند: ما الآن لازم می‌دانیم به لزوم شرعی و به وجوب شرعی كه مجالس تدریس فلسفه و عرفان در میان طلّاب نجف باز بشود و ما متعهّد می‌شویم كه طلّاب را مسلّح كنیم به سلاح منطق و به سلاح مقابله با آنها. همان كاری كه خدا رحمت كند مرحوم علّامه طباطبایی رضوان اللَه علیه ایشان در قم این كار را كردند. با تمام حرفها و با تمام كارشكنیها مرحوم علّامه رضوان اللَه علیه ، واقعاً ایشان حقّ بزرگی بر عالم اسلام دارد و آمد این كار را انجام داد و بحمداللَه فعلًا حوزه علمیه قم از این نعمت برخوردار است؛ نعمت تدریس فلسفه و تفسیر و عرفان و مسلّح شدن طلّاب و عُلماء و روحانیین به سلاح منطق در برابر افكار مُنحط و افكار بی‌دینی و لاابالی‌گری و امثال ذلك. وقتی كه كلام آشیخ محمّدرضا مظفر تمام شد؛ خب ببینید! این جا چطور باید موضع گرفت اینجا چه نحوه باید برخورد كرد. بالأخره این یك مسأله‌ای است. اگر نسبت به این مسأله جای حرف است باید پاسخ داد. آقایان مدّعی هستند كه الآن هجوم افكار بی‌دینی است، الآن افكار ماتریالیستی آمده و بر ممالك اسلامی هجوم آورده و ما نمی‌توانیم در قبال اینها به جز با روایات طهارات و نجاسات كه به جنگ اینها نمی‌شود رفت، با روایات غسل و وضو و حج كه نمی‌شود به جنگ این عقاید رفت و عقیده می‌آید نه ظاهر، ریشه را برمی‌دارد؛ دیگر نه دِیری می‌ماند و نه دَیاری، نه خانه‌ای می‌ماند و نه صاحبخانه‌ای. مسأله باید جواب داده بشود. آخر با داد و بیداد و اشاعه و تكفیر و اینها كه مطلب حل نمی‌شود. التفات می‌كنید؟ آن وقت جواب آقای آسید ابوالحسن را ببینید؛ آقای آسیدابوالحسن اصفهانی در قبال این منطق محكم و قوی منطقی كه ببینید، خودتان ببینید، ما نمی‌گوییم، بروید كتابهایی كه دارد می‌آید ببینید دیگر در قبال این، ایشان می‌گویند: من حاكم شرعی را مالك وجوهات می‌دانم و من نسبت به این وجوهاتی كه اعطاء می‌كنم به طلّاب نجف، خود را مالك می‌دانم و راضی نیستم یك ریال از این ملك خودم صرف بشود برای تدریس و برای تشكیل مجالس فلسفه و عرفان. این جواب یك مرجع به آشیخ محمّدحسین كمپانی است. این است قضیه. این چیزها را ما باید بدانیم، باید بدانیم آقا! شیعه چه نوساناتی‌داشته و چه فراز و نشیبهایی داشته. مسائل حقّه است. بیان این مطالب برای ادراك صحیح مكتب اهل بیت لازم است. خب آقا! اگر جواب دارید بیاید جواب بدهید؛ بگوید: نه، آقا شما اشتباه می‌كنید لازم نیست، یا بگذارید بیاید، این افكار بیاید، خود امام زمان جلوی اینها را می‌گیرد، بگذارید بیاید و اگر امام زمان جلوی اینها را شنیدم كه گفتند اگر امام زمان جلو می‌گیرد، درِ حوزه نجف را هم ببندید، امام زمان جلوی همه را می‌گیرد، چرا فقه و اصول را درس می‌دهید؟ اگر قرار است امام زمان متكفّل باشد؟ بقیه را هم به او بسپارید نه یك مقداریش را. پس كو مكتب امام صادق كه می‌فرمود: باید به جنگ با مخالفین بروید و هشام بن حكم را در كنار خودش می‌گذاشت چون با مخالفین با منطق قوی و برهان برخورد می‌كرد، كجا رفت؟ مكتب امام كاظم كجا رفت؟ مكتب امیرالمؤمنین كجا رفت؟ (وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)1 كجا رفت؟ (فَبَشِّرْ عِبادِ* الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)2 كجا رفت؟ این آیات قرآن چه شد؟ اینها همه ناشی از درك ناصحیح مسأله است و یك شیعه باید خود را با واقعیت تطبیق بدهد. قول حافظ، می‌فرمایند كه:

    1. سوره النحل (١٦)، قسمتى از آيه ١٢٥
    2. سوره الزمر (٣٩)، ذيل آيه ١٧ و صدر آيه ١٨